دو محور سیاست گذاری همیشگی در اقتصاد ایران دنبال می شده است: افزایش نرخ ارز و افزایش قیمت بنزین
در سال ۱۳۹۰ ارز دولتی ۱۲۲۶ به واردکنندگان حوزه های کالاهای اساسی داده می شد در آن سالها انتقاداتی وارد می شد به طور مثال در مخالفت با ارز ۱۲۲۶ گفته میشد: “به نظر می رسد که برخی زیر مجموعه های دولت باید خود را از واردات کالا به ویژه اقلام پروتئینی کنار بکشند”. تقریباً این سخن با رویکرد های دیگر زده می شد تا زمینه حذف ارز دولتی برای جلوگیری از رانت واردات تقویت شود. تقریباً ادلاتی مانند مبارزه با رانت و سوداگری و حمایت از تولید دو محور سیاست گذاری همیشگی اقتصاد ایران (افزایش نرخ ارز و افزایش قیمت بنزین) شده است. حال سوال این است که آیا این دو محور سیاست گذاری کمک به تولید و یا کمک به کاهش رانت می کند؟ یکی از محوری ترین پیامدهای سیاست افزایش نرخ ارز و افزایش قیمت بنزین شوک قیمتی است. از اصلی ترین پیامدهای شوک قیمتی، بی ثباتی است. بی ثباتی محوری ترین بستر برای اعمال قیمت گذاری دلخواه است. حذف ارز دولتی تایید افزایش قیمت ارز می شود و تایید افزایش قیمت ارز کمک به قدرت قیمت گذاری قیمت گذاران می شود که در نهایت همان ها که سیاست گذاری ها حول مخالفت با آنها بوده است منتفع از این دو سیاست گذاری می شوند. نکته ای که وجود دارد این است که چرا در کشورهای توسعه یافته مشکلاتی از این قبیل در این سطح و به این بزرگی نمی باشد که سیاست گذار نسبت به آن مشکلات منفعل شود؟ در واقع آیا می توان گفت نقص بزرگی در سیاست گذاری های کلان وجود دارد که سبب باقی گذاشته شدن این مشکلات شده است تا لازم باشد نسبت به آن سیاست گذاری کلان درست، اطلاعاتی صحیحی بدست آورد؟
فرضیه:
فرضیه پاسخ احتمالی به سوال است. پرسش این است که چگونه استمرار سیاست هایی که نرخ ارز و انرژی را افزایش می دهد در سیاست گذاری های اقتصادی دولت های ایران دیده میشود؟ فرضیه: با توجه به حضور اقتصادی دولتی ها و شبه دولتی ها و خصولتی ها در حوزه واردات بانک و تولید به نظر می رسد ساختاری متناسب با حفظ منافع چیده شده است. در این ساختار وام از محل هیچ به بخش خصوصی واقعی برای تولید داده میشود که در نهایت تمام خلق پول از هیچ به مالکیت وام دهنده از هیچ (صاحب اصلی بانک) برمی گردد. در این ساختار نیازمندی میتواند در غالب نیاز به استخدام یا دریافت مستمری معیشتی، بقای استمرار گردش نقدینگی شود به بیان دیگر زمانی که درآمد سرانه بالا نیست و بخش خصوصی واقعی به سختی می تواند پس از هزینه های متعدد و افزایشی، به این نتیجه برسد که امکان رسیدن به سود ندارد؛ ناچاری و نیاز، گرایش به سمت استخدام را ایجاد می کند که نیاز ساختار به استمرار گردش نقدینگی تضمین می شود. در این ساختار قیمت های کلیدی افزایش پیدا می کند تا شوک، قدرت قیمت گذاری بیشتر به قیمت گذاران بازار بدهد(اول کاری می کنند که افزایش قیمت ارز و انرژی بتواند به مثابه شوک عمل کند). البته در این ساختار وام دهی به تولید و استخدام به صورت یک سیکل سخت گیری و سهولت انجام می گیرد تا تصور نشود که هم در وام دهی و هم در استخدام، نفع ساختار ساخته شده است.
آزمون فرضیه:
در کشورهای توسعه یافته افزایش قیمت نهاده های دامی ناشی از بالا بودن تقاضا بوده است[۱](این خود نشان از وضعیت مطلوب اقتصادی و سرمایه گذاری است) لیکن تورم غذا این کشورها بیش از آنکه مربوط به افزایش قیمت نهاده های دامی باشد مرتبط با افزایش قیمت انرژی است این در حالی است که افزایش قیمت انرژی قابل مقایسه با افزایش قیمت غذا نمی باشد(روغن ها دانه ها در سال ۲۰۲۱ نزدیک ۱۸ تا ۲۰ درصد نسبت به سال ۲۰۲۰ افزایش قیمت داشته اند و حتی کنجاله تا ۵۰ درصد[۲] و این در حالی است که تورم غذا و تورم شاخص مصرف کننده کشورهای توسعه یافته با وجود افزایش ۲۴٫۴ درصدی انرژی برای آنها کمتر از ۶ درصد و ۵٫۲ درصد بوده است[۳]). بنابراین نگاه حمایت مالی درستی در فعالیت اقتصادی وجود دارد که سبب می شود افزایش قیمت کنجاله دانه روغنی و غیره موجب افزایش هزینه نهایی خریداری که می خواهند غذا تولید کند نشود. در نظر بگیرید در کشوری مانند ژاپن تکنولوژی های متعدد به کار گرفته شده است و مشاهده می شود تورم این کشور صفر می باشد که این خود نشان می دهد که ماهیت حمایت مالی برای خلق تکنولوژی چه ابعاد کمی و کیفی متفاوتی می تواند داشته باشد و چه پیامد های متفاوتی را می تواند عرضه کند.ماهیت حمایت درست: کمک به درآمد سرانه عدم تورم. تکنولوژی: کمک به عدم بازده به مقیاس فزاینده هزینه های تولید و جامع بودن اولویت ها برای خلق تکنولوژی: کمک به ایمنی در مقابل افزایش قیمت انرژی و عدم تبدیل شدن به شوک (تورم ۱۱٫۴ درصدی در قیمت انرژی در ژآپن نتوانسته منجر به تورم شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در کشور ژآپن شود یا تورم بیش از ۳۳ درصدی انرژی در ایالات متحده نتوانسته تورم غذا و تورم شاخص مصرفی را به بیش از ۶٫۸ درصد برساند).
[۱] https://blogs.worldbank.org/opendata/food-commodity-markets-prices-spike-amid-supply-shortfalls-and-strong-demand
[۲] https://blogs.worldbank.org/opendata/food-commodity-markets-prices-spike-amid-supply-shortfalls-and-strong-demand
[۳] https://data.oecd.org/price/inflation-cpi.htm
نکته ای در ضمیمه:
برای فهم درست اقتصاد از مشاهدات کامل و یا روش شناسی درست بکارگیری مشاهدات کمک بگیرید( https://commentnews.ir/?p=4138 و https://commentnews.ir/?p=4143 و https://commentnews.ir/?p=4157 و https://commentnews.ir/?p=4157 و https://commentnews.ir/?p=4170)
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026