اکونومیست در آخرین مقاله خود ایده کمبود سرمایه مادی را برای اقتصاد ۲۰۲۰ پیش بینی و ارائه داده است. سه محور ضرورت انتقال انرژی، سیاست گذاری پوپولیست اقتصادی و تغییر زنجیره تولید مستندات ادعای اکونومیست بود. به باور اکونومیست رویکرد های بسته های حمایتی دولت ایالات متحده و اروپایی در مواجه با کرونا، سیاست های […]
اکونومیست در آخرین مقاله خود ایده کمبود سرمایه مادی را برای اقتصاد ۲۰۲۰ پیش بینی و ارائه داده است. سه محور ضرورت انتقال انرژی، سیاست گذاری پوپولیست اقتصادی و تغییر زنجیره تولید مستندات ادعای اکونومیست بود.
به باور اکونومیست رویکرد های بسته های حمایتی دولت ایالات متحده و اروپایی در مواجه با کرونا، سیاست های اقتصادی پوپولیست ای بوده است. اکونومیست معتقد است حمایت های تریلیون دلاری ایالات متحده و میلیارد دلاری اتحادیه اروپا در نهایت به افزایش نرخ بهره ختم می شود. در مورد انتقال انرژی اکونومیست معتقد است با جایگزین شدن انرژی از انرژی فسیلی به انرژی باد و خورشید، هزینه های انرژی و به تبع هزینه ثابت و هزینه متغیر به شدت افزایش پیدا می کند و این دلیل دیگری بر کمبود سرمایه مادی می شود. و در نهایت و دلیل سوم کوتاه شدن زنجیره تولید است که نیاز به سرمایه در گردش را افزایش می دهد.
آیا می توان تحلیل بهتری ارائه داد؟
در مورد حرکت از انرژی فسیلی به انرژی های جدید: ایده یک محصول بارور دهنده است و استهلاک ندارد. ایده نوآورانه و ایده فناورانه، زمینه اشتغال بیشتر به صورت بازده به مقیاس فزاینده اشتغال را می تواند فراهم کند. در ضمن بسته به ماهیت و مصداق حمایت مادی از هدف گذاری تحقق تکنولوژی، نه تنها محدودیت سرمایه مادی می تواند ایجاد نشود بلکه درآمد سرانه ارتقاء پیدا کرده ، همچنان در سطح بالا حفظ شود. در مورد واژه پوپولیست، به نظر مصداق درست پوپولیست اقتصادی، ماهیت های متفاوت در حمایت های مادی از متقاضیان سرمایه گذاری در کالاهای تولیدی، ایده های نوآورانه و ایده های فناورانه است. کوتاه شدن زنجیره تولید در نهایت آنچه یک واژه مبهم به نظر می رسد ولی با همان منطق ذکر شده برای انتقال انرژی، می تواند از نگاه ارتقاء اشتغال و حفظ درآمد سرانه ارتقاء پیدا کرده نگاه شود.
نکته: در نظر بگیرید در کشوری مانند ژاپن تکنولوژی های متعدد به کار گرفته شده است و مشاهده می شود تورم این کشور صفر می باشد که این خود نشان می دهد که ماهیت حمایت مالی برای خلق تکنولوژی چه ابعاد کمی و کیفی متفاوتی می تواند داشته باشد و بطبع چه پیامد های متفاوتی را می تواند عرضه کند(https://commentnews.ir/?p=4291 و https://commentnews.ir/?p=4150).
ضمیمه۱: نرخ رشد بهره وری کشورهای توسعه یافته در سنخیت با نرخ رشد تولید است. بنابراین بهره وری نمی تواند توضیح دهنده عدم همگرایی درآمد سرانه کشورهای توسعه یافته باشد و آن علتی که توانسته علت عدم همگرایی درآمد سرانه باشد ( که به صورت مقطعی بوده است) همان علتی برای ارتقاء سطح بهره وری (مانند سطح درآمد سرانه ) شده است. این مساله می تواند اهمیت حمایت مادی از جایگاه ماهیت و ابعاد کمی و کیفی آن را مشخص سازد.
ضمیمه ۲: منطق هایی در مقدم کردن های نادرست در علم نظریه اقتصاد وجود دارد. برخی از آن در این فیلم(اینجا) آورده شد(در ارتباط با منطق اصلی حول محور مقدم کردن های نادرست در اقتصاد سنجی: وقتی یک رابطه ریاضی مقدم بر مفهوم ریاضی می شود تا با امکان خلق مفاهیم جدید، ریل گذاری پوشش صحت نظریه تورم پولی شکل بگیرد سوای این که خود نظریه تورم پولی بر مبنای عدم اصلاح نظریه اقتصاد کلان بنا شد).
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026