بازار خشکبار را در نظر بگیرید. قیمت ای که برای آن در نظر گرفته می شود لزوماً متناسب با هزینه نهایی تولید نیست! این یعنی قانون بازار قیمت تعیین کرده است. قبلا فکر می کردیم قانون بازار فقط در بازار محصول و توسط فروشندگان است ولی ضمن این که باید گفت هر فروشنده ای امکان قیمت گذاری را ندارد؛ باید بگوییم قانون بازار در حوزه تولید نیز است. فی الواقع قیمت، وقتی سیاست مخالف با قانون بازار اجرا نمی شود، توسط قانون بازار هم در حوزه تولید و هم توزیع وضع می شود.
وقتی شما می خواهید یک کیلو از یک محصول را بفروشید متوجه می شوید افراد از شدت قیمت اعلامی در حیرت قرار می گیرند بعد متوجه می شوید که فشار روحی متحمل افرادی می شود که امکان خرید پیدا نمی کنند.. و سپس از خود می پرسید بله واقعاً این محصول گران است (تایید این مطلب را در این می بینید که خودتان به عنوان یک خرده فروش توان خرید برای مصرف آن، برای خود را هم ندارد یا غیره) بعد از خود می پرسید چرا گران است؟ اگر یک فروشنده سود زیادی را نمی برد پس چه کسی سود زیاد، از این قیمت می برد؟ سود این قیمت را کسانی می برند که تولید کننده انبوه هستند. بعد شاید مشخص شود که اصولاً قیمت گذاری توسط تولید کنندگان انبوه صورت می گیرد. تولید کنندگانی که می توانند قیمت را کاهش دهند و شرایط تقاضا را به سمت خود جلب کنند.
این که فکر شد؛ قیمت گذاری فقط در بازار محصول است و بازار تولید، قیمت گذار بر اساس هزینه نهایی تولید است؛ مورد خدشه قرار گرفت. حال شباهتی وجود دارد. کسانی که در بازار فروش و در بازار تولید، قیمت گذاری می کنند؛ کسانی هستند که توانایی بهره برداری از قانون بازار را دارند. یک طرف معادله قانون بازار صدق کند، قیمت گذاری می تواند از سوی صاحبان آن ایجاد شود. اگر یک تولید کننده، تولیدکننده عمده باشد یا اگر چند تولید کننده عمده وجود داشته باشد و اگر یک فروشنده ، فروشنده بزرگ باشد می توان گفت هم در بازار تولید و هم در بازار محصول کسانی هستند که می توانند قیمت گذاری را دنبال کنند و نکته این جاست که این قیمت توسط تولید کنندگان خرد یا فروشندگان خرد نمی شکند چرا که ساختار تورم زایی که سیاست مقابل با قانون بازار و اقتصاد آزاد (اقتصاد آزاد تعدیل شده در قانون بازار و عدم مداخله) را دنبال نمی کند؛ چاره ای جزء پذیرش قیمت گذاری ها را برای پوشش هزینه های جاری زندگی نمی دهد( البته گاهی ممکن است قیمت گذاری وضع شده توسط فعالان بزرگ، کفاف هزینه نهایی فعالان کوچک را نیز ندهد!).
قانون بازار جایی است که می توان قیمت گذاری را فراتر از هزینه نهایی تولید برد و این هم در بازار فروش و هم در بازار محصول می تواند دنبال شود و کسانی هم می توانند این امر را دنبال کنند که بتوانند در خور قانون بازار باشند یعنی عرضه کننده بزرگ در بازار باشند حال چه می خواهد این بازار ، بازار محصول باشد یا بازار تولید.
بنابراین تا اینجا متوجه شدیم که مصداق استفاده از قانون بازار برای افزایش قیمت ، فراتر از بازار محصول است و اگر قاعده قانون بازار در بازار تولید و بازار توزیع نیز باشد در آنجا نیز قانون بازار وجود دارد.
نباید فکر کرد که برخورد با بزرگ، موفقیت برای شکست قانون بازار است. برخوردهای این چنینی اگر منجر به کاهش انگیزه بازیگران خرد نشود، این ضرر را در پی دارد که اقتصاد وابسته به برخورد قهری را تداعی کند در عین آنکه نه نیاز به ارتقاء درآمد سرانه رفع شده است و نه سطح تورم بر اساس قیمت متناسب با هزینه نهایی تولید می تواند تنزل پیدا کند.
تکنولوژی چگونه می تواند کمک کند؟
وقتی پایداری مازاد تقاضا شکسته شود، امکان شکسته شدن تلاش مقیاس بزرگ ها برای استفاده از قانون بازار کاهش می یابد. ولی مهمتر این است که بازار اگر چند مقیاس بزرگ دارد ؛ چندین و چندین مقیاس کوچک در تمام بازار ها فعالیت می کنند. اگر تکنولوژی، کمک به افزایش حجم فعالیت مقیاس خرد ها کند؛ بی نیازی مقیاس خرد ها از قیمت های اعلامی بازار، سبب میشود که قیمت توسط همین مقیاس خرد ها شکسته و هدایت شود.
خود ابزار جدید سیاست پولی علاوه بر اینکه به علت کمک به خلق تکنولوژی در شکست پایداری مازاد تقاضا می تواند خلاف قاون بازار عمل کند، چون حمایت مالی بلاعوض جامع مستقیم پایدار از تولید کنندگان نهایی (علاوه بر متقاضیان سرمایه گذاری در ایده های نوآورانه و فناورانه و تبدیل به تکنولوژی) را نیز دنبال می کند (مولدان یا تولید کنندگان نهایی در بازار تولید و بازار محصول و غیره همین گروه های خرد می باشند)؛ می تواند همان رویه جلوگیری استفاده مقیاس بزرگ ها از قانون بازار را تقویت کند.
در نظر بگیرید که خود ابزار جدید سیاست پولی ، مانع تورم است همین مساله عدم تورم به مقیاس خرد ها کمک می کند که رویه حفظ قیمت بر اساس هزینه نهایی بهتر دنبال شود.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026