آنچه رائول پربیش نگران آن بود افزایش نرخ ارز ارادی از روی ناچاری بود. متغیری که البته برای آن تئوری نبود که فشار هزینه ی درون زا را معرفی می کند. ولی دیدیم که نرخ ارز افزایش پیدا نکرد و نگرانی رائول پربیش محقق نشد چرا که سیاست جایگزینی واردات نیاز به واردات را کاهش […]
آنچه رائول پربیش نگران آن بود افزایش نرخ ارز ارادی از روی ناچاری بود. متغیری که البته برای آن تئوری نبود که فشار هزینه ی درون زا را معرفی می کند. ولی دیدیم که نرخ ارز افزایش پیدا نکرد و نگرانی رائول پربیش محقق نشد چرا که سیاست جایگزینی واردات نیاز به واردات را کاهش داد و نیاز نبود توسل به درآمد های صادراتی به مرحله ی نیاز برسد که نرخ ارز را افزایش دهند.
در مورد ایران وقتی می گویند ببخشید نرخ بهره را افزایش می دهیم چون رشد نقدینگی سبب تورم شده و اگر نرخ بهره افزایش پیدا نکند این تورم بیشتر می شود و یا نه حتی بگویند ببخشید اگر نرخ بهره را افزایش ندهیم نمی توانیم مانع رشد نقدینگی بشویم و غیره چگونه باید تفسیر کنیم این سخنان را ؟
قبل از هر چیز آیا می دانیم که در ایالات متحده ای که نرخ بهره در سال های ۲۰۰۸ الی ۲۰۲۱ به تعداد زیاد صفر درصد بوده است؛ سهم وام در حمایت مادی کمتر از یک درصد است یعنی با وجود نرخ بهره صفر وام ها، کمتر از یک درصد نیاز به منابع مادی از طریق وام بانکی تامین می شود(اینستاگرام کامنت نیوز و گزارش چرا لیبرالیسم اقتصاد آزاد را تایید کرد کامنت نیوز). آیا این نشان نمی دهد که نظریه تورم فشار تقاضا ایراد دارد و بسیاری از کشورها آن رامی دانندو از سیاست پولی در تعریف و مصداق درست استفاده می کنند؟
ثانیاً وقتی افزایش ارادی ولی از روی ناچاری نرخ ارز پربیش با اجرای یک سیاست تولیدی یا بهتر بگوییم یک سیاست غیر قیمتی رفع رجوع شد؛ می توان گفت هم چنان فرض نظریه تورم فشار تقاضا (در عین باطل بودن این نظریه به علت جایگزاری نادرست در هنگام تفسیر سیاست پولی و غیره) در عدم وجود تورم فشار هزینه درون زا پابرچاست و فشار هزینه درون زای ارادی از روی ناچار موضوعیت ندارد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026