جالب است که منحنی عرضه کلان را کلاسیک های جدید وارد اقتصاد کلان کردند و در شرایطی که اقتصاد در بعد کلان رنج نمی برد؛ منحنی عرضه کلان وارد شده توسط کلاسیک های جدید رنج و مشکل طرف تقاضا را اجتناب ناپذیر می کرد که خود شکست تفسیر سیاست پولی از بعد و زاویه مقدم کردن قیمت بر تولید اگر از مترادف نبودن سیاست پولی با تقاضای کل چشم پوشی کنیم؛ است؟

ادوار تجاری

سیکل تجاری یک حقیقت نیست و  غیر طبیعی  است و بهتر از  منحنی عرضه کلان، نماینده منحنی عرضه کلان کلاسیک های جدید است! چرا که منحنی عرضه کلان کلاسیک های جدید نمی تواند دائمی باشد! زمانی که حرکت روی منحنی عرضه کلان نیازمند وجود توهم پولی است؛ مشکل طرف تقاضا یک امر اجتناب ناپذیر است که منحنی عرضه کلاسیک جدید را ناتوان می کند( جالب است که منحنی عرضه کلان را کلاسیک های جدید وارد اقتصاد کلان کردند و در شرایطی که اقتصاد در بعد کلان رنج نمی برد؛ منحنی عرضه کلان وارد شده توسط کلاسیک های جدید رنج و مشکل طرف تقاضا را اجتناب ناپذیر می کرد که خود شکست تفسیر سیاست پولی از بعد و زاویه مقدم کردن قیمت بر تولید اگر از مترادف نبودن سیاست پولی با تقاضای کل چشم پوشی کنیم؛ است). این مساله به صورت طبیعی سبب میشود آن تولید کننده ای که انگیزه برای افزایش تولید خود در قالب قانون بازار، افزایش قیمت ها قرار داده یا معرفی کرده بود؛ حاضر شود رویه دیگری از انگیزه خود که پاسخ به تقاضا بدون واسطه قرار دادن افزایش قیمت را نیز رونمایی کند. این مساله یعنی افزایش قیمت افزایش تولید و کاهش قیمت و افزایش تولید (شیب صعودی) یا افزایش قیمت کاهش تولید کاهش قیمت کاهش تولید، همان سیکل ادوار تجاری است. پول گرایان سیکل ادوار تجاری را چگونه تحلیل کردند؟

پولگرایان مانند کلاسیک های جدید می گویند که چرخه های تجاری یک امر طبیعی هستند و اگر دولت دخالت کند وضعیت را بدتر می کند یعنی تورم یا رکود، چرخه های طولانی تری را می گذراند. یعنی مثلا در شرایط رونق اجرای سیاست انقباضی سبب تشدید رکود می شود چرا که پیامد سیاست انقباضی وقتی ظاهر می شود که اقتصاد پس از سیر طبیعی خود، تورم و رونق را گذرانده و وارد کاهش تولید و کاهش قیمت شده است.  

مکتب چرخه های تجاری حقیقی چه می گوید؟

این مکتب معتقد به عدم تعادل نیست و کاهش و افزایش تولید را مربوط به تصمیم داوطلبانه نیروی کار در انتخاب کار یا عدم انتخاب کار به واسطه شوک های تکنولوژی می داند. این مکتب چون پول را منفعل نسبت به تصمیمات نیروی کار و کاهش یا افزایش تولید می داند؛ تورم را همراه با چرخه های تجاری نمی بیند(پول منفعل نسبت به افزایش و کاهش تولیدای که به علت شوک تکنولوژی است  نه منفعل نسبت به مولفه هایی مانند کسری بودجه یا فشار هزینه).

کلاسیک های جدید بر اساس تکنولوژی منحنی عرضه کلان را ترسیم کردند؟

کلاسیک های جدید روی محور عمودی قیمت را نشان دادند و مدل رشد سولو را منطبق با منحنی عرضه کلان کردند(بماند که مکتب چرخه های تجاری حقیقی مدل رشد سولو را منطبق با چرخه های تجاری می داند). اگر قرار به آن باشد که قیمت شروع توضیح حرکت روی منحنی عرضه باشد؛ می بایست افزایش تقاضا سپس افزایش قیمت، محرک برای افزایش تولید باشد ( تکنولوژی تنها امکان فنی  افزایش تولید را عهده دار شده است). بنابراین منحنی عرضه کلان بیش از آنکه مدل رشد سولو باشد ؛ مدل مبتنی بر تفسیر خاص از سیاست پولی است. تفسیری که می بایست اصلاح شود چرا که امکان برقرار بودن منحنی عرضه کلان را نمی دهد و به صورت طبیعی چرخه های تجاری را جایگزین منحنی عرضه کلان اقتصاد می کند (البته که مکتب تجاری حقیقی پیش دستی کرده و این مطلب را بیان کرد تا: ۱- از زاویه مبتنی بودن منحنی عرضه کلان به تفسیر خاص از سیاست پولی و ضرورت اصلاح نظری تفسیر سیاست پولی،  به جایگزین شدن چرخه های تجاری حقیقی با منحنی عرضه کلان، نگاه نشود ۲- غیر طبیعی بودن چرخه های تجاری حقیقی پنهان شود ۳-  رد منحنی عرضه کلان و اصلاح تفسیر سیاست پولی نتیجه گیری نشود). ولی در حقیقت فرایند چرخه های تجاری یک فرایند طبیعی نیست چرا که پایه گذاری آن بر اساس عدم حمایت و استفاده حداکثری تولید کنندگان برای افزایش سود لست و مبتنی بر شواهد تجربی (به علت ثابت عدم تورم و عدم رکود) نیست.

نکته:

نکته ۱: صحبت از انفعال یا غیر انقعال پول مهم نیست چرا که انفعال در برابر فشار هزینه تورم  فشار هزینه است و انفعال در برابر کسری بودجه تورم فشار تقاضا است که تورم فشارهزینه درون زا ضد فرض نظریه تورم فشار تقاضا است. نظریه تورم فشار تقاضایی که با اصلاح از بین می رود.  

نکته ۲: تفسیر منحنی عرضه کلان از سوی کلاسیک های جدید ایراد دارد چون ادوار تجاری منحنی عرضه کلان کلاسیک های جدید را توضیح می دهد. و وقتی ریشه ادوار تجاری در این است نباید از طریق مکتب ادوار تجاری حقیقی ریشه ادوار تجاری را پنهان و هم به ادوار تجاری و هم منحنی عرضه کلان کلاسیک های جدید ( و به تبع تفسیر کلاسیک های جدید از سیاست پولی) موضوعیت داد.

نکته ۳: کلاسیک های جدید در دام همان منحنی عرضه صعودی هم قرار نگرفتند. آنها منحنی عرضه کلان را عمودی بیان کردند و گفتند توهم پولی وجود ندارد(ولی همین که کلاسیک های جدید انتظار داشتند که توهم پولی انگیزه نیروی کار برای افزایش تولید باشد خلاف پایه های اقتصاد خرد بود. در اقتصاد خرد تورم نبود ولی عامل انگیزه تولید کنندگان مقدم شدن قیمت بر تولید و عامل انگیزه نیروی کار افزایش دستمزد معادل بازده نهایی تولید بود). بعد از کلاسیک های جدید دو اتفاق افتاد. مکتب ادوار تجاری حقیقی به وجود آمد که سیکل تجاری را رسمیت بخشید. و کینزی های جدید آمدند و منحنی عرضه کلان صعودی را رسمیت بخشیدند. بنابراین وقتی این سوال از کلاسیک های جدید شودکه منحنی عرضه کلان شما بالاخره چیست و اگر آنچه از عمودی بودن بیان کردید صرفاً پیامد سیاست پولی از نظر شما بوده است و نه منحنی عرضه کلان و لطفا چارچوب منحنی عرضه سولو را بفرمایید؛ تلویحاً کار بر کلاسیک های جدید ساده تر می شود اگر منحنی عرضه کلان کلاسیک های جدید مانند منحنی عرضه کلان کینزی های جدید صعودی در نظر گرفته شود.

نتیجه گیری:

سیکل ادوار تجاری در واقعیت وجود ندارد. اولا نمی توان به خاطر درصد های اندک تغییر تورم ، بگوییم تورم موضوعیت دارد و کاهش و افزایش آن موضوعیت دارد. ولی حتی اگر بخواهیم بر اساس همان درصد های پایین تغییر نرخ تورم ، از افزایش و کاهش آن صحبت کنیم! باز هم زوج مرتب سیکل ادوار تجاری محقق نمی شود.

زوج مرتب سیکل ادوار تجاری این است: تورم و افزایش تولید تورم و کاهش تولید کاهش تورم و کاهش تولید کاهش تولید و افزایش تولید

ولی در همان نرخ ها این زوج مرتب پشت سر هم تکرار نمی شدند و زوج مرتب های جدید ایجاد می شدند.

بنابراین اصلی ترین مساله این است که چه نظریه ای پشت ایجاد یا تایید سیکل ادوار تجاری است چون سیکل ادوار تجاری درست نیست و قاعدتاً آن نظریه نیز چه در ایجاد یا تایید ایراد دارد. سیکل ادوار تجاری را تفسیر کلاسیک های جدید از منحنی عرضه کلان خلق می کند چون عرضه به واسطه افزایش قیمت و مقدم کردن افزایش قیمت بر افزایش تولید ، طرف تقاضا را پیش نمی برد و این سبب می شود که تولید پس از افزایش تولید کاهش یابد و مجدد تولید کننده اولین پیامد افزایش تقاضا در پی کاهش قیمت را افزایش تولید قرار بدهد. وقتی بخواهیم به تفسیر کلاسیک های جدید از منحنی عرضه ایراد بگیریم ؛ کلاسیک های جدید می گویند توهم پولی وجود ندارد و منحنی عرضه عمودی است. ولی به هر حال کلاسیک های جدید از این زاویه نگفتند که منحنی عرضه آن صعودی نیست و ثانیاً شما منحنی عرضه کلان را می خواستید وارد ادبیات اقتصاد کلان کنید و اگر منظور شما از عمودی بودن منحنی عرضه تفسیر شما از سیاست پولی بود ؛ منحنی عرضه شما چیست؟ مکتب ادوار تجاری حقیقی که ریشه نظری آنچه می تواند به عنوان سازنده سیکل ادوار تجاری باشد را پنهان و از شوک تکنولوژی و تغییرات تصمیمات داوطلبانه نیروی کار در افزایش و کاهش تولید سخن گفت. قاعدتاً این نظریه شکست می خورد و نگاه به تکنولوژی از این زاویه مورد تردید قرار می گیرد. هم چنان که به واسطه تکنولوژی صحبت از بازده به مقیاس فزاینده تولید شد. ولی اهمیت تکنولوژی باید در ابعاد دیگر باشد.