ادوار تجاری را جدی نگیریم..
ادوار تجاری را جدی نگیریم[۱] ولی این سوال را جدی بگیریم:
چرا هزینه نهایی کشورهای توسعه یافته افزایش چندان نداشته و چرا تورم فشار هزینه درون زا از ناحیه حرکت روی منحنی عرضه نداریم؟[۲]
این سوال سوال خوبی است.
مقدمه ای هم شاید نیاز داشته باشد:
در واقع اگر قرار به ترسیم منحنی عرضه باشد چه ماهیتی برای آن درست است؟ ماهیت اقتصاد خرد یا ماهیت اقتصاد کلان؟
ماهیت اقتصاد کلان ایرادات خاص خود را دارد ولی وقتی پیامد سیاست پولی مخالف آنچه گفتند نباشد؛ اقتصاد می تواند هم چنان بر اساس ابزارهای سیاست گذاری کلان تعریف شود(در اقتصاد کینزی سیاست مالی این کار را کرد).
[۱] سیکل ادوار تجاری در واقعیت وجود ندارد. اولا نمی توان به خاطر درصد های اندک تغییر تورم ، بگوییم تورم موضوعیت دارد و کاهش و افزایش آن موضوعیت دارد. ولی حتی اگر بخواهیم بر اساس همان درصد های پایین تغییر نرخ تورم ، از افزایش و کاهش آن صحبت کنیم! باز هم زوج مرتب سیکل ادوار تجاری محقق نمی شود.
[۲] درست است که اقتصاد خرد بیان می دارد در بلند مدت سود اقتصادی هر بنگاه صفر است و در مینیم LAC هستند ولی این با فرض ورود بنگاه های جدید است. اگر قیمت دیکته شده (به علت بازار رقابتی تولید کنندگان قیمت تعیین نمی کنند) بالاتر از مینیم LAC باشد و بخواهیم افزایش تولید برای هر بنگاه را دنبال کنیم حرکت روی منحنی عرضه خرد اتفاق می افتد (منحنی عرضه در اقتصاد خرد منحنی هزینه نهایی بالاتر از Min Avc است)؛ که این همان تورم فشار هزینه درون زا است. ولی اقتصاد خرد منحنی عرضه بلند مدت را بیشتر با تمرکز بر ورود بنگاه های جدید (انتقال منحنی عرضه بازار) و مقیاس بیرونی صنعت (انتقال منحنی عرضه MC بنگاه، متناسب با ماهیت صنعت تولید کننده نهاده های این بنگاه)، ترسیم کرد. که البته فرقی در سوال چرایی عدم تورم فشار هزینه درون زا به علت افزایش تولید هر بنگاه در کشورهای توسعه یافته ایجاد نمی کند. تورم فشار هزینه درون زا این قدر غریب است که حتی در نظریه های تورم اقتصاد کلان، فرض نظریه تورم فشار تقاضا، عدم تورم فشار هزینه درون زا به علت ماهیت ارادی آن و غیر منطقی بودن آن است.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026