ضریب جینی ایران با یک درصد کاهش نابرابری کمتری را نشان میدهد این در حالی است که در دهک های اولی تقسیم بندی ایرانی، معیار درآمد های ماهانه کمتر از بیست میلیون تومان بوده است یعنی ایران در شرایطی در وضعیت تقریباً یکسان از لحاظ ضریب جینی با ایالات متحده به سر می برد که ممکن است یک درصدی های خود را که سهم بیش از هفتاد درصدی در بازار پول دارند در محاسبات ضریب جینی خود منظور نکرده باشد. سوای این مسائل وضعیت درآمد سرانه ایالات متحده نشان میدهد که هر فرد در این کشور از قدرت خرید بیش از شش برابری برخوردار است تورم اندک ایالات متحده را نیز که کنار بگذاریم این سوال باقی می ماند به راستی ژورنالیست نویس های آمریکایی تا چه حد آنچه از اقتصاد آمریکا می گویند مرتبط با اقتصاد آمریکا است و تا چه حد مرتبط با کتاب هایی که در زمینه اقتصاد مورد مطالعه قرار داده اند؟
سایت خبری اتاق بازرگانی به شرح مقاله دامبیسا مویو، اقتصاددان و نویسنده کتاب «پنجاه سال اشتباه اقتصادی و گزینههای دشوار پیش رو» که در نیویورک تایمز به چاپ رسیده است پرداخت. موارد زیر خلاصه های مقاله ذکر شده است:
۱- امروز سیاستهای پولی بیشتر به سود دارندگان داراییهای مالی بوده تا به سود افرادی که سرمایههای واقعی مثل زمین، کارخانه و نیروی کار دارند. علتش این است که قدرتمندترین بانکهای مرکزی جهان بیشتر روی کنترل تورم متمرکز بودهاند تا روی افزایش ظرفیت صنعتی و اشتغال در «اقتصاد واقعی».
۲- این وضعیت در بانکداری مرکزی که ظرف چهار دهه اخیر ادامه داشته، باعث شده شرکتهای بزرگ بیشتر به دستاوردهای کوتاهمدت علاقه داشته باشند و سرمایهگذاریهای بلندمدت را کمتر مورد توجه قرار بدهند. اعتراضاتی که در خصوص نابرابری و شکاف دستمزدی در اکثر کشورهای جهان شنیده میشود، محصول این دوران است.
۳-در آمریکا وظیفه فدرال رزرو این بوده که برنامه دوگانهای را با محوریت «افزایش حداکثری اشتغال» و نیز «تثبیت قیمتها با محدود کردن تورم» دنبال کند. اما یک نکته مهم اینجا وجود دارد: فدرال رزرو اهداف خاصی در زمینه تورم دارد و مثلاً میخواهد که نرخ تورم را در سطح دو درصد نگه دارد اما در زمینه اشتغال هیچ هدف مشخصی ندارد. فدرال رزرو میتوانسته به جای این کار، سیاستهایی را در پیش بگیرد که کاهش نرخ بیکاری در آنها به عنوان عاملی تعیینکننده در تصمیمگیریهای مربوط به تشویق یا ترمز مالی روی اقتصاد شناخته شود. در آن صورت، خطر کاهش دستمزدها پایین میآمد و شرکتها هم دنبال سرمایهگذاری درازمدت و نقشآفرینی بیشتر در رشد اقتصادی میافتادند.
۴-با این اوصاف، از چه راه دیگری میتوان بازارهای مالی را به اولویتدادن به سرمایهگذاری واقعی تشویق کرد؟ دولتها میتوانند مالیات بیشتری روی سود سهام پرداختی به سرمایهداران بزرگ شرکتهای بزرگ ببندند و همزمان، کاهش مالیات برای سرمایهگذاریهای درازمدت را مورد توجه قرار دهند. با این وجود، همچنان تعجبی ندارد که سرمایهگذاران دنبال بازده مالی کوتاهمدت باشند. برای پاسخ به همین نیاز بوده که در یک دهه گذشته، کسب و کارها از سرمایهگذاریهای زیرساختی مثل تحقیقات، کارخانهسازی و ماشینآلات فاصله گرفتهاند و بنابراین نقشآفرینیشان در رشد نوآوری پایین آمده است.
۵-مسئله دیگر هم این است که تمرکز قدرت شرکتی در دنیای امروز به شدت بالا گرفته است. دولتهای جهان باید به این مسئله توجه کنند که در بخشهایی مثل بانکداری، تکنولوژی و خطوط هوایی شاهد حضور انحصاری برخی شرکتهای عظیم چندملیتی هستیم. این وضعیت باعث کاهش رقابت شده و قیمتگذاری را در دستان شرکتهای بزرگ و مرتبط به هم قرار داده است.
۶-در همین میان، شرکتهای تکنولوژیک بزرگ از سوی سیاستمداران تحت فشار قرار گرفتهاند تا به چند شرکت تقسیم شوند یا از قدرتطلبی و انحصارگرایی دست بردارند. اما از آنجا که نهادهای ناظر بینالمللی در این زمینه نقش خاصی ایفا نمیکنند، این رویکرد به نتیجه نرسیده و همچنان قدرت به شکلی فزاینده در اختیار شرکتهای تکنولوژیک قرار دارد؛ مسئلهای که در زمان برگزاری انتخاباتها به شدت خودش را نشان میدهد.
۷-حالا و در شرایطی که بحران کرونا به شدت جهان را در چنگال خود گرفتار کرده، مسئله اصلی این است که چگونه میتوانیم در نحوه زندگی و کار خود تجدید نظر کنیم؛ و این مسئله در ابعاد بزرگتر کاملاً به عرصه جهانی نیز تعمیم پیدا میکند. این یعنی فرصتی طلایی پیدا شده است برای آن که ببینیم اقتصاد جهانی بر اساس چه ساختارهای تازهای میتواند کار کند. این فرصت را نباید از دست داد.
کامنت نیوز به نقد مقاله دامبیسا مویو می پردازد. این نقد به شرح زیر است:
۱- تورم در ایالات متحده نه از طریق هدف گذاری نرخ تورم بلکه از طریق هدف گذاری خلق تکنولوژی و حمایت در ماهیت درست کاهش یافت. بانک مرکزی ایالات متحده بیش از آنکه به سیاست پولی اقباضی بپردازد به سیاست انبسطی پرداخته است و آنچه در این مقاله آمده است بیشتر منطبق بر کتاب های نوشته شده از اقتصاد است نه اقتصاد ایالات متحده.
۲- اعتراضات دیده شده یک اعتراضات موقت میتواند باشد اگر خود منشاء یافته از تحلیل های نادرست که امثال نویسنده این مقاله ایراد کرده است نباشد. شرکت های بزرگ از طریق همان هدف گذاری حمایتی درست ایالات متحده برای توسعه تجربی در همکاری با شرکت های میکرو آمده اند همکاری شرکت های بزرگ به پشتوانه همکاری ایالات متحده هم با شرکت های کوچک و هم شرکت های بزرگ است که محقق شده است.
۳- این گفته ها کاملا نادرست است. این که افزایش اشتغال موجب کاهش دستمزد شود. این که دوگان بین تورم و اشتغال در نظر گرفته شود. اینکه بانک مرکزی هدف گذاری کنترل تورم دارد و در این دو گان قرار دارد. این مطالب همه مطالب کتاب های اقتصاد است نه اقتصاد ایالات متحده و عیضاً اقتصاد کشورهای توسعه یافته.
۴- مالیات گیری برای تامین مالی؟! مالیات گیری نمیتواند و نتوانسته است پشتوانه تبدیل نگاه کوتاه مدت به بلند مدت باشد این مقاله در قفل و زنجیره مفاهیم و نظریه های اقتصاد قرار گرفته است.
۵- یک اقتصاد نیاز به شرکت های بزرگ دارد و همه شرکت های کوچک نباید شرکت بزرگ شوند چرا که نیاز برای شرکت بزرگ در یک اقتصاد محدود است. لذا این که شرکت های بزرگ محدود است به معنای انحصار نیست. وقتی ایالات متحده هدف گذاری حمایتی درست از خلق تکنولوژی دارد شرکت های بزرگ رایگان ایده های شرکت های کوچک را که آنها نیز از ایالات متحده حمایت رایگان دریافت کرده اند، دریافت می کند و اگر در نگاه بلند مدت آنها را اقتصادی دید که باز از طریق حمایت دولت برای خلق توسعه تجربی میتواند آنها را اقتصادی ببیند تصمیم به تولید انبوه میکند.
۶- مساله انحصار نیست. اگر مساله احصار بیان شد معلوم میشود که مساله در عدم حمایت درست دولت بوده است.
۷- کرونا دوگانی بین اقتصاد و سلامت نیست چون اقتصاد ایده های هر فردی است که درذهن دارد که بابت حرکت به سمت آن از ایالات متحده حمایت رایگان دریافت می کرده است.
جمع بندی:
اعتراضات مردم در ایالات متحده از این بابت که ازمنظر ضریب جینی ایالات متحده (در عین شفافیت آماری ایالات متحده و عدم شافیت آماری در ایران) تقریبا مساوی با ایران است و درامد سرانه چند برابری نسبت به درامد سرانه ایران دارد و وتورم کمتر از دو درصد این کشور، شاید مورد تعجب باشد. ولی به نظر می رسد عادت به رفاه اقتصادی و برگشت کوتاه مدت استمرار سیاست حمایتی درست در کنار القائاتی که نسبت به شرکت های بزرگ در ایالات متحده از دستمزد های آنها و غیره بر اساس کتاب های اقتصادی میشود مرتبط با ایجاد نگرانی و بروز اعتراضات باشد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026