فریدمن معتقد است دهه 1930 به دسیسه بانک مرکزی برای شکست لیبرالیسم گذشت. دهه 1970 به شکست سیاست پولی بانک مرکزی گذشت و پس از آن قواعد لیبرالیسم دنبال شد. نیازی نیست در مورد این گفته های فریدمن با وی به چالش کشیده شد. میتوان این سوال ها را دنبال کرد که چرا لیبرالیسم با حمایت فریدلیک لیستی و حمایت کینزی و حمایت موثر تر حمایت مالی بلاعوض و پایدار مخالف است؟ پیامد استفاده از سیاست پولی برای حمایت مالی بلاعوض و پایدار چیست که لیبرالیسم با ان مخالف است. لیبرالیسم با سیاست پولی مخالف شده است چون به درستی آنرا به تفسیر نکشیده بود.
در حالیکه رسیدن هزینه نهایی به درآمد نهایی سبب میشود یک تولید کننده، در آینده و در صورت تکرار، تصمیم تکرار یا عدم تکرار افزایش تولید را بررسی کند؛ اقتصاد نظری با تفسیر بر اساس انتقال منحنی عرضه (یک قرارداد اعتباری)، در مسیر عدم معرفی واژه پایداری سیاست پولی، گام برداشت. اقتصاد نظری تا آنجا که میتوانست از معرفی کردن واژه های: پایداری سیاست پولی، بلاعوض بودن سیاست پولی و مرتبط بودن سیاست پولی با حمایت از تولید کننده، پرهیز کرد و جایگزین آنها، تفسیر بر اساس قرارداد اعتباری انتقال منحنی عرضه به چپ و جایگزاری افزایش تقاضای بازار محصول به جای افزایش تقاضای مواد اولیه، قرار داد.
سلام به کشورهای در حال توسعه شما می دانید چندین سال و چندین دهه است که بی وقفه در حال حرکت در هدف گذاری صنعتی شدن هستید ولی همچنان عقب هستید؟ شما می دانید چرا این گونه است؟ شما باید یک کار در کنار تمام کارهایی که فکر کردید درست بوده و انجام دادید انجام […]
سوال این است چرا باید اولین پیامد افزایش تقاضا در شرایط پویایی همان باشد که در شرایط اشتغال کامل بوده است؟
با محوریت واژه اقتصاد میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا همچنان در تعریف اقتصاد واژه کمیابی درج شده و یکی از محور های تعریف علم اقتصاد در نظر گرفته شده است؟ با محوریت واژه پویایی میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا تنها به حفظ معنای […]
پویایی در اقتصاد کلان تعریف ساده ای دارد: پویایی در اقتصاد کلان یعنی تولید امکان افزایش از لحاظ فنی را دارد. پس از اشتغال کامل نظریه کینز مطرح میشود. کینز می گوید سیاست پولی و مالی امکان افزایش تولید از لحاظ فنی را میدهد. این مساله سبب میشود اقتصاد از تعریف بر اساس ماهیت واژه […]
اشتباه روی اشتباه همین است که اقتصاد کلان اشتباه کند و بعد از 1960 تا الان اشتباهات دیگر در قالب های انتظارات عقلایی تطبیقی عقلایی پیش بینی نشده عقلایی پیش بینی شده و غیره روی ادبیات اشتباه علم اقتصاد بار گزاری شود و این گونه علم اقتصاد محصول اشتباه روی اشتباه شود در حالیکه با دعواهای صوری مکاتب به ظاهر مختلف! عملاً پنهان میشود.
این تزاحم ها که اقتصاد نظری بیان کرده است ، درست نیست. اقتصاد کلان ماهیت و جایگاه افزایش تقاضا را فراموش کرد. نظریه های اقتصادی هم در عین فهم و بیان شکست تجربی و نظری نظریه کوزنتس، فراموش کردند که در نظریه های جدید آن را در نظر بگیرند.
نرخ ارز از قانون بازار تبعیت می کند. این در حالی است که رفتار تولیدکنندگان از قانون بازار میتواند حمایت نکند. وقتی حمایت به درستی انجام شود رفتار تولید کنندگان از قانون بازار تبعیت نمیکند. در این حالت وضعیت اقتصادی خوب است و احتمالا کیفیت کالاها سبب تقاضای خارجیان شود. این مساله میتواند پول داخلی […]
کینز هم مبتنی بر قانون بازار صحبت کرد. حمایت فریدلیک لیستی ناقص در جایگزین شدن قانون حمایت با قانون بازار است. اقتصاد می تواند در تعریف جامع و کامل حمایت در مصداق ماهیت موثر تر، قانون حمایت را جایگزین قانون بازار کند.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Thursday, 4 June , 2026