از واقعیت های تجربی بیان نشده گذر می کنیم و این بار در مورد آنچه علم اقتصاد به عنوان تفاوت نظرات اقتصاد دانان بیان می کند صحبت میکنیم این که آیا واقعا آنچه علم اقتصاد رو به روی خوانندگان خود به عنوان اختلاف نظریه ها گذاشته است، اختلاف نظریه ها بوده است یا خیر؟
نقدینگی میتواند عامل تورم نباشد اگر در ماهیت درست عرضه شود ولو آنکه نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید نیز بیشتر باشد. این که رابطه نقدینگی و تورم از طریق رابطه عکس بخواهد نقص شود از این جهت که علتی دیگر برای این نقص این رابطه وجود دارد، چندان جالب نیست سوای این که ممکن است این تصور ایجاد شود که نقدینگی های ایجاد شده به واسطه تورم برای جبران افزایش نیاز به پول بوده است در حالیکه ممکن است سهم بالای این نقدینگی در اختیار صاحبان اصلی بازار پول قرار گرفته باشد.
داده های آماری نشان داده است که بخش خدمات در کشورهای مختلف جهان یک سهم مشخص در تولید ناخالص داخلی داشته است. مرحوم عظیمی به ماهیت متفاوت بخش خدمات اشاره می کند: مسئله دیگر ویژگی ساختار ناسالم تولید کشور است. در جوامع پیشرفته تر که از سطوح بالای درآمد برخوردارند، تقاضا به مصرف خدماتی معطوف […]
وقتی نیازمند تعریف منابع مالی از محل های نامتعارف یا ناآشنا نیستیم(سیاست پولی به صورت نامحدود قدرت مالی به حکومت برای پیشبرد اهداف حکومت میدهد و چگونگی استفاده در کمیت و کیفیت و چگونگی اجرا به اهداف حکومت ها بستگی دارد)، ذکر راه کارهای درآمدی و نشان دادن مساله کمبود منابع یعنی:
موسسه دین و اقتصاد: دکتر فاطمه پاسبان، عضو هیات علمی موسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی در خصوص بودجه ۱۴۰۰ بخش کشاورزی و در وبیناری که به میزبانی موسسه دین و اقتصاد روز پنج شنبه برگزار شد به استناد آمار و ارقام رسمی براین باور است که سرمایه در بخش کشاورزی […]
انسان از این جهت میتواند مهم باشد که صادرکننده امواجی باشد که در نهایت و به صورت ناخودآگاه، آرایش قوانین حیات تحت تاثیر قرار بگیرد. بنابراین انسان هایی که خواسته های بزرگ دارند؛ خواسته ها و افکارشان حتی پس از مرگ شان نیز، میتواند اثر گذار باشد. بنابراین آشنایی با خواسته های بزرگ و صاحبان […]
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
وقتی نقدینگی ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و ولو آنکه نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید هم بیشتر باشد، میتواند عامل افزایش تورم نباشد، لازم است؛ قبل از هر گونه صحبت درباره نقش نقدینگی در تورم، به این سوال به درستی پاسخ داده شود که چرا نقدینگی ای که میتوانست عامل تورم نباشد ولو آنکه نرخ رشد آن از تولید بیشتر باشد و ولو انکه به سمت تولید نیز هدایت نشده باشد؛ عامل تورم در نظر گرفته شده است(پاسخ هایی از جنس شکاف نرخ رشد یا عدم هدایت نقدینگی به تولید منظور نیست)؟
کشورهای دنیا مصداق اصلی سیاست پولی خود را در ابزار های متعارف کاهش نرخ ذخیره قانونی یا عملیات بازار باز قرار نداده اند. اختلاف میزان حمایت مالی از بخش خصوصی با کسر میزان وام اعطا شده به بخش خصوصی نشان میدهد که دایره عظیم هدایت کننده اقتصاد و تولید، خود حمایت بلاعوض بوده است که در اشکال مختلف خدمات تولید صنعتی تولید کشاورزی و مخارج دولت نمایش داده میشود.
اگر ماهیت همین نقدینگی های خلق شده و نرخ رشد نقدینگی اصلاح میشد و به صورت پایدار ادامه داشت، نه تنها عامل تورم نبود بلکه عامل ایجاد اعتماد و هم چون نیروی دافعه قانون بازار، سطح قیمت ها را کاهش و نرخ های تورم را در نرخ های پایین تثبیت میکرد. چه بسا اقتصاد آنچه ما فکر می کنیم نباشد. چه بسا حمایت از تولید خود اقتصاد باشد ولو این که منجر به کالا نشود که در بازار دیده شود. ممکن است در انتقاد کلی بتوان گفت اقتصاد بیش از آنکه تولید ملموس باشد حمایت از تولید است چه منجر به تولید کالا بشود چه نشود. در این صورت اگر اقتصاد را بتوان بر اساس آنچه گفت تعریف کرد هیچ وقت نمیتوان جلوی بیشتر بودن رشد نقدینگی از رشد تولید را گرفت البته که نیاز هم نیست این کار انجام گیرد!
Wednesday, 28 January , 2026