به نظر باید به شکل زندگی اجداد اجداد اجدادمان برگردیم و در حد نیاز مصرف خود یک تولید کننده شویم وقتی..
هر چه در مسیر تجربه سیاست گذاری ها پیش رویم بهتر میتوانیم به این نتیجه برسیم اقتصاد مترادف با قوانین عرضه و تقاضا نیست و حتی اگر رکود و کاهش تولید و غیره باشد این عوامل مرتبط با قانون بازار است که اگر حمایت درست از سوی دولت یا حکومت انجام گیرد قوانین بازار و نگرانی های آن ظهور نمیکند..
اکونومیست هم میتواند اشتباه کند اگر می گوید منابع دولت فدرال به ته رسیده است و علت جلوگیری از کاهش نرخ رشد اقتصادی بازگشایی کسب و کار بوده است.. سوای این مطلب حتی اگر در بیان کاهش نرخ رشد اکونومیست اشتباه نکند در تفسیر کاهش نرخ رشد یا حتی افزایش آن میتواند اشتباه شود..
چرا نباید تورم ملاک تصمیم گیری به صورت مستقیم باشد؟ چرا نباید علت تورم محدود به قوانین بازار باشد و چرا در شرایط تورم بالا اجرای درست عرضه حمایت درست از اقتصاد انجام نمیشود؟
مقایسه مالیات نسبت به درآمد و درامد مالیاتی دولت نسبت به مخارج دولت دو نسبت ای است که تفسیر نادرست نسبت به وضعیت پرداخت مالیات شهروندان ایجاد میکند. میزان درآمد مالیاتی اخذ شده به درآمد ملی هر کشورها بهتر نشان میدهد که شهروندان در ازای چه میزان حمایت در شرایط یکسان یا عدم یکسان پرداخت مالیات نسبت به درآمد ملی خود قرار گرفته اند..
با شیوع کویید 19 رسانه ها و نهاد هایی مانند بانک مرکزی از طریق سیاست پولی انبساطی به کمک دولت ها آمدند.. به نظر می رسد یکی از نقص های سیاست پولی محدود کردن این سیاست در ابزار های سیاست پولی است...
داده های تجربی تا زمانی که در بعد نظری پاسخ درست به چرایی عدم همگرایی درامد سرانه بیان نشود؛ نمیتواند تمام واقعیت یک اقتصاد و اقتصاد امروز را بیان کند.
شاید یک نگرانی دیگری است که آمریکا را به صحنه نمایش و تظاهر برای آنچه خود بدان معتقد نیست و عمل نمیکند تبدیل میکند.. بهرحال وقتی میزان حمایت از اقتصاد در برابر کرونا به بیش از سی درصد از تولید ناخالص داخلی برسد طبیعی است که اعلام شود ایالات متحده نرخ رشد 33.1 درصدی را در شرایط کرونا تجربه کرده است.
همیشه این تصور بود که داده های تجربی منشاء فهم واقعیت ها خواهند بود ولی گاهی بیشتر از انتقاد از اختلافات آماری، ایرادات دیگری نیز ممکن است بر آنها باشد...
شاید مصداق عدم شکست از تحریم ایراد داشته باشد هم از این منظر که تصور شود تحریم ارتباطی با موانع توسعه سخت افزاری و نرم افزاری دارد و هم از این منظر که موفقیت، در مصادیق ای که ساختار یک اقتصاد را میتواند تغییر ندهد خلاصه و بیان شود.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Thursday, 29 January , 2026