سیاست گذاری ها در ایران به دنبال اثر رخنه به پایین رفته است دولت کسب درآمد کند تا بعد مردم از آن منتفع شوند در حالیکه اگر دولت بخواهد مردم را منتفع درآمدی گرداند نیاز به آن ندارد که دولت را در اولویت با مردم در کسب درآمد قرار دهد. این یعنی در ایران یک ساختار مافیایی وجود دارد که در راس آن منابع اولیه با اهداف شخصی گروهی برداشته میشود و سایر افراد قدرت که در راس نیستند از کسب درآمد از مردم مشغول هستند.
پس از فهم سیاست گذاری درست حمایتی، پایداری و استمرار آن سیاست گذاری تعریف و موضوعیت می یابد لذا یک که فکر شود در یک برهه یک سیاست گذاری انجام شود و گذار اتفاق می افتد چنین چیزی نیست..
سیاست مداران اصلی میتوانند نسبت به بازنگری در بازیگری مافیای اقتصادی و تصفیه مافیای اقتصادی از کسانی که صاحبان اصلی بانک ها نیستند ضمن حفظ منافع اقتصادی و سیاسی خود وکاهش ترس از تغییر ساختار اقتصادی ایران از ساختار مافیایی به ساختار حمایتی، تصمیم گیری کنند.
نظریه کاهش وابستگی موفق نشد چون اقتصاد کلان علت عدم همگرایی درآمد سرانه را کشف نکرده یا بیان نکرده بود؟!
اگر نظارت ها کارایی لازم را نمیتواند داشته باشد تمرکز نظارت بر درست اجرا شدن سیاست گذاری درست میتواند در اولویت باشد.
شاید بهتر آن باشد اگر قرار به امیدوار کردن باشد این مساله از طریق عملی که تولید کنندگان آن را مشاهده و دریافت می کنند واگذار شود.
لیبرال های ایرانی با لیبرال های آمریکایی فرق می کنند. لیبرال های آمریکایی چون حمایت از تولید در ماهیت درست را سیاست ضد لیبرال نمی دانند ضد مافیای اقتصادی هستند.
وزارت بهداشت برای کمک به جامعه برای عبور از شرایط فعلی به منابع مالی نیاز دارد. اگر منابع مالی نباشد کاری نمیتوان انجام داد و عجیب است که عده ای داستان ارتباط تورم با پول را باور کرده اند. داستان ارتباط تورم با پول داستانی است که تمام ماجرا را نمی گوید
این مساله به خوبی نشان میدهد بیش از نیمی از تحلیل هایی که از افزایش تورم میشود واقعیت ندارد و یا در کشورهای توسعه یافته واقعیت ندارد. اگر ایران به جای این نگرانی ها مانند دیگر کشورهای توسعه یافته متمرکز حمایت درست از تولید کنندگان میشد میتوانست بدون نگرانی آنچه از اهداف اقتصادی میخواهد فراتر از آن را دریابد.
تا زمانی که هدف گذاری اولیه، حمایت از تولید کنندگان داخلی نباشد و به طور مثال حمایت از تولید در جایگاه یک قید کوتاه مدت به صورت کوتاه مدت و موقت و یا از قبل اهداف اقتصادی شخصی سیاست مداران دنبال شود، این خود سیاست مدارن هستند که مانع ارتقاء درآمد سرانه کشور شده اند.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Thursday, 4 June , 2026