اگر حمایت از تولید به عنوان ماهیت اصلی علم اقتصاد مورد توجه قرار گیرد به صورت طبیعی طرح مساله بسیار از موضوعاتی که به واسطه آن جلسات متعدد تشکیل میشد از بین میرود.
در اقتصاد ایران تسهیلات به تولید داده میشود ولی مساله اصلی اطلاق تسهیلات به واژه ای به نام حمایت از تولید است.
محمد باقر نوبخت از سیاست انبساطی با هدف رفاه اقتصادی در پروژه های عمرانی خبر داده است. این خبر، میتواند از لحاظ بنیه های تحلیلی درست باشد یعنی سیاست انبساطی میتواند به صورت کلی موجبات رفاه اقتصادی را فراهم آورد ولی مساله اصلی این است که فهم مساله تامین مالی انجام شده باشد.
زمانی که این تصور از دانش بنیان باشد که دانش بنیان زمانی اقتصادی را با رونق مواجه خواهد کرد که به دستاوردهای تولید کالای ملموسی برسد که بعد بتوانم ارزآوری و بازگردانی منابع مالی و غیره را انجام دهد در حقیقت تضعیف اقتصاد حمایت برای توجه به اقتصاد بازاری همچنان دنبال و حفظ شده است.
مسئولیت گرانی دلار متوجه بانک مرکزی میشود ولی نتیجه گیری بیان میشود که درنهایت بانک مرکزی را میتواند تبرئه کند.
کسری بودجه اگر از محل درست و در ماهیت درست در اختیار تولید کنندگان با هدف کذاری درست داده شود نه تنها تورم زا نمیباشد بلکه بسته به این که منابع تامین مالی در چه مقصدی صرف میشود خود را در پیامد جلوگیری از ایجاد تورم یا کاهش تورم قرار میدهد.
اولین مرحله برای جلوگیری از اجرا شدن قوانین بازار، اتخاذ و اعمال و اجرای و نظارت درست از سیاست گذاری حمایتی از تولید کنندگان است.
به نظر می رسد هدف گذاری برای کاهش وابستگی به واردات نهاده های دامی موثر تر از جستجو شرکت های رانتی واردکننده باشد
همواره از عدم هدایت نقدینگی به تولید سخن گفته میشود. به اعتبار این سخن است که افزایش پایه پولی مورد نکوهش قرار میگیرد. حال سخن آن است...
هدف از انتقاد به علم اقتصاد گذار از ادبیات موجود به ادبیات جایگزین و هدف از رسیدن به ادبیات جایگزین رسیدن به اقدامات درست به صورت پایدار برای جوامع انسانی است..
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026