کینز هم مبتنی بر قانون بازار صحبت کرد. حمایت فریدلیک لیستی ناقص در جایگزین شدن قانون حمایت با قانون بازار است. اقتصاد می تواند در تعریف جامع و کامل حمایت در مصداق ماهیت موثر تر، قانون حمایت را جایگزین قانون بازار کند.
سیاست مالی در اولویت با سیاست پولی در اصلاح ساختار یک اقتصاد قرار ندارد. جایگاه سیاست پولی در مقایسه با سیاست مالی در قدرت اصلاح و استمرار یک ساختار مطلوب قابل قیاس نیست بنابراین توقف در بودجه میتواند به صورت توقف در اصلاح ساختار گروه محوری عمل کند.
یک سوال اینجا مطرح است معمولا گروه های مافیایی در همکاری با یکدیگر هستند تا جنک مافیایی شکل نگیرد. به عنوان مثال اگر تولید محصولات دامی نیز در اختیار گروه های مافیایی قرار داشته باشد آیا این گروه از رفتار مافیای نهاده دامی ضربه نمیخورند؟
در حالیکه همگان (بازار خودرو در ماه های اخیر نه تنها سرو سامان پیدا نکرده که با مشکلات روزافزونی مواجه شده است) از مشکلات خودرو سازان میگویند کامنت نیوز یک مساله دیگر به نام واقعیت تبعیض قیمت ها رسیده است:
تا زمانی که حمایت با ماهیت درست در یک اقتصاد عرضه نشده باشد، جایگاه نظارت به درستی مشخص نشده است که بتواند موثرتر در رفاه اقتصادی عمل کند.
در صورتی که تمایل به آن باشد که سیستم توزیع دچار مشکل نباشد این سیاست گذاری ها در پیش گرفته شود:
اگر صاحبان سیاست نیز بخواهند بینش اقتصادی پیشه کنند نه تنها مصادیق درست برای بینش اقتصادی کاهش می یابد بلکه آنچه قربانی میشود بینش اقتصادی خواهد بود.
به نظر می رسد تایید نیت های خیرخواهی صاحبان سیاستی که در عرصه تصدی گری فعالیت می کنند در مصادیق زیر قابل دنبال باشد:
در شرایطی جهان گیری ارز دولتی را مصداقی از واژه ای به نام حمایت می داند که بر اساس مصداق ماهیت درست حمایت، حمایت در توسعه تجربی با هدف کاهش وابستگی بیشتر سزاوار بارکشی واژه ای به نام حمایت بود. وقتی حمایت خود اقتصاد است، پیامد های آن در همان لحظه و در اولویت با بروز هر پیامد دیگر بروز می کند.
چه نیاز به دریافت مدرک هایی مانند مدرک های اقتصاد است وقتی در سیاست گذاری و تحلیل ها عمق مساله دیده نمیشود یک چرایی پرسیده نمیشود تا یک لایه پایین تر دیده شود و با بررسی بهتر حداقل صورت مساله درست تبیین و بیان شود.
فقدان ادبیات دیگر در مورد نرخ ارز از این جهت میتواند مهم باشد که، تا زمانی که ادبیات مربوط به نرخ ارز معطوف به همین دو ادبیات موجود باشد؛ مسیر افزایش یا توجیه افزایش نرخ ارز همواره هموار خواهد بود.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026