کینز هم مبتنی بر قانون بازار صحبت کرد. حمایت فریدلیک لیستی ناقص در جایگزین شدن قانون حمایت با قانون بازار است. اقتصاد می تواند در تعریف جامع و کامل حمایت در مصداق ماهیت موثر تر، قانون حمایت را جایگزین قانون بازار کند.
مسئولیت اصلی ارتباط خلق پول با تورم بانک ها هستند نه در عدم هدایت منابع به تولید بلکه در هدایت منابع در ماهیت نادرست به تولید. وقتی انتظارات از فعالان اقتصادی بالا می رود غلظت حمایت درست از فعالان اقتصادی کاهش می یابد این مساله سبب میشود که انتظارات بیش از آنکه تابع اعتماد به سیاست گذاری دولت ها شود تابع قوانین بازار در بازار محصول شود. در ماهیت نادرست حمایت این خود بانک ها هستند که قیمت گذاری در بازار محصول با ابزار قانون بازار را انجام میدهند. بانک ها نقدینگی مردم را افزایش نداده بلکه کاهش نیز ممکن است داده باشند.
حمایت هایی که از طریق منابع غیر از بودجه و بودجه ای برای اقتصاد انجام شده است در کشورهایی مانند کانادا، اتحادیه اروپا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن ، کره جنوبی، اسپانیا، انگلستان و ایالات متحده به ترتیب17 ، 11، 20.9، 39.1 ، 37.5، 35 ، 13.8 ، 17.17، 26.1 ، 14.3، بوده است. برخی کشورها که توان بودجه ای برای حمایت از اقتصاد نداشتند از منابع غیر از بودجه ای استفاده کردند(سیاست پولی انبساطی) به طور مثال هند انگلستان اسپانیا کره از جمله این کشورها بودند.
نرخ تورم پا به پای افزایش نرخ بهره افزایش می یابد مخصوصاً در یک اقتصادی که قوانین بازار به سرعت در انتظارات اثر می گذارد. استدلال برای کاهش نرخ بهره با این توجیه که نقدینگی به بازار مسکن و غیره می رود از این جهت اشتباه است که کاهش نرخ بهره میتواند در کنار اعمال سیاست گذاری های درست در حمایت از تولید به نفع رشد بورس بر پایه شکل گیری انتظارات مثبت از حمایت از تولید عمل کند.
مکانیزم اصلاح بازار پول، شناخت دقیقتر ماهیت واژه هایی مانند سیاست پولی انبساطی و خلق اعتبار. دولت ها چگونه میتوانند خلق اعتبار و سیاست پولی انبساطی خود را اصلاح کنند؟ ...
نمیشود افرادی باشند که هم بانک داشته باشند هم شرکت های تولیدی داشته باشند هم ارز داشته باشند و هم امکان واردات داشته باشند و تنها مصداق از حمایت از مردم در نظارت برای مطابق بودن قیمت ها با قیمت های درج شده بیان شود.
حمایت مساله مهمی از اقتصاد و شاید همه اقتصاد باشد. ماهیت درست حمایت میتواند جایگزین قوانین بازار نیز شود. بسیاری از مشکلات اقتصاد ایران با قوانین بازار توجیه میشود و درمان نیز در قوانین بازار دنبال میشود. در حالیکه حمایت با ماهیت درست می تواند انتظارات را بیش از آنکه تابع قوانین بازار کند تابع دلگرم بودن مردم از دولت و در نتیجه ماهیت درست حمایت کند. بر این اساس ضروری است نسبت به رفع شیوع کرونا از این زاویه و با همکاری بانک مرکزی در انجام سیاست پولی انبساطی در ماهیت درست، امکان جلوگیری از پیامد های منفی یک سیاست گذاری درست (تعطیل کردن اقتصاد) را فراهم و از طریق ایجاد اعتماد عمومی، نسبت به کاهش آمار مرگ و میر در عین حفظ رفاه اقتصادی و سلامت، تا حداقل پایان کرونا پیش رفت.
به نظر باید به شکل زندگی اجداد اجداد اجدادمان برگردیم و در حد نیاز مصرف خود یک تولید کننده شویم وقتی..
اکونومیست هم میتواند اشتباه کند اگر می گوید منابع دولت فدرال به ته رسیده است و علت جلوگیری از کاهش نرخ رشد اقتصادی بازگشایی کسب و کار بوده است.. سوای این مطلب حتی اگر در بیان کاهش نرخ رشد اکونومیست اشتباه نکند در تفسیر کاهش نرخ رشد یا حتی افزایش آن میتواند اشتباه شود..
چرا نباید تورم ملاک تصمیم گیری به صورت مستقیم باشد؟ چرا نباید علت تورم محدود به قوانین بازار باشد و چرا در شرایط تورم بالا اجرای درست عرضه حمایت درست از اقتصاد انجام نمیشود؟
مقایسه مالیات نسبت به درآمد و درامد مالیاتی دولت نسبت به مخارج دولت دو نسبت ای است که تفسیر نادرست نسبت به وضعیت پرداخت مالیات شهروندان ایجاد میکند. میزان درآمد مالیاتی اخذ شده به درآمد ملی هر کشورها بهتر نشان میدهد که شهروندان در ازای چه میزان حمایت در شرایط یکسان یا عدم یکسان پرداخت مالیات نسبت به درآمد ملی خود قرار گرفته اند..
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026