کینز هم مبتنی بر قانون بازار صحبت کرد. حمایت فریدلیک لیستی ناقص در جایگزین شدن قانون حمایت با قانون بازار است. اقتصاد می تواند در تعریف جامع و کامل حمایت در مصداق ماهیت موثر تر، قانون حمایت را جایگزین قانون بازار کند.
سوال این است این حمایت از شرکت ها دانش بنیان است؟ اینکه همچنان بودجه های رایگان برای توسعه علوم نظری باشد و بودجه های دانش بنیان ها که تحقیق و توسعه تجربی است به صورت وام و غیر بلاعوض انجام گیرد؟
کامنت نیوز: یکی از خبرنگاران کامنت نیوز تصمیم گرفت یکی از گزارش نزدیک به ده سال قبلی که آنرا تهیه و آن زمان به انتشار گذاشته بود را مجدد منتشر و سوالات بعدی را بپرسد:
ظهور پیامد های سیاست گذاری درست حمایتی پس از به نتیجه رسیدن آن نیست بلکه صرف اجرای سیاست گذاری های درست پیامد ها ظاهر میشوند...آیا اقتصاد مسکن از علل اصلی تورم خود در امان است که به ناگه قیمت زمین و قیمت فلان و فلان چند برابر نشده و قیمت مسکن را به فلک نرساند امری که مجدد خانه های خالی را بیشتر و نمایندگان را بیشتر در تکاپوی افزایش نرخ مالیات بکشاند؟!
زمانی که حمایت بلاوض از تولید به اسم و مارک نگرانی از نقدینگی و تورم مجاز دانسته نمیشود رفع نیاز به پول فعالیت های مولد و خدماتی از محل وام تعریف و تعبیه میشود. نرخ بهره یکی از هزینه های اصلی تورم است.
آنگونه که از سیاستگذاری های مجلس مشاهده شده است از صحبت های ایراد شده مربوط به عدم نظارت حذف حمایت نتیجه میشود...
در دو روز گذشته دو سیاست حذف ارز ترجیحی و تامین یارانه کالاهای اساسی از محل حذف یارانه های دیگر دو سیاستی که میتوان آنها را مصداق سیاست کوزنتسی در ایران نامید چراکه عدالت بدون مقدم کردن ارتقاء سطح تولید (با رعایت شرایط توالی در افزایش تولید) از محل منابع مردمی دنبال میشود. در سیاست حذف ارز ترجیحی، به صورت غیرمستقیم از درآمد های مردمی برداشت میشود و در سیاست حذف یارانه به صورت مستقیم از درآمدهای مردمی برداشت صورت میگیرد. از آن جهت که این برداشت ها چه مستقیم و چه غیر مستقیم به صورت داوطلبانه ازسوی مردم انجام نگرفته است بی اعتمادی به قیمت ها و نگرانی و افزایش انتظارات تورمی را ایجاد می کند که حتی اگر سیاست مداران در از برداشت آن منابع برای مصارف و اهداف شخصی خود استفاده نکنند نمیتوانند اثرات افزایش نابرابری آن را با بازگشت تمام و کمال منابع اخذ شده برگردانند.
اگر هدف گذاری اصلاح میشد و کاهش وابستگی تعریف می گشت میتوان گفت که امروز ابزار مناسب بر خلاف مکتب وابستگی که فاقد ابزار مناسب برای مشخص کردن مصداق و ماهیت درست دخالت دولت بود در اختیار است.. ولی امروز از هدف گذاری هایی صحبت مییشود که مربوط به دهه 1950 نظریه پردازان اقتصاد توسعه می باشد.
در پی یک روز هم خبر تصویب حذف ارز ترجیحی برای تامین کالاهای اساسی می آید و هم خبر حذف برخی یارانه ها از محل تامین حمایت تامین کالاهای اساسی.
طرح تامین کالاهای اساسی سوپر کوزنتسی است. اولا از این جهت که بار تامین مالی بر روی مردم قرار گذاشته شده است و قرار است از مردم برای مردم! باشد کوزنتسی است و دوماً از آن جهت که منبع آن از یارانه هایی که به مردم داده میشد می باشد و نه پس انداز های مردم(نظریه کوزنتس)، سوپر کوزنتسی است.
سیاست مداران برای رانت و فساد نیاز به چند نرخی بودن ارز ندارند آنها مالکان اقتصاد بانک ها و غیره هستند. بنابراین در مصداق جلوگیری از فساد و رانت بهتر است از مصادیق اصلی تر برای هدایت در ماهیت درست منابع و حمایت ها استفاده شود.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026