اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟
با اینکه پایان هر شروعی نسبی است به این معنا که نمیتوان گفت هر چیزی که شروع شده باشد پایان نمی یابد؛ ولی به هر حال پایان نسبی ای برای هر شروعی میتوان تعریف کرد. بدین سان آنچه در کامنت نیوز گذشت مرور میشود:
ایراد به علم اقتصاد در معرفی نکردن ابزار تحقیق و توسعه تجربی (پل رومر) و جایگاه اصلی آن (شومپیتر و پل رومر) + ایراد به فریدمن لوکاس سارجنت (جریان کلی معرفی علم اقتصاد) به علت ارائه صورت بندی نظری قفل شدن اقتصاد با عنوان علم اقتصاد. قفل شدن نظری به این معنا است که حتی اگر شومپیتر یا پل رومر به ماهیت و مصداق درست تامین مالی تحقیق و توسعه تجربی و جایگاه آن به درستی اشاره میکردند؛ میلتون فریدمن مجوز آن مصداق و ماهیت تامین مالی را نمی داد.
Economics still has not had the opportunity to critique the current of monetarism
وقتی نقدینگی ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و ولو آنکه نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید هم بیشتر باشد، میتواند عامل افزایش تورم نباشد، لازم است؛ قبل از هر گونه صحبت درباره نقش نقدینگی در تورم، به این سوال به درستی پاسخ داده شود که چرا نقدینگی ای که میتوانست عامل تورم نباشد ولو آنکه نرخ رشد آن از تولید بیشتر باشد و ولو انکه به سمت تولید نیز هدایت نشده باشد؛ عامل تورم در نظر گرفته شده است(پاسخ هایی از جنس شکاف نرخ رشد یا عدم هدایت نقدینگی به تولید منظور نیست)؟
کشورهای دنیا مصداق اصلی سیاست پولی خود را در ابزار های متعارف کاهش نرخ ذخیره قانونی یا عملیات بازار باز قرار نداده اند. اختلاف میزان حمایت مالی از بخش خصوصی با کسر میزان وام اعطا شده به بخش خصوصی نشان میدهد که دایره عظیم هدایت کننده اقتصاد و تولید، خود حمایت بلاعوض بوده است که در اشکال مختلف خدمات تولید صنعتی تولید کشاورزی و مخارج دولت نمایش داده میشود.
به نظر مصداق نیروی دافعه گرانشی استیون هاوکینگ در علم اقتصاد، چیزی جزء حمایت در ماهیت درست و مصادیق متعدد که پیامد مشخصی را ایجاد کند، نباشد... اگر با الهام از طبیعت درباره علم اقتصاد بخواهیم سخن بگوییم باید گفت: قانون بازار یا همان دست نامرئی حداقل نیازش برای این که بتواند اقتصاد را در جهت تکامل یک جامعه انسانی پیش ببرد؛ وجود یک نیروی دافعه و غالب علیه خود است. حمایت به شیوه درست و در مصادیق مختلف که عامل ایجاد اعتماد فعالان اقتصادی به دولت و حکومت باشد میتواند همان نیروی دافعه دست نامرئی یا همان نیروی دافعه علیه قانون بازار باشد. حمایت؛ جایگاه قانون بازار را به این شکل مشخص میکند که به محض آنکه علامتی برای یک افزایش قیمت توسط قانون بازار داده شد، عناصر حمایتی بیدار شده و بایسته های حمایتی انجام بگیرد.
تمرکز بر حمایت مقدم بر تولید (تحقیق و توسعه تجربی) یا توسعه فیزیکی (بینش اقتصادی) یا منافع شخصی(اهداف اقتصادی)؟ حرکت از بینش اقتصادی به اهداف اقتصادی؟ بینش اقتصادی= درآمد سرانه پایین + اشتغال. اهداف اقتصادی= درآمد سرانه پایین+ اشتغال پایین + تورم
نقدینگی می تواند مرتبط با تورم نباشد بنابراین باید از اصلاح ماهیت حمایت و اصلاح اهداف در قدم اول و بینش در قدم دوم صاحبان اصلی بانک ها صحبت کرد.
.. مساله به این جا هم ختم نمیشود چرا که به صورت تجربی میتوان نشان داد وقتی از سیاست پولی مرتبط با بازار تولید به درستی استفاده شود به گونه ای که حمایت مقدم بر بازار شد تئوری مقداری پول عقیم میشود...
در کشورهای توسعه نیافته تورم قیمت گذاری نمیشود. درست است که در آن کشورها همچنان قوانین بازار بر روابط اقتصادی حکم رانی می کند ولی چون برای ذی نفع شدن همه بازیگران نیاز به رعایت انصاف در قیمت گذاری است(چون همه بازیگران مردمی هستند)؛ تورم قیمت گذاری نمیشود. در کشورهایی که صاحبان اصلی بانک ها، صاحبان اصلی سیاست هستند تورم میتواند قیمت گذاری شود چرا که صاحبان اصلی سیاست از امکانات رانتی برخوردار هستند که این مساله سبب میشود بازار تنها مکان برای ذی نفع شدن اقتصادی بازیگران اصلی نباشد و از این رو به علت نیاز کمتر به رعایت انصاف، تورم از طریق ابزار عرضه و تقاضا بازار قیمت گذاری شود.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026