اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟
عدم تورم در عین انجام سیاست پولی (بدهی دولت ها به معنای سیاست پولی است) نشان میدهدکه سیاست پولی میتواند تورم زا نباشد...
فرض کنید شما اقتصاد نخوانده اید. ولی میتوانید در جواب هر آنچه ترس تورم را برای شما ایجاد میکند بگویند چرا سیاست گذاری درست حمایتی را اجرا نمیکنید هر آنچه میگویید معلول این است که آنچه خودتان میتوانید انجام دهید انجام نداده اید.
نه دلیلی است که اولین پیامد سیاست پولی افزایش قیمت ها باشد و نه مصداق تولید دیگر مانند گذشته نتیجه حمایت از تولید است!
وقتی فهم میشود که نیاز به حمایت از اقتصاد است دو سیاست گذاری داخلی و یک سیاست گذاری خارجی (همان وام گیری) مطرح میشود. صندوق بین المللی پول و بانک جهانی سیاست پولی را ناکارامد توصیف کرده اند دلالت آنها استفاده ای که از سیاست پولی برای عبور از بحران 2008 انجام شد می باشد.
دیوید مالپاس میتواند بگوید هر بانک مرکزی یک بانک جهانی نیست چرا که هر بانک مرکزی بهتر از بانک جهانی است.
قابل تشکر است که دولت ها در شرایط امروز برنامه حمایت از بیکاری داوطلبانه نسبت به حمایت از بیکاری اجباری پیش گرفته و استمرار این حمایت و تضمین شغل پس از کرونا را دنبال کنند. همچنین حمایت های خود را به صورت بلاعوض تعریف کنند.
بنابراین وقتی در نظام تصمیم گیری از سیاست پولی که تورم ندارد و موثرتر از سیاست دیگر در حمایت از تولید است استفاده نمیشود مقدمات استراتژی صادرات نیز محقق نمیشود. حال باید صحبت از آن کرد کدام استراتژی توسعه نیاز به حمایت از اقتصاد را ندارد تا در چارچوبی که عملا استفاده از ابزار حمایت مورد تمایل نیست با ریل و فرمان آن نظریه بتوان جلو رفت؟
کامنت نیوز انتظار انتشار این مقاله را با توجه به شرایط کنونی که دولت ها به راحتی میتوانند از طریق حمایت در اقتصاد بدون وابستگی به هر عامل بیرونی تزاحم بین اقتصاد و هر عامل بیرونی و اقتصاد سلامت را از بین ببرند؛ در فایننشال تایمز نداشت. اجرای حمایت از اقتصاد کمک به اعتماد مردم و دولت میکند سوای این که قیمت ها را کاهش میدهد و تزاحم بین اقتصاد و کرونا از بین میبرد، دولت ها را هم به اهداف اقتصادی اجتماعی هم به اهداف اقتصاد سلامت به صورت مستقیم و غیر مستقیم می رساند.
رسیدن یک کشور به اهداف اقتصادی سخت نیست وقتی اقتصاد محصول نگاهی باشد که مردم از دولت ها دارند. این روانیات منطبق بر عرف جامعه از وجود بینش و اهداف اقتصادی ضربه میخورد. به طور مثال اگر بدانند ریاضت اقتصادی برای رسیدن به اهداف اقتصادی یا حفظ اهداف اقتصادی نیاز نیست ولی ریاضیت اقتصادی به عنوان نسخه اقتصادی معرفی شده است..
در رویکرد سیاست گذاری درست حمایتی، نه تنها اهداف اقصادی برای دولت ها وجود ندارد بلکه بینش اقتصادی نیز وجود ندارد. این مساله مورد فهم مردم میشود اینکه دولت های آنها هدف گذاری حمایتی خود را از مردم نه با قید و شرط (بینش اقتصادی) و نه در عدم اولویت (تامین مالی از محل درآمدهای بنگاه داری خود) دنبال میکنند. این یک اعتماد از سوی مردم به دولت ایجاد می کند و تعریف تولید بیش از آنکه در نتیجه حمایت به صورت عملی دنبال شود در خود حمایت از اقتصاد (در هدف گذاری های صحیح) دنبال میشود.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026