اقتصاد باید به جای آنکه پاداش جویندگان کار را منوط به بازار کند باید خود سراغ جویندگان کار رفته و برای هر ابداع و نوآوری بسته های حمایتی تعریف کند. در دنیای که تولید و روش های تولید و اهداف مختلف تولید ایجاد میکند جای برای هر فرد برای دریافت بسته حمایتی مجزا فراهم میکند. این حمایت ها است که یک اقتصاد را ساخته و قیمت ها را تابع خود می کند.
درآمد سرانه شاخصی است که میزان تفاوت در هدف کذاری کشورها در امر اهداف اقتصادی را نشان میدهد. بنابراین میتوان گفت تا زمانی که اختلاف درآمد سرانه وجود داشته باشد مقایسه کشورها از طریق شاخص های دیگر درست نباشد چرا که آمار ها میتواند حکایت از تفاسیر متفاوت دیگری داشته باشد.
همان فاعلانی که نمیخواهند سیاست گذاری درست حمایتی اجرا شود که در مرحله اول عدم شناخت و جایگزین کردن شناخت نادرست برای آن سیاستگذاری ها را در اولویت خود قرار میدهند؛ همان ها میتوانند از طریق قانون عرضه و تقاضا به صورت کلان یا خرد منافعی زیاد ایجاد گنند. در نظر بگیرید که سیاست گذاری درست حمایتی، ساختار اقتصاد مردمی را میتواند از وابستگی به قانون عرضه و تقاضا کاهش دهد.
کامنت نیوز: یکی از خبرنگاران کامنت نیوز تصمیم گرفت یکی از گزارش نزدیک به ده سال قبلی که آنرا تهیه و آن زمان به انتشار گذاشته بود را مجدد منتشر و سوالات بعدی را بپرسد:
در دو روز گذشته دو سیاست حذف ارز ترجیحی و تامین یارانه کالاهای اساسی از محل حذف یارانه های دیگر دو سیاستی که میتوان آنها را مصداق سیاست کوزنتسی در ایران نامید چراکه عدالت بدون مقدم کردن ارتقاء سطح تولید (با رعایت شرایط توالی در افزایش تولید) از محل منابع مردمی دنبال میشود. در سیاست حذف ارز ترجیحی، به صورت غیرمستقیم از درآمد های مردمی برداشت میشود و در سیاست حذف یارانه به صورت مستقیم از درآمدهای مردمی برداشت صورت میگیرد. از آن جهت که این برداشت ها چه مستقیم و چه غیر مستقیم به صورت داوطلبانه ازسوی مردم انجام نگرفته است بی اعتمادی به قیمت ها و نگرانی و افزایش انتظارات تورمی را ایجاد می کند که حتی اگر سیاست مداران در از برداشت آن منابع برای مصارف و اهداف شخصی خود استفاده نکنند نمیتوانند اثرات افزایش نابرابری آن را با بازگشت تمام و کمال منابع اخذ شده برگردانند.
طرح تامین کالاهای اساسی سوپر کوزنتسی است. اولا از این جهت که بار تامین مالی بر روی مردم قرار گذاشته شده است و قرار است از مردم برای مردم! باشد کوزنتسی است و دوماً از آن جهت که منبع آن از یارانه هایی که به مردم داده میشد می باشد و نه پس انداز های مردم(نظریه کوزنتس)، سوپر کوزنتسی است.
سیاست گذاری ها در ایران به دنبال اثر رخنه به پایین رفته است دولت کسب درآمد کند تا بعد مردم از آن منتفع شوند در حالیکه اگر دولت بخواهد مردم را منتفع درآمدی گرداند نیاز به آن ندارد که دولت را در اولویت با مردم در کسب درآمد قرار دهد. این یعنی در ایران یک ساختار مافیایی وجود دارد که در راس آن منابع اولیه با اهداف شخصی گروهی برداشته میشود و سایر افراد قدرت که در راس نیستند از کسب درآمد از مردم مشغول هستند.
سیاست مداران اصلی میتوانند نسبت به بازنگری در بازیگری مافیای اقتصادی و تصفیه مافیای اقتصادی از کسانی که صاحبان اصلی بانک ها نیستند ضمن حفظ منافع اقتصادی و سیاسی خود وکاهش ترس از تغییر ساختار اقتصادی ایران از ساختار مافیایی به ساختار حمایتی، تصمیم گیری کنند.
شاید بهتر آن باشد اگر قرار به امیدوار کردن باشد این مساله از طریق عملی که تولید کنندگان آن را مشاهده و دریافت می کنند واگذار شود.
لیبرال های ایرانی با لیبرال های آمریکایی فرق می کنند. لیبرال های آمریکایی چون حمایت از تولید در ماهیت درست را سیاست ضد لیبرال نمی دانند ضد مافیای اقتصادی هستند.
وزارت بهداشت برای کمک به جامعه برای عبور از شرایط فعلی به منابع مالی نیاز دارد. اگر منابع مالی نباشد کاری نمیتوان انجام داد و عجیب است که عده ای داستان ارتباط تورم با پول را باور کرده اند. داستان ارتباط تورم با پول داستانی است که تمام ماجرا را نمی گوید
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026