کینز هم مبتنی بر قانون بازار صحبت کرد. حمایت فریدلیک لیستی ناقص در جایگزین شدن قانون حمایت با قانون بازار است. اقتصاد می تواند در تعریف جامع و کامل حمایت در مصداق ماهیت موثر تر، قانون حمایت را جایگزین قانون بازار کند.
مساله استمرار حمایت های درست مساله ای است که با هدف کاهش انتظارات تولیدکنندگان از کسب درآمد اصلی و سود از بازار انجام میگیرد. بنابراین بر حمایت درست مستمر ایرادی نیست ولی بر حمایت نادرست مستمر ایراد است چون بخش خصوصی مردمی قربانی افزایش رانت قیمت گذاری بخش های بزرگتر میشود.مساله دیگر این است که کشورهای دیگری هستند که کم درآمد هستند ولی تورم سالانه آنها مانند ایران نیست این نشان میدهد که عدم اجرای سیاست گذاری درست حمایتی در ایران مرتبط با ساختار سرمایه داری سیاسی است که این سرمایه داران سیاسی فاعلان اصلی قیمت گذاری های تورمی نیز هستند.
درآمد سرانه شاخصی است که میزان تفاوت در هدف کذاری کشورها در امر اهداف اقتصادی را نشان میدهد. بنابراین میتوان گفت تا زمانی که اختلاف درآمد سرانه وجود داشته باشد مقایسه کشورها از طریق شاخص های دیگر درست نباشد چرا که آمار ها میتواند حکایت از تفاسیر متفاوت دیگری داشته باشد.
وقتی صحبت از کاهش ارزش پول است خوب این مساله توصیف میشود و حتی تولید ناخالص داخلی هم زیر سوال برده میشود که رشد آن رشد کاهش ارزش پول است نه رشد تولید. ولی وقتی در مورد راه کار صحبت میشود از سادگی ضروت اتخاذ سیاست گذاری درست حمایتی با این صحبت ها که تورم مرتبط با نقدینگی ای است که در دست مردم است و باید نرخ بهره افزایش یابد و غیره صحبت نمیشود..
نگاه کوزنتسی نگاهی است که اصلاح فرایند های اقتصادی را متوقف بر تحمل و فشار بر مردم برای رسیدن به شرایط بهتر می کند. سوای اینکه واگذر کردن فرایندها به مردم سطح درآمد سرانه را ارتقاء نمی دهد رجوع به این نگاه، هدایت نقدینگی به تولید در جایگاه کوزنتسی را هم فراهم نمیکند.
همان فاعلانی که نمیخواهند سیاست گذاری درست حمایتی اجرا شود که در مرحله اول عدم شناخت و جایگزین کردن شناخت نادرست برای آن سیاستگذاری ها را در اولویت خود قرار میدهند؛ همان ها میتوانند از طریق قانون عرضه و تقاضا به صورت کلان یا خرد منافعی زیاد ایجاد گنند. در نظر بگیرید که سیاست گذاری درست حمایتی، ساختار اقتصاد مردمی را میتواند از وابستگی به قانون عرضه و تقاضا کاهش دهد.
به زبان خودمانی مرکز پژوهش ها به این نتیجه رسیده است که افزایش نقدینگی همان افزایش تقاضای کل نیست بلکه افزایش نقدینگی، کاهش تقاضای کل است؟!
ویژگی یک سیاست گذاری خوب این است که عامل تزاحم با هدف گذاری های مطلوب دیگر نشود اگر این نبود و تزاحم وجود داشت میتوان گفت در شناخت مصداق سیاست گذاری درست، مولفه ای در نظر گرفته نشده است.
چرا سیاست گذاری درست حمایتی اجرا نمیشود که اصولاً ارتباط قیمت با عرضه و تقاضای بازار محصول را کاهش دهد!؟
آسیب کرونا به بخش خدمات بیشتر است. این بخش میتواند فعلاً در خانه بنشیند و از حمایت رایگان برخوردار شود. تقاضای تولید ملموس کاهش نخواهد یافت. خرید و فروش به صورت مجازی انجام میگیرد.
طرح مرکز پژوهش ها به علت فقدان علت ها و عدم توصیه های درست و اتخاذ توصیه های بر عکس، خود علت حفظ و تشدید تورم و رانت است.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026