اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟
ویژگی یک سیاست گذاری خوب این است که عامل تزاحم با هدف گذاری های مطلوب دیگر نشود اگر این نبود و تزاحم وجود داشت میتوان گفت در شناخت مصداق سیاست گذاری درست، مولفه ای در نظر گرفته نشده است.
کامنت نیوز: چرا مردم ایالات متحده میتوانند نگران نباشند؟! کامنت نیوز: سوای اینکه رشد اقتصادی نمیتواند شاخص کاهش رفاه اقتصادی باشد چرا که اگر ارتقاء درآمد سرانه عامل رفاه اقتصادی شده است تنها کاهش سطح درآمد سرانه میتواند عامل کاهش رفاه اقتصادی باشد؛ فرار نقدینگی ها از بازار محصول نگران کننده نیست: طبیعی است که […]
شاید نگاه واقع بینانه آن باشد که نتوان انتظار اصلاح سیاست گذاری های اقتصادی سیاست مداران در کشورهای توسعه نیافته و اعمال افزایش مصادیق سیاست گذاری درست حمایتی را داشت(به این علت که عدم اجرای سیاست گذاری درست حمایتی را بتوان به ساختار سرمایه داری سیاسی مرتبط گرداند). نهایت امیدواری این است که این کشورها قبول به دریافت وام هایی از بانک جهانی کنند. و این وام ها را به صورت بازده شش ماهه در اختیار بخش خدمات به صورت بلاعوض و هم چنین کارفرمایان بخش های تولیدی و کارگران در بازه شش ماه به صورت بلاعوض قراردهند:
کامنت نیوز: به نظر میرسد با افزایش مصادیق سیاست پولی مرتبط با تولید هم میتوان به پایین آوردن آمار فوتی ها کمک کرد و هم با حفظ شرایط اقتصادی حتی درآمد سرانه را مجدد ارتقاء جدیدی بخشید..
بین عرضه سیاست گذاری درست حمایتی (که خود را در قالب تقاضا در قانون بازار میتواند نشان دهد) و افزایش تولید ملموس، ارتقاء درآمد سرانه و کاهش قیمت ها ارتباط مستقیم وجود دارد و این گونه نیست که دیگر قوانین بازار وجود نداشته باشد بلکه حمایت سوار بر قوانین بازار شده و پیامدهای آنرا از افزایش قیمت به بهانه عرضه و تقاضا و عدم برطرف کردن نیاز خانوارها و کاهش تقاضا و غیره به کاهش تورم سالانه، ثبات اقتصادی، افزایش نقدینگی در عین افزایش تولید سرانه و غیره تغییر می دهد.
میتوان گفت سیاست گذاری درست حمایتی ضد کرونا اتخاذ شده توسط ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی تاثیرات خود در کاهش مرگ و میر روزانه و کاهش تعداد مبتلایان نشان داده اند.
دونالد ترامپ در شرایطی از این که ما اقتصاد را تعطیل نمی کنیم صحبت میکند که مصداق سیاست گذاری درست حمایتی ضد کرونا ایالات متحده به نقل از فایننشال تایمز سیاست هدایت حمایت های مادی گسترده بلاعوض به شاغلینی که به صورت داوطلبانه بیکاری را انتخاب کنند بوده است.
طرح مرکز پژوهش ها به علت فقدان علت ها و عدم توصیه های درست و اتخاذ توصیه های بر عکس، خود علت حفظ و تشدید تورم و رانت است.
آیا سیکل معیوب این است که تقاضای پایین که علت در اشتباه در ماهیت حمایت از تولید داشته است بخواهد از طریق صادرات جبران شود؟!
این خبر خیلی ناراحت کننده است این نشان میدهد که بسیاری از کشورهای در حال توسعه به علت سیستم فکری خود در حال توسعه باقی مانده اند.دولت های آنها به جای آنکه همان کاری که ایالات متحده، آلمان و کشورهای صنعتی دیگر می کنند که از بانک مرکزی خود سیاست پولی به عنوان سیاست گذاری درست حمایتی ضد کرونا تعریف میکنند، عمل کنند از همان منابع که خود نیز در اختیار دارند از کشور های دیگر طلب پول میکنند یعنی به جای استفاده از سیاست پولی خود، سیاست پولی کشورهای دیگر را درخواست می کنند.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026