به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
داده های تجربی تا زمانی که در بعد نظری پاسخ درست به چرایی عدم همگرایی درامد سرانه بیان نشود؛ نمیتواند تمام واقعیت یک اقتصاد و اقتصاد امروز را بیان کند.
به نظر می رسد این مهم است که در شرایط کرونا دانسته های اولیه ای از تجربه موفق کشورهای توسعه یافته در حمایت از اقتصاد توام با کاهش آمار مبتلا و میزان فوتی ها داشته باشیم...
آسیب کرونا به بخش خدمات بیشتر است. این بخش میتواند فعلاً در خانه بنشیند و از حمایت رایگان برخوردار شود. تقاضای تولید ملموس کاهش نخواهد یافت. خرید و فروش به صورت مجازی انجام میگیرد.
اخیراً طرح ورود خودرو به بازار بورس مطرح است. موضوعیت اولیه این امر را چه کسانی ایجاد کرده اند چه کسانی فروش خودرو را به صورت قرعه کشی انجام داده اند که حال عنوان می کنند که دو نرخی بودن درست نیست و برای تک نرخی باید خودرو وارد بورس شده تا تک نرخی شود( […]
ارزش بازاری تکنولوژی خلق شده بسیار کمتر از میزان حمایت انجام شده در این حوزه بود ولی دستاورد این فرایند در ایجاد مشغولیت مفید برای شرکت های میکرو، برقرار شدن ارتباط بین شرکت های میکرو و شرکت های ماکرو، ارتقاء درآمد سرانه و ارتقاء نقدینگی در جامعه و حتی کاهش تورم باورهای تعریف اقتصاد را از نتیجه حمایت به ذات و ماهیت حمایت سوق داد.
هدایت نقدینگی به تولید وقتی توام با وام محوری و تصدی گری بانک ها باشد امکان رونق تولید را ایجاد نمی کند. بنابراین ادبیات هدایت نقدینگی میتواند جای خود را به هدایت فکری صاحبان اصلی بانک ها بدهد. وقتی صورت مساله نقدینگی در اقتصاد ایران بررسی شود میتوان گفت افزایش سطح نقدینگی در اقتصاد ایران میتواند نگران کننده نباشد چرا که علاوه بر ظرفیت جذب این نقدینگی، در اختیار صاحبان اصلی بازار پول است.
در طی چند روز گذشته نگرانی های سابق که همواره بیان میشده است مجدد شنیده میشود: نگرانی از نقدینگی وارد شده در بورس به این معنا که این نقدینگی وارد بازار های دیگر شود! بنابراین لازم بود مدل سازی از تورم در اقتصاد ایران نوشته شود تا ارزیابی ها نسبت به علت تورم و نسبت دهی ها به تورم دقیق تر شود.
این نوشته پایان یک داستان است...داستانی که گفته میشود، فقط داستان میلتون فریدمن نیست بلکه پایان داستان علم اقتصاد، مکتب پول گرایی کلاسیک های جدید و کینزی های جدید هم است.آنچه قبلا گفته شده بود تنها به بخشی از این داستان اشاره داشت و من امیدوارم با ما در بیان تمام جزئیات داستان همراه باشید. از آنجایی که فریدمن در مسیر تحلیل خود از مفروضاتی استفاده کرده است که در بیان نظریه خود آنرا با خوانندگان در میان نمیگذارد، اعتماد به نظریه تورم پولی میتواند کاهش یابد(خلاصه این یادداشت را میتوانید از قسمت نقد مبانی و نظریه ها دنبال کنید).
واژه بهینه به معنای مطلوب ترین وضعیت ممکن برای چیزی با در نظر گرفتن همه ی عوامل مثبت و منفی است. این یادداشت سعی می کند از طریق بررسی مقاصد و ابزارهای مختلف تامین مالی و هم چنین روش های مختلف در استفاده از آن ابزارها به این سوال که سیاست گذاری بهینه برای تامین مالی دولت ها چیست پاسخ دهد.
از آسیب های دیگر در نظر گرفته نشدن سیاست پولی مرتبط با بازار تولید در نگارش ادبیات علم اقتصاد؛ افزایش احتمال خطا در توصیف و ارائه راه حل های اصلی در مواجه با پدیده های اقتصادی و اصلاح آنها است...
Wednesday, 28 January , 2026