شاید این آخرین گزارش از گزارشات کامنت نیوز باشد. به این دلیل که پس از بررسی علت عدم همگرایی درآمد سرانه و سپس بررسی نظریه های تورم (هم در قالب نقد اقتصاد متعارف و هم در قالب نقد پژوهش های کشورهای توسعه یافته در پژوهش های خود)، هم در متغیرهای حقیقی و هم در متغیرهای […]
هدایت نقدینگی به تولید وقتی توام با وام محوری و تصدی گری بانک ها باشد امکان رونق تولید را ایجاد نمی کند. بنابراین ادبیات هدایت نقدینگی میتواند جای خود را به هدایت فکری صاحبان اصلی بانک ها بدهد. وقتی صورت مساله نقدینگی در اقتصاد ایران بررسی شود میتوان گفت افزایش سطح نقدینگی در اقتصاد ایران میتواند نگران کننده نباشد چرا که علاوه بر ظرفیت جذب این نقدینگی، در اختیار صاحبان اصلی بازار پول است.
کافی است نظام اجتماعی معظلی به نام تامین مالی را باور کند تا ساختار موجود اقتصاد ایران که حمایت درست را در تضاد با ساختار سرمایه داری سیاسی میبیند مورد مطالبه برای اجرای و نظارت درست قرار نگیرد.
باید پرسید اگر افرادی به مثابه فکری آقای خاندوزی نگران تورم در حوزه های ذکر شده هستند از چه ادبیات اقتصادی خوب است استفاده کنند تا تایید حرف های آنها در دل همانچه که گفته اند دنبال نشده باشد؟ به نظر میرسد بهترین ادبیات اقتصادی، ادبیاتی است که بر اساس صورت مسائل درست بیان شود.
اگر صورت مساله تنها در اقتصاد حمایت دیده و آن تبیین شود فرصت برای حفظ و استمرار ساختار موجود اقتصاد با گزاره ها گفته ها طرح موضوعات مختلف مهیا نمیشود.
در اقتصاد ایران تسهیلات به تولید داده میشود ولی مساله اصلی اطلاق تسهیلات به واژه ای به نام حمایت از تولید است.
مسئولیت گرانی دلار متوجه بانک مرکزی میشود ولی نتیجه گیری بیان میشود که درنهایت بانک مرکزی را میتواند تبرئه کند.
چه انتقادی میتوان به این گزاره وارد ساخت: "افشاری، کارشناس ارشد بانکی گفت: بزرگترین و مهمترین عامل افزایش تقاضا در بازار غیر رسمی ارز وجود حجم نقدینگی بالا در نزد مردم است".
وقتی در حال توصیف اقتصاد ایران هستیم، اقتصاد کدام طبقه را توصیف می کنیم؟ اقتصاد مردم و تولید کنندگان مردمی یا اقتصاد قشر خاص که میتوانند در مقام تولید و واردات نیز خود را قرار دهند؟
از سال ۸۲ به بعد آمار مربوط به شبه پول فاصله معنادار با آمار مربوط به پول پیدا می کند. امری که در سالهای بعد با غلظت بیشتر دنبال شده است. با توجه به آنکه خلق اعتبار منشاء خلق نقدینگی نیست برای حجم معنادار افزایش آماری شبه پولی علتی جزء رانت دریافت منابع از […]
تفاوت تغییر قیمت مسکن در ایران و کشورهای توسعه یافته طی سال های ۱۳۷۲ تا ۱۳۹۲ شاخص بهای زمین و مسکن در تهران به ترتیب ۱۰۷ و ۷۶ برابر شده است.[۱] با این حال در کشورهای توسعه یافته OECD سالانه تورم مسکن ۲٫۴ درصد گزارش شده است این یعنی افزایش قیمت مسکن در ایران سالانه نزدیک […]
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026