اقتصاد باید به جای آنکه پاداش جویندگان کار را منوط به بازار کند باید خود سراغ جویندگان کار رفته و برای هر ابداع و نوآوری بسته های حمایتی تعریف کند. در دنیای که تولید و روش های تولید و اهداف مختلف تولید ایجاد میکند جای برای هر فرد برای دریافت بسته حمایتی مجزا فراهم میکند. این حمایت ها است که یک اقتصاد را ساخته و قیمت ها را تابع خود می کند.
برای صاحبان سیاست که در پشت تریبون ها دیده میشوند، نیاز نیست مصداق رد پای آنها در بازار ارز، مستقیم از طریق عدم هدایت نقدینگی خود به این بازار ها باشد. برای آنها کافی است ماهیت هدایت نقدینگی به تولید را متناسب با شرایط اقتصادی اصلاح نشود تا ساختار اقتصادی همچنان از طریق ایجاد مزیت های سیاسی مختلف از طریق مفهوم بازار، گروه محور باقی بماند.
یک سوال اینجا مطرح است معمولا گروه های مافیایی در همکاری با یکدیگر هستند تا جنک مافیایی شکل نگیرد. به عنوان مثال اگر تولید محصولات دامی نیز در اختیار گروه های مافیایی قرار داشته باشد آیا این گروه از رفتار مافیای نهاده دامی ضربه نمیخورند؟
اگر صاحبان سیاست نیز بخواهند بینش اقتصادی پیشه کنند نه تنها مصادیق درست برای بینش اقتصادی کاهش می یابد بلکه آنچه قربانی میشود بینش اقتصادی خواهد بود.
به نظر می رسد تایید نیت های خیرخواهی صاحبان سیاستی که در عرصه تصدی گری فعالیت می کنند در مصادیق زیر قابل دنبال باشد:
در مورد علت افزایش قیمت مسکن وقتی قانون عرضه و تقاضا نمیتواند توضیح دهنده افزایش قیمت باشد؛ افزایش قیمت با سوداگری توضیح داده میشود. در حالیکه سوداگری به معنای خرید و فروش برای کسب سود است که این مساله با خالی بودن خانه ها تداخل دارد. شاید کاهش تقاضا برای خانه دار شدن را بتوان […]
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026