ایراد به علم اقتصاد در معرفی نکردن ابزار تحقیق و توسعه تجربی (پل رومر) و جایگاه اصلی آن (شومپیتر و پل رومر) + ایراد به فریدمن لوکاس سارجنت (جریان کلی معرفی علم اقتصاد) به علت ارائه صورت بندی نظری قفل شدن اقتصاد با عنوان علم اقتصاد. قفل شدن نظری به این معنا است که حتی اگر شومپیتر یا پل رومر به ماهیت و مصداق درست تامین مالی تحقیق و توسعه تجربی و جایگاه آن به درستی اشاره میکردند؛ میلتون فریدمن مجوز آن مصداق و ماهیت تامین مالی را نمی داد.
قدم بعد آن است که با تمرکز بر علت عدم همگرایی درآمد سرانه رد ارتباط سیاست پولی مرتبط با تورم در خود سیاست پولی در ماهیت و اجرا و جایگاه درست استفاده از این سیاست بررسی شود.
کامنت نیوز:اگر ایالات متحده سیاست های درست حمایتی خود را در مورد عرضه مسکن متناسب با ترجیحات جدید اعلام واقدام کند این قانون بازار سرباز زده در این حوزه را مجدد عقیم می کند.سیاست پولی درست حمایتی به صورت جایگزینی با قوانین بازار میتواند عمل کند.
کامنت نیوز: جایگاه اقتصاد توسعه؟ به هدف نرسیدن نگاه شومپیتری و نگاه پل رومری؟ مقصران ناقص ماندن نظریه های رشد اقتصاد کلان، تصاحب کنندگان نظریه های اقتصاد توسعه؟ مکتب وابستگی قربانی نظریه پردازن نئوکلاسیک اقتصاد کلان؟ برای شنیدن موضوعات فوق در قالب یک ووسی ۱۶ دقیقه ای جایگاه اقتصاد توسعه اینجا (۱۶ دقیقه وویس جایگاه […]
زمانی که حمایت بلاوض از تولید به اسم و مارک نگرانی از نقدینگی و تورم مجاز دانسته نمیشود رفع نیاز به پول فعالیت های مولد و خدماتی از محل وام تعریف و تعبیه میشود. نرخ بهره یکی از هزینه های اصلی تورم است.
مساله عدم کنترل قیمت در نبود تکنولوژی در صنعت ایران خودرو نیست.باید دید ساختار ایران خودرو تا چد حد منطبق بر بینشی قرار دارد که حمایت های بلاعوض دولتی را نه برای تصمیم گیران اصلی آن بلکه برای بخش خصوصی مردمی جهت تحقیق و توسعه تجربی قرار دهد؟
کئون لی چشم بسته هدف گذاری توسعه برای کشورهای در حال توسعه را انتخاب نکرد لذا از این قدم از نظریه پردازان اقتصاد توسعه جلوتر است. وی همچنین در ارتباط عدم همگرایی درآمد سرانه به متغیر تحقیق و توسعه تجربی بومی اشاره می کند که از این جهت نیز از پل رومر نظریه پرداز اقتصاد کلان نیز جلوتر است. ولی این همه ماجرا نیست. اگر تحقیق و توسعه تجربی بومی میتواند توضیح دهنده عدم همگرایی باشد چرا کشورهای در حال توسعه همچنان در حال توسعه اند و چرا آمار در کشورهای توسعه یافته سهم بالایی برای تحقیق و توسعه در تولید ناخالص نشان نمیدهد؟ آیا مساله در کمیت و کیفیت حمایت است که درآمار ها ثبت نشده و خود را به صورت ارتقاء سطح نقدینگی و در نهایت خدمات و ارتقاء سطح تولید نشان داده است؟
آنچه در کشورهای توسعه یافته از اقتصاد دانش بنیان دیده میشود کف روی آب است در عمق آب لایه های حمایتی قوی پایدار است که اقتصاد کشورهای توسعه یافته را ساخته است.
شاید بهتر آن بود که هدف نه توسعه و نه رشد قرار میگرد.اگر استراتژی های مختلف که برخی کشورها در زمینه توسعه اقتصادی دنبال کنیم متوجه می شویم چه آنهایی که فقط بر دانش و سواد و چه آنهایی که فقط بر رشد و سیاست جایگزینی واردات و تشویق صادرات و چه آنهایی که از هر دوی آنها بهره و استفاده برده اند نتوانسته اند تفاوتی در درآمد سرانه و به تبع رفاه اقتصادی ایجاد کنند چرا که ادبیات اقتصاد توسعه عجین شد با این مسائل که هدف گذاری یا باید افزایش رشد اقتصادی باشد یا نباشد و افزایش رشد اقتصادی مانع رشد کیفی است در حالیکه استراتژی میتوانست نه هدف گذاری برای افزایش نرخ رشد اقتصادی باشد و نه رشد کیفی.
امروز خبری منتشر میکنند که دلار فروخواهد پاشید در حالیکه یکسال دیگر هم خواهد گذشت و خواهید دید دلار فرونپاشیده است و آنها توانستند باحمایت، از کرونا عبور کنند ولی آنها که باور کردند اقتصاد قانونی به نام قانون بازار دارد هم فرصت عبور از کرونا را از دست دادند و هم متوجه میشوند اقتصاد دقیقا همان حمایت است و چیزی ناشناخته به نام قانون در علم اقتصاد نیست...
کامنت نیوز: در ابتدا در نظریه های رشد و یا همان نظریه های توسعه، مولفه ی مورد توجه سرمایه فیزیکی بود (مدل هارود دومار) سپس مولفه دیگر به نام تکنولوژی نیز اضافه شد به نادرستی ماهیت این مولفه بهره وری معرفی شد. یک سوال این است که تمایز بین تکنولوژی و سرمایه فیزیکی کجاست؟ این […]
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026