اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟
درآمد سرانه شاخصی است که میزان تفاوت در هدف کذاری کشورها در امر اهداف اقتصادی را نشان میدهد. بنابراین میتوان گفت تا زمانی که اختلاف درآمد سرانه وجود داشته باشد مقایسه کشورها از طریق شاخص های دیگر درست نباشد چرا که آمار ها میتواند حکایت از تفاسیر متفاوت دیگری داشته باشد.
پاسخ به اتهامات اقتصاددانان در این که مردم علت مسائل و مصائب اقتصادی هستند این است که اقتصای ساخته شود که در وابستگی هر چه کمتر با شرکت های بزرگ بانک ها و نهاد ها و غیره باشد تا اینگونه نشود که در شرایطی که فعالیت اقتصادی مردمی قربانی عدم سیاستگذاری های درست حمایتی آنها شده و با افزایش هزینه های نهایی مواجه شده است، تولید کنندگان مردمی در جایگاه قربانی هم قرار بگیرند. به بیان دیگر مصداق دفاع و فرار از اتهام های اقتصاددانان تلاش برای کاهش جایگاه قربانی شدن تولیدکنندگان مردمی در نظر گرفته شود.
وقتی صحبت از کاهش ارزش پول است خوب این مساله توصیف میشود و حتی تولید ناخالص داخلی هم زیر سوال برده میشود که رشد آن رشد کاهش ارزش پول است نه رشد تولید. ولی وقتی در مورد راه کار صحبت میشود از سادگی ضروت اتخاذ سیاست گذاری درست حمایتی با این صحبت ها که تورم مرتبط با نقدینگی ای است که در دست مردم است و باید نرخ بهره افزایش یابد و غیره صحبت نمیشود..
مساله اصلی جلوگیری از کاهش آمار مرگ و میر است.هر چه افراد نیاز کمتر به حضور در اقتصاد برای تامین نیاز های خود و ضرورت های شغلی و حفظ شغلی پیدا کنند آمار مرگ و میر کاهش خواهد یافت.
سیاست پولی مرتبط با تولید به نوعی جایگزین تقاضای کاهش یافته است که میتواند با حفظ جریان نقدینگی مانع کاهش سطح تولید ناخالص داخلی شده و در صورت استمرار، پس از برطرف شدن کرونا ارتقاء جدید در سطح تولید ناخالص داخلی انجام دهد.
نگاه کوزنتسی نگاهی است که اصلاح فرایند های اقتصادی را متوقف بر تحمل و فشار بر مردم برای رسیدن به شرایط بهتر می کند. سوای اینکه واگذر کردن فرایندها به مردم سطح درآمد سرانه را ارتقاء نمی دهد رجوع به این نگاه، هدایت نقدینگی به تولید در جایگاه کوزنتسی را هم فراهم نمیکند.
همان فاعلانی که نمیخواهند سیاست گذاری درست حمایتی اجرا شود که در مرحله اول عدم شناخت و جایگزین کردن شناخت نادرست برای آن سیاستگذاری ها را در اولویت خود قرار میدهند؛ همان ها میتوانند از طریق قانون عرضه و تقاضا به صورت کلان یا خرد منافعی زیاد ایجاد گنند. در نظر بگیرید که سیاست گذاری درست حمایتی، ساختار اقتصاد مردمی را میتواند از وابستگی به قانون عرضه و تقاضا کاهش دهد.
مردم میتوانند اقتصاد دان شوند اگر خلاصه علم اقصاد و مرز علم اقتصاد و انتقاد ها بر آن در یک پاراگراف نوشته شود. نتیجه پاسخ درست به چرایی عدم همگرایی درآمد سرانه چیزی جز جایگزینی تعریف تولید جایگزینی تعریف اقتصاد با آنچه از پاسخ درست به عدم همگرایی درآمد سرانه حاصل میشود با تعاریف متعارف موجود از تولید و اقتصاد نیست.
آنچه هم چنان در ایالات متحده مورد سوال است علت اختلافاتی است که هم چنان برای مردم ایالات متحده به نمایش درآورده میشود. در شرایطی که برای اقتصاد و سلامت معلوم است نیاز به یک بسته حمایتی فلان مقدار تریلیون دلار تا فلان زمان لازم است.
به زبان خودمانی مرکز پژوهش ها به این نتیجه رسیده است که افزایش نقدینگی همان افزایش تقاضای کل نیست بلکه افزایش نقدینگی، کاهش تقاضای کل است؟!
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026