اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟
مکانزیم حمایت چگونه جایکزین مکانیزم بازار شود؟
نمیشود افرادی باشند که هم بانک داشته باشند هم شرکت های تولیدی داشته باشند هم ارز داشته باشند و هم امکان واردات داشته باشند و تنها مصداق از حمایت از مردم در نظارت برای مطابق بودن قیمت ها با قیمت های درج شده بیان شود.
حمایت مساله مهمی از اقتصاد و شاید همه اقتصاد باشد. ماهیت درست حمایت میتواند جایگزین قوانین بازار نیز شود. بسیاری از مشکلات اقتصاد ایران با قوانین بازار توجیه میشود و درمان نیز در قوانین بازار دنبال میشود. در حالیکه حمایت با ماهیت درست می تواند انتظارات را بیش از آنکه تابع قوانین بازار کند تابع دلگرم بودن مردم از دولت و در نتیجه ماهیت درست حمایت کند. بر این اساس ضروری است نسبت به رفع شیوع کرونا از این زاویه و با همکاری بانک مرکزی در انجام سیاست پولی انبساطی در ماهیت درست، امکان جلوگیری از پیامد های منفی یک سیاست گذاری درست (تعطیل کردن اقتصاد) را فراهم و از طریق ایجاد اعتماد عمومی، نسبت به کاهش آمار مرگ و میر در عین حفظ رفاه اقتصادی و سلامت، تا حداقل پایان کرونا پیش رفت.
به جای خواندن چندین گزارش یا مقاله از بازار پول، این گزارش را چندین بار میتوانید بخوانید. دولت ها و حکومت ها پول دارند و این گونه نیست که کسی از بیرون مسبب پایین بودن درآمد سرانه کشورهای آنها شده باشد.. نقدینگی در اختیار مردم از 196 هزار میلیارد تومان سال 96 به 59 هزار میلیارد تومان کاهش یافته است.
به نظر باید به شکل زندگی اجداد اجداد اجدادمان برگردیم و در حد نیاز مصرف خود یک تولید کننده شویم وقتی..
هر چه در مسیر تجربه سیاست گذاری ها پیش رویم بهتر میتوانیم به این نتیجه برسیم اقتصاد مترادف با قوانین عرضه و تقاضا نیست و حتی اگر رکود و کاهش تولید و غیره باشد این عوامل مرتبط با قانون بازار است که اگر حمایت درست از سوی دولت یا حکومت انجام گیرد قوانین بازار و نگرانی های آن ظهور نمیکند..
اکونومیست هم میتواند اشتباه کند اگر می گوید منابع دولت فدرال به ته رسیده است و علت جلوگیری از کاهش نرخ رشد اقتصادی بازگشایی کسب و کار بوده است.. سوای این مطلب حتی اگر در بیان کاهش نرخ رشد اکونومیست اشتباه نکند در تفسیر کاهش نرخ رشد یا حتی افزایش آن میتواند اشتباه شود..
چرا نباید تورم ملاک تصمیم گیری به صورت مستقیم باشد؟ چرا نباید علت تورم محدود به قوانین بازار باشد و چرا در شرایط تورم بالا اجرای درست عرضه حمایت درست از اقتصاد انجام نمیشود؟
مقایسه مالیات نسبت به درآمد و درامد مالیاتی دولت نسبت به مخارج دولت دو نسبت ای است که تفسیر نادرست نسبت به وضعیت پرداخت مالیات شهروندان ایجاد میکند. میزان درآمد مالیاتی اخذ شده به درآمد ملی هر کشورها بهتر نشان میدهد که شهروندان در ازای چه میزان حمایت در شرایط یکسان یا عدم یکسان پرداخت مالیات نسبت به درآمد ملی خود قرار گرفته اند..
با شیوع کویید 19 رسانه ها و نهاد هایی مانند بانک مرکزی از طریق سیاست پولی انبساطی به کمک دولت ها آمدند.. به نظر می رسد یکی از نقص های سیاست پولی محدود کردن این سیاست در ابزار های سیاست پولی است...
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026