بالاخره نرخ ارز را یک گوشه ذهنی می کنند؟! از نرخ ارز که صحبت می شود باید بالاخره یک چیزی در مورد آن بدانیم .تعریف اصلی اقتصاد با محور دو واژه تکنولوژی و ابزار جدید سیاست پولی قابل تعریف است. برای نرخ ارز چه می توان گفت و چه جایگاهی دارد؟ - کامنت نیوز | تحلیل اقتصادی | کامنت نیوز | تحلیل اقتصادی
بالاخره نرخ ارز را یک گوشه ذهنی می کنند؟! از نرخ ارز که صحبت می شود باید بالاخره یک چیزی در مورد آن بدانیم .تعریف اصلی اقتصاد با محور دو واژه تکنولوژی و ابزار جدید سیاست پولی قابل تعریف است. برای نرخ ارز چه می توان گفت و چه جایگاهی دارد؟
شناسه خبر : 4559 | تاریخ انتشار : ۲۴ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۲:۰۸ | 801 بازدید

سیاست پولی می تواند عامل تورم نباشد که گفته نشد
شوک ارز = شوک قیمت ها = بی ثباتی = مستعد شدن قدرت قیمت گذاری و تورم های سالانه آن هم در شرایطی که در اقتصاد ایران کارشناسان زمینه توجیه قیمت گذاری تورمی بعدی را از طریق وابسته معرفی کردن آن با نقدینگی مستعدتر کرده اند.
اگر در اروپا شوک قیمت انرژی تورم بعد از شوک قیمتی را ایجاد نکرد چون سیاست کاهش وابستگی به واردات نفت و گاز دنبال شد. در ایران سیاست کاهش وابستگی به ارز دنبال می شود که انتظار آن نداشته باشیم این شوک برای کاهش فساد نبوده است (سوای اینکه قبلا از شوک ارز برای افزایش صادرات سخن گفته می شد و الان که نرخ ارز در ایران ۴ برابر قیمت جهانی است و صادرات خام مستعد تر از تولید نهایی شده است از این امر سخن نمی شود) و تورم های سالانه بعدی نیز نخواهد بود؟
در نظر بگیرید که پس از افزایش نرخ ارز، واردات بر تولید و صادرات خام بر صادرات کالای نهائی ارجح می شود چون وقتی سیاست مقابله با کاهش وابستگی نبوده است؛ برای بخش خصوصی واقعی که اجازه افزایش قیمت ها معادل افزایش هزینه های جاری آنها نمی شود؛ افزایش قیمت ارز یعنی پیشی گرفتن هزینه نهایی از درآمد نهائی

..

توجه کنید که:

۱- توسعه یافتگی سبب میشود که  کشورهای دیگر با واحد پول داخلی شما کالاهای شما را خریداری کنند (وقتی ارزش واحد پولی به کیفیت و کمیت تولید مرتبط است). بنابراین چندان بازار ارز در اقتصاد کشورهای توسعه یافته موضوعیت ندارد. زمانی که تنها با پول یک کشور، کشورهای دیگر خرید انجام میدهند به آن معنا است که آن کشور محصول صادراتی اش خام فروشی است و توسعه نیافته است. کشورهای توسعه نیافته با عدم معرفی و استفاده درست از ابزار سیاست پولی ، قانون بازار را برای خود ایجاد می کنند

۲- یک کشور توسعه یافته نیاز به صادرات ندارد که ارزش پول خود را به آن واسطه نیز بخواهد کم کند.

۳- جنگ ارزی زمانی است که شما وابسته به صادرات نیستید! چین زمانی که با واقعیت ای که اقتصاد را ایجاد می کند آشنا شد (حمایت گرانه ملی گرایانه مادی از تولید که با اصلاح ادبیات اقتصاد کلان بدست می آید) و آنها را به کار بست؛ دو چندان تمایل به رقابت با اقتصاد ایالات متحده را پیدا کرد چرا که هم متوجه شده بود که پاشنه آشیل اقتصاد هر کشور، حمایت ملی گرایانه آن کشور بوده است و دوم این که با رسیدن به دستاوردهای حمایت ملی گرایانه مادی، بی نیازی از واردات تکنولوژی از ایالات متحده شده بود و این بدان معنا بود که هزینه ای بابت تلاش برای افزایش بازارهای بین المللی متقبل نمی شد.  وقتی به دنبال صادرات و ارز خارجی نیستید ، کشورهای دیگر خودشان تمایل دارند با واحد پول خود شما از کالاهای تکنولوژی بر شما نوآورانه شما فناورانه شما استفاده کنند. با این حال چین پس از فهم و کاربردی کردن فهم ، انگیزه ای برای جبران زمانی که سیاست اقتصادی خود را به افزایش نرخ رشد اقتصادی و صادرات وابسته کرده بود داشت.

چین از سال ۲۰۰۳ به بعد با توجه به سیاست پولی ، بی نیازی به صادرات را استارت زده است اینجا

معمولاً کشورهایی که وابسته به صادرات محصولات صنعتی خود هستند جنگ ارزی را به نفع خود نمی دانند

معمولاً کشورهایی که خام فروشی انجام می دهند تمایل به افزایش نرخ ارز دارند.

قبل از ورود به ادبیات توسعه، باید اصلاح ادبیات اقتصاد کلان و استفاده از سیاست پولی را در پیش گرفت تا همان شاخص های توسعه در درآمد سرانه و عدم تورم رخ دهد!

چین وابسته به صادرات نیست (نقش سیاست پولی در ارتقاء درآمد سرانه) ولی  جنگ ارزی را انجام میدهد (چرا؟) تا عقب ماندگی وقتی را که فکر میکرده استراتژی صادرات یک استراتژی توسعه است را بتواند جبران کند(یا بهتر بگویم: تا عقب ماندگی رجوع به ادبیات اقتصاد توسعه را در حالیکه اصلاح ادبیات اقتصاد کلان معرفی نشده بود؛ را بتواند جبران کند).

 

ثبت دیدگاه

گالری تصاویر مشابه
۰۴ آبان ۱۳۹۹ 671 بازدید
۰۹ فروردین ۱۳۹۷ 3255 بازدید