بخشی از مطالب در فیلم انتقاد درون ماهیتی به نظریه میلتون فریدمن قسمت اول و دوم گفته نشد. به طور مثال وقتی روی سخن از ماهیت سیاست پولی، سیاست پولی بلاعوض باشد؛ هر چند در ظاهر دستمزد ها به واسطه افزایش تقاضا نیروی کار تغییر می کند ولی این افزایش دستمزد که معادل افزایش نقدینگی در جامعه است تاثیری در افزایش قیمت ندارد چرا که هزینه نهایی تولید کننده را افزایش نداده است.
تورم پولی شناخته ترین نظریه در اقتصاد کلان است. بر این اساس سیاست پولی در بلند مدت در مورد متغیر های حقیقی خنثی می باشد. با توجه به کارکرد پول در حمایت از تولید و اقتصاد به نظر می رسد لازم است نسبت به چیستی فرضیات این نظریه، پژوهشی انجام داد تا جایگاه سیاست پولی و پیامد های آن به درستی مشخص شود.
مکتبی که پس از نئوکلاسیک ها ظهور کرد مکتب نهادگرایی است. این مکتب بدون این که نظریه تورم پولی میلتون فریدمن را مورد نقد قرار دهد ادبیات خاص خود را وارد ادبیات اقتصادی کرد. هم اکنون نقد نظریه میلیون فریدمن به صورت یک ادبیات جامع و حتی خرد مورد نگارش قرار نگرفته است. به گونه ای که اگر این تصور شود که اقتصاد دانان توسعه، اقتصاد دانان نهاد گرا همگی در یک وفاق کلی نسبت به درستی ادبیات علم اقتصاد کلان بوده اند و هستند تصور اشتباه و گزافی نبوده است. تفاوت ادبیات اقتصاد دانان توسعه و اقتصاد دانان نهادگرا و غیره با ادبیات اقتصاد کلان، اضافه کردن یا برجسته کردن برخی واژه ها بدون انتقاد به ادبیات اصلی اقتصاد کلان است. به طور مثال واژه توسعه توسط اقتصاد دانان توسعه پس از شکست نظریه های رشد نئوکلاسیک ها به ادبیات علم اقتصاد اضافه شد(هر چند که در نهایت نئوکلاسیک ها حرف نهایی در نظریه های اقتصاد توسعه زدند).
Wednesday, 28 January , 2026