اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟
حمایت یا عدم حمایت از تولید ملی، گاهی به صورت یک چالش در ادبیات اقتصاددانان مورد بیان قرار گرفته است. معمولاً مصادیق حمایت در حمایت تعرفه ای و کمک به کاهش هزینه از طریق سیاست هایی مانند پرداخت یارانه به صنعت دنبال و معرفی شده است. در حالیکه اقتصاد حمایتی مورد تعریف ما، مصداق دیگری […]
اقتصاد متعارف قوانین فیزیک را ناقص بیان کرد و بر اساس آن تعادل را بر مبنای ضد آنچه تعادل در اقتصاد ایجاد میکند پایه گذاری کرد.
پیشینه اقتصاد توسعه این بار از زبان موریس داب پل باران و اسکار لانگه / 1970/ به همراه اصلاح و جمع بندی
پیشنهادی برای رهبران سیاسی در زمینه اینکه در حوزه اقتصاد و سیاست چگونه برنامه ریزی و فکر کنند.. در حوزه اقتصاد: ایده ها را دریابید همان اقتصاد شما می شود! مثال: در زیر زمین های شما نفت وجود دارد؟ نفت حاصل میلیارد ها سال بقایای مواد بوده است. مرکز تحقیق و پژوهشی ایجاد کنید تا […]
بر اساس داده های بانک جهانی ، خوداشتغالی بیش از پنجاه درصد ماهیت اشتغال کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته را توضیح می دهد. این در حالی است که برای کشورهای توسعه یافته، نسبت خود اشتغالی به اشتغال کل کمتر از ۱۶ درصد است (که در مسیر نزولی همچنان کاهش می یابد). در ایران […]
آیا میلتون فریدمن در امان ماند؟ خیر.....حال اگر سیاست پولی مرتبط با تولید به صورت بلاعوض به تولید کنندگان داده شده بود چه رخ می داد؟ هزینه نهایی جاری افزایش پیدا نمی کرد (هر چند قیمت کالاهای اولیه افزایش پیدا می کند ولی منجر به افزایش هزینه نهایی تولید کننده کالاهای نهائی نمیشود) که قیمت گذاری افزایش پیدا کند که بعد باز صحبت از افزایش دستمزد کارگران مشغول در تولید کالاهای نهائی و غیره شود.
ناتوانی نظری علم اقتصاد برای درمان تورم و چرا؟
قرار نیست پیامد حمایت در کاهش نابرابری، از طریق تعریف حمایت مادی برای تمام فعالیت های مثبت (ولو آنکه اقتصادی در چارچوب ارزیابی های فنی و اقتصادی نباشد)، به کاهش نابرابری محدود شود. وقتی نظام تولید بخش مردمی، با تعریف حمایت مادی درست مواجه می شود؛ عملاً تولید کنندگان بخش خصوصی به میزان حمایت دریافتی، از دریافت پاداش فعالیت خود از طریق قانون، بازار صرف نظر می کنند چه رسد به آنکه بخواهند با تغییر عرضه یا هر چیز، بهانه افزایش قیمت گذاری بیشتر را ایجاد کنند(به بیان دیگر پیامد حمایت درست علاوه بر کاهش نابرابری کاهش و کنترل تورم نیز است).
اغراض سیاسی در گفتمان علم اقتصاد با محوریت واژه پایداری: ۱- در علم اقتصاد واژه پایداری آنجا که باید می آمد، نیامد. ۲- وقتی هم مورد استقاده قرار گرفت، اغراض سیاسی دنبال شد. بین سیاست پولی پایدار و شوک هزینه در حفظ تورم ایجاد شده تفاوتی نیست (و اگر هم تفاوتی باشد از لحاظ روانی […]
وقتی سیاست حمایت مالی درست و پایدار تعریف نشود؛ نیاز به وام به صورت پایدار برای تولید کنندگان مردمی وجود دارد. وام نقدینگی را به میزان وام از جامعه جمع و در اختیار صاحبان اصلی بانک قرار میدهد و چون پس انداز کنندگان اکثریت مایحتاج خود را به صورت مجازی دنبال میکنند، اعطای وام بانکی به مثابه افزایش مالکیت نقدینگی بانک ها قرار میگیرد. و این گونه سوپر پولدارها مرتبط با صاحبان اصلی بانک ها می شوند. پیامد سیاست مالی بلاعوض و پایدار ارتقاء سطح تولید حفظ آن در عین عدم تورم و وابسته شدن بازار محصول به این حمایت است. بنابراین اگر سیاست حمایت مالی بلاعوض و پایدار تعریف شود هم نیاز به وام برای تولیدکنندگان کاهش می یابد و هم به همه تولیدکنندگان کمک شده است. حمایت مالی بلاعوض و پایدار می تواند با درصدی از هزینه نهایی هر تولید کننده دنبال شود و پاداش اصلی آنها را از وابستگی به قوانین بازار برهاند.
تا چه حد فضای علم اقتصاد مملو از نظریات بی منطق است؟... تورم، بیماری مرتبط با ماهیت سیاست گذاری های اقتصادی است که از طریق اصلاح ماهیت حمایت، تورم درمان میشود با این حال آنچه در فضای علم اقتصاد می گذرد؛ حول تمرکز در ماهیت سیاست گذاری های اقتصادی نیست. علم اقتصاد، با محوریت نظریه تورم پولی، در مورد چگونگی و میزان امکان یا عدم امکان نقش آفرینی متغیرهای دیگر در تورم، گفتمان خود را ادامه داده است که قاعدتاً در همان هم ایراداتی است تا از طریق همان ایرادات، هم چنان نظریه تورم پدیده پولی مورد تایید قرار بگیرد؛ حداقل در برخی داده های آماری خاص مانند 1970 که فریدمن برای نقد سیاست پولی کینزی آن داده ها را مورد استناد خود قرار داده بود.
فریدمن معتقد است دهه 1930 به دسیسه بانک مرکزی برای شکست لیبرالیسم گذشت. دهه 1970 به شکست سیاست پولی بانک مرکزی گذشت و پس از آن قواعد لیبرالیسم دنبال شد. نیازی نیست در مورد این گفته های فریدمن با وی به چالش کشیده شد. میتوان این سوال ها را دنبال کرد که چرا لیبرالیسم با حمایت فریدلیک لیستی و حمایت کینزی و حمایت موثر تر حمایت مالی بلاعوض و پایدار مخالف است؟ پیامد استفاده از سیاست پولی برای حمایت مالی بلاعوض و پایدار چیست که لیبرالیسم با ان مخالف است. لیبرالیسم با سیاست پولی مخالف شده است چون به درستی آنرا به تفسیر نکشیده بود.
شاید این آخرین گزارش از گزارشات کامنت نیوز باشد. به این دلیل که پس از بررسی علت عدم همگرایی درآمد سرانه و سپس بررسی نظریه های تورم (هم در قالب نقد اقتصاد متعارف و هم در قالب نقد پژوهش های کشورهای توسعه یافته در پژوهش های خود)، هم در متغیرهای حقیقی و هم در متغیرهای […]
دومینوی آسیب پذیری از حلقه فساد اصلی زمانی شکل می گیرد که حلقه های پیرامون حلقه فساد اصلی شکل گرفته باشد و حلقه اصلی که می توانست محرک اصلی اقتصاد باشد؛ دچار بینش اقتصادی و بدتر از آن، اهداف اقتصادی شده باشد. حلقه ها با مالکیت ها شناخته می شوند. حلقه اصلی، مالکیت بر خلق […]
انسان ها نقش در طبقه بندی انسان ها دارند این مساله از طریق اقتصاد رقم می خورد. مالکیت بر زمین ملاک اصلی طبقه بندی دیروز انسان ها بود. در آن زمان چاپ پول آنچنان به سطح امروز نرسیده بود. پس از رسیدن به بلوغ خلق پول، طبقه بندی انسان ها فرق کرد. یعنی این امر […]
اکونومیست در آخرین مقاله خود ایده کمبود سرمایه مادی را برای اقتصاد ۲۰۲۰ پیش بینی و ارائه داده است. سه محور ضرورت انتقال انرژی، سیاست گذاری پوپولیست اقتصادی و تغییر زنجیره تولید مستندات ادعای اکونومیست بود. به باور اکونومیست رویکرد های بسته های حمایتی دولت ایالات متحده و اروپایی در مواجه با کرونا، سیاست های […]
به نظر می رسد دایره تعریف سیاست پولی با توجه به امکان تعریف ابزارهای متعدد با ماهیت های متعدد، می تواند گسترده تر شود.
در صورت انتخاب بایدن، انتظارات تورمی در اقتصاد ایران روند کاهشی پیدا میکند این مساله میتواند مرتبط با روابط ایران با کشورهای دیگر باشد به طور مثال قرارداد 25 ساله ایران و چین. بهبود عملکرد قوانین بازار کمک به کاهش انتظارات تورمی مبتنی بر قوانین بازار می کند که به تبع خود رشد بورس و کاهش قیمت کالاهایی که مورد خرید و فروش دلالی قرار گرفته است را میتواند برای اقتصاد ایران نوید دهد.
پول زیاد از یک کالا سبب می شود که فکر کنیم راه سریع برای رسیدن به شرایط توسعه یافتگی را بدست آورده ایم. و در شرایطی که ممکن است حتی ندانیم ادبیات توسعه چه سوالی را باید دنبال کند و فقط به افزایش نرخ رشد به پشتوانه همان مسیر درآمد زایی که آن کالا برای […]
در اقتصاد سنجی متغیرهای سری زمانی جامعه را داریم. برای مدل سازی یک متغیر وابسته فرضی در نظر گرفته می شود تا با حداقل اختلاف بین آن متغیر و متغیر وابسته واقعی، مدل سازی انجام شود(البته ادبیات اقتصاد سنجی داده های جامعه را به عنوان نمونه و متغیر فرضی بیان شده را به عنوان متغیر […]
مدل سازی یکی از خواسته های طبیعی است. لیکن مدل سازی زمانی درست است که نظریه آن را تایید کند. نظریه نباید مستخرج شده از مدل باشد. چرا که یک مدل ریاضی با در نظر گرفتن یک متغیر فرضی و حداقل کردن مجذور اختلاف خود با متغیرجامعه بدست آمده است(رجوع به اقتصاد سنجی). در روش […]
با محوریت واژه اقتصاد میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا همچنان در تعریف اقتصاد واژه کمیابی درج شده و یکی از محور های تعریف علم اقتصاد در نظر گرفته شده است؟ با محوریت واژه پویایی میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا تنها به حفظ معنای […]
این تزاحم ها که اقتصاد نظری بیان کرده است ، درست نیست. اقتصاد کلان ماهیت و جایگاه افزایش تقاضا را فراموش کرد. نظریه های اقتصادی هم در عین فهم و بیان شکست تجربی و نظری نظریه کوزنتس، فراموش کردند که در نظریه های جدید آن را در نظر بگیرند.
متن زیر ایرادات مقدماتی به نظریات اقتصاد از زاویه نقد اقتصاد کلان است. در نهایت می توان در کنار ایرادات زیر، ایرادات به نظریه تورم پولی کلاسیک های جدید را نیز اضافه کرد تا پرونده قفل شدن راه توسعه از سوی دولت ها توسط علم اقتصاد بسته شود: بیان تناقضات و ایرادات اقتصاد کلان: ۱-در […]
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
شاید اصلاح شیوه خصوصی سازی و اصلاح و ایجاد مصادیقی که حمایت بر آن منطبق میشود و شود (متمرکز نشدن حمایت تنها بر وام، پایداری و مقدم کردن حمایت بر تولید) در کنار نچسباندن واژه های ناکارامدی به حمایت بلکه به فساد در صاحبان مالکیت و نادرست بودن ماهیت حمایت، بتواند در قدم اول تفاوت اقتصاد ایران با کشورهای توسعه نیافته را کاهش داده و سپس اختلاف ایران با کشورهای توسعه یافته را نیز بر طرف سازد. نیازی نیست بخش های سیاسی مالکیت های خود را برای اجرای خصوصی سازی به فروش برسانند آنها می توانند مالکیت را به کنندگان اصلی کار که همان بخش خصوصی واقعی هستند بدون دریافت وجه واگذار کرده و در جایگاه مجری برای نظارت و اجرای حمایت درست و پایدار و جامع (برای ارتقاء درآمد سرانه، جلوگیری از پیامد متغیرهای نشت اقتصادی و جلوگیری از تورم) بنشینند ..
درآمد سرانه در کشورهای کم درآمد نمیتوان نشان دهنده مالکیت نقدینگی مردم باشد یعنی مالکیت نقدینگی کمتر از درآمد سرانه است چرا که علت پایین بودن درآمد سرانه اکتفا به حمایت به صورت وام است که مالکیت نقدینگی را در نهایت در اختیار صاحبان اصلی بانک ها قرار میدهد. حال یا ماجرا به همین جا ختم میشود یا بانک ها (سیاست) به صورت مستقیم وارد اقتصاد میشوند و مردم آن کشورها با مافیا و پیامدهای آن مواجه میشوند..
Wednesday, 28 January , 2026