اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟
حمایت یا عدم حمایت از تولید ملی، گاهی به صورت یک چالش در ادبیات اقتصاددانان مورد بیان قرار گرفته است. معمولاً مصادیق حمایت در حمایت تعرفه ای و کمک به کاهش هزینه از طریق سیاست هایی مانند پرداخت یارانه به صنعت دنبال و معرفی شده است. در حالیکه اقتصاد حمایتی مورد تعریف ما، مصداق دیگری […]
اقتصاد متعارف قوانین فیزیک را ناقص بیان کرد و بر اساس آن تعادل را بر مبنای ضد آنچه تعادل در اقتصاد ایجاد میکند پایه گذاری کرد.
ممکن است این طرز تفکر اشتباه بر ما باشد که علم اقتصاد فقط مانند یک علمی به مثابه علم ریاضی است که باید از طریق فرمول ها هدف گذاری آن را دنبال کرد. وقتی تنها سه درصد پول به صورت سکه و اسکناس است جمع کردن همین میزان قرار است چگونه جلوی تورم را بگیرد؟ به نظر به جای آنکه این القاء ایجاد شود که اقتصاد را فقط میتوان بر اساس فرمول ها ریاضی وارد توصیف و توضیح داد گفت:ریشه تورم این است که بنگاه داری سیاست سبب مقدم شدن رانت بر حمایت، جایگزینی حمایت نادرست بر حمایت درست شده است.
همه افراد به دنبال خوشبختی هستند. خوشبختی یعنی رضایت خودت از کاری که انجام میدهی در کنار حمایتی که دولت از تو می کند که آن کار بتواند نیازهای خانواده تو را نیز تامین کند. بیش از هشت میلیون آمریکایی در شرکت های بزرگ مشغول فعالیت هستند. نسخه خوشبختی برای آنها این است که مجهز به نواوری شوند تا در کانال حمایت سیاست از نوآوری قرار گرفته و از خود صاحب یک شرکت میکرو شوند. خوشبختی برای مردم ایران در استخدام تعریف شده است (شاید به این علت که سیاست، حمایت درست از تولید نمیکند).
بر خلاف رویه ای که در رسانه ها و کانال ها و خبرکزاری های ایران در مورد پیامد سیاست انبساطی دیده میشود میتوان گفت: با توجه به این که اقتصاد علم انتظارات است و قرار نیست تنها عنصر بازار بر انتظارات اثر گذاری کند یا انتظارات بر بازار اثر گذاری کند؛ پیامد سیاست حمایتی را میتوان هم چنان در جلوگیری از بروز تورم و کاهش ارزش پول که پیامد سپردن اقتصاد به قانون بازار است دید.
آمار تولید ناخالص داخلی از خالص مالکیت نقدینگی افراد سخن نمی گوید. بهتر است شاخص توسعه یافتگی، میزان حمایت درست از مردم تعریف شود. نمیتوان وام را جایگزین حمایت کرد و نمیتوان حمایت درست را از طریق حمایتی که بر اساس رانت توزیع میشود یا تعریف میشود ولی به دست گروه مقصد نمی رسد از وجهه انداخت. در مورد اقتصاد ایران بهتر است که خانواده ها به کسب و کار نگاه درآمدزایی نداشته باشند و شکل گیری کسب و کار بر اساس نگاه کاهش وابستگی اقتصادی یک خانواده تعریف شود.
در اقتصادی که حمایت مبنای تنظیم امورات اقتصادی است تنها سیاه نمایی میتواند همچنان اقتصاد مبتنی بر قوانین بازار را برای خوانندگان تداعی بخشد. اقتصادی که در واقع وجود ندارد ولی از طریق سیاه نمایی میتوان تمایز بین اقتصاد حمایتی با اقتصاد منطبق بر بازار را ایجاد نکرد.
اقتصاد باید به جای آنکه پاداش جویندگان کار را منوط به بازار کند باید خود سراغ جویندگان کار رفته و برای هر ابداع و نوآوری بسته های حمایتی تعریف کند. در دنیای که تولید و روش های تولید و اهداف مختلف تولید ایجاد میکند جای برای هر فرد برای دریافت بسته حمایتی مجزا فراهم میکند. این حمایت ها است که یک اقتصاد را ساخته و قیمت ها را تابع خود می کند.
وقتی این قصه اقتصاد است که مساله اصلی ماهیت نادرست حمایت از اقتصاد توسط هدایت خلق پول در ماهیت نادرست است؛ نمیتوان یک نهاد صاحب بانک ایراد به یک نهاد صاحب بانک دیگر وارد کند. افزایش نرخ بهره به بانک ها این کمک را خواهد کرد که خلق پول چند برابر به پشتوانه افزایش میزان سپرده ها انجام دهند. با توجه به نگاه بنگاه داری بانک ها افزایش نرخ بهره علاوه بر تورم ناشی از افزایش هزینه های جاری و تحکیم بیشتر قانون بازار، افزایش تورم بیشتر از ناحیه بازی با قانون بازار برای افزایش قیمت ها توسط صاحبان سرمایه و پول را نیز میتواند نوید بخشد و ایجاد کند.
بنابراین به طور کلی تولید کننده شدن در جایگاه تولید نهاده های دامی میتواند علاوه بر کسب مزیت رقابتی در سالم بودن محصول، با رفع موانع فنی و کاهش وابستگی به هزینه های برون زا کسب و کار و شغل مناسبی باشد چرا که در روند بازار و وتقاضا به صورت طبیعی بازار به سمت این محصول می آید.
گزارش سوم از نقد به نظریه میلتون فریدمن: وقتی متوجه میشویم سیاست پولی فراتر از ابزار سیاست پولی از زاویه ماهیت و جایگاه نیز قابل دستبه بندی است و مصداق سیاست پولی فریدمن به صورت عینی تر فهم میشود، میتوان فهمید که امکان آزمون نظریه میلتون فریدمن به صورت تجربی فراهم نبوده است و نیست.
آیا بهتر است انتخاب کسب و کار در کشورهای مافیایی یا کشورهایی که با مدیریت توام با متوجه نشدن نقص اقتصاد کلان به سر می برند تدبیرهایی در نظر گرفت؟
شاید این آخرین گزارش از گزارشات کامنت نیوز باشد. به این دلیل که پس از بررسی علت عدم همگرایی درآمد سرانه و سپس بررسی نظریه های تورم (هم در قالب نقد اقتصاد متعارف و هم در قالب نقد پژوهش های کشورهای توسعه یافته در پژوهش های خود)، هم در متغیرهای حقیقی و هم در متغیرهای […]
دومینوی آسیب پذیری از حلقه فساد اصلی زمانی شکل می گیرد که حلقه های پیرامون حلقه فساد اصلی شکل گرفته باشد و حلقه اصلی که می توانست محرک اصلی اقتصاد باشد؛ دچار بینش اقتصادی و بدتر از آن، اهداف اقتصادی شده باشد. حلقه ها با مالکیت ها شناخته می شوند. حلقه اصلی، مالکیت بر خلق […]
انسان ها نقش در طبقه بندی انسان ها دارند این مساله از طریق اقتصاد رقم می خورد. مالکیت بر زمین ملاک اصلی طبقه بندی دیروز انسان ها بود. در آن زمان چاپ پول آنچنان به سطح امروز نرسیده بود. پس از رسیدن به بلوغ خلق پول، طبقه بندی انسان ها فرق کرد. یعنی این امر […]
اکونومیست در آخرین مقاله خود ایده کمبود سرمایه مادی را برای اقتصاد ۲۰۲۰ پیش بینی و ارائه داده است. سه محور ضرورت انتقال انرژی، سیاست گذاری پوپولیست اقتصادی و تغییر زنجیره تولید مستندات ادعای اکونومیست بود. به باور اکونومیست رویکرد های بسته های حمایتی دولت ایالات متحده و اروپایی در مواجه با کرونا، سیاست های […]
به نظر می رسد دایره تعریف سیاست پولی با توجه به امکان تعریف ابزارهای متعدد با ماهیت های متعدد، می تواند گسترده تر شود.
در صورت انتخاب بایدن، انتظارات تورمی در اقتصاد ایران روند کاهشی پیدا میکند این مساله میتواند مرتبط با روابط ایران با کشورهای دیگر باشد به طور مثال قرارداد 25 ساله ایران و چین. بهبود عملکرد قوانین بازار کمک به کاهش انتظارات تورمی مبتنی بر قوانین بازار می کند که به تبع خود رشد بورس و کاهش قیمت کالاهایی که مورد خرید و فروش دلالی قرار گرفته است را میتواند برای اقتصاد ایران نوید دهد.
پول زیاد از یک کالا سبب می شود که فکر کنیم راه سریع برای رسیدن به شرایط توسعه یافتگی را بدست آورده ایم. و در شرایطی که ممکن است حتی ندانیم ادبیات توسعه چه سوالی را باید دنبال کند و فقط به افزایش نرخ رشد به پشتوانه همان مسیر درآمد زایی که آن کالا برای […]
در اقتصاد سنجی متغیرهای سری زمانی جامعه را داریم. برای مدل سازی یک متغیر وابسته فرضی در نظر گرفته می شود تا با حداقل اختلاف بین آن متغیر و متغیر وابسته واقعی، مدل سازی انجام شود(البته ادبیات اقتصاد سنجی داده های جامعه را به عنوان نمونه و متغیر فرضی بیان شده را به عنوان متغیر […]
مدل سازی یکی از خواسته های طبیعی است. لیکن مدل سازی زمانی درست است که نظریه آن را تایید کند. نظریه نباید مستخرج شده از مدل باشد. چرا که یک مدل ریاضی با در نظر گرفتن یک متغیر فرضی و حداقل کردن مجذور اختلاف خود با متغیرجامعه بدست آمده است(رجوع به اقتصاد سنجی). در روش […]
با محوریت واژه اقتصاد میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا همچنان در تعریف اقتصاد واژه کمیابی درج شده و یکی از محور های تعریف علم اقتصاد در نظر گرفته شده است؟ با محوریت واژه پویایی میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا تنها به حفظ معنای […]
این تزاحم ها که اقتصاد نظری بیان کرده است ، درست نیست. اقتصاد کلان ماهیت و جایگاه افزایش تقاضا را فراموش کرد. نظریه های اقتصادی هم در عین فهم و بیان شکست تجربی و نظری نظریه کوزنتس، فراموش کردند که در نظریه های جدید آن را در نظر بگیرند.
متن زیر ایرادات مقدماتی به نظریات اقتصاد از زاویه نقد اقتصاد کلان است. در نهایت می توان در کنار ایرادات زیر، ایرادات به نظریه تورم پولی کلاسیک های جدید را نیز اضافه کرد تا پرونده قفل شدن راه توسعه از سوی دولت ها توسط علم اقتصاد بسته شود: بیان تناقضات و ایرادات اقتصاد کلان: ۱-در […]
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
شاید اصلاح شیوه خصوصی سازی و اصلاح و ایجاد مصادیقی که حمایت بر آن منطبق میشود و شود (متمرکز نشدن حمایت تنها بر وام، پایداری و مقدم کردن حمایت بر تولید) در کنار نچسباندن واژه های ناکارامدی به حمایت بلکه به فساد در صاحبان مالکیت و نادرست بودن ماهیت حمایت، بتواند در قدم اول تفاوت اقتصاد ایران با کشورهای توسعه نیافته را کاهش داده و سپس اختلاف ایران با کشورهای توسعه یافته را نیز بر طرف سازد. نیازی نیست بخش های سیاسی مالکیت های خود را برای اجرای خصوصی سازی به فروش برسانند آنها می توانند مالکیت را به کنندگان اصلی کار که همان بخش خصوصی واقعی هستند بدون دریافت وجه واگذار کرده و در جایگاه مجری برای نظارت و اجرای حمایت درست و پایدار و جامع (برای ارتقاء درآمد سرانه، جلوگیری از پیامد متغیرهای نشت اقتصادی و جلوگیری از تورم) بنشینند ..
درآمد سرانه در کشورهای کم درآمد نمیتوان نشان دهنده مالکیت نقدینگی مردم باشد یعنی مالکیت نقدینگی کمتر از درآمد سرانه است چرا که علت پایین بودن درآمد سرانه اکتفا به حمایت به صورت وام است که مالکیت نقدینگی را در نهایت در اختیار صاحبان اصلی بانک ها قرار میدهد. حال یا ماجرا به همین جا ختم میشود یا بانک ها (سیاست) به صورت مستقیم وارد اقتصاد میشوند و مردم آن کشورها با مافیا و پیامدهای آن مواجه میشوند..
Wednesday, 28 January , 2026