اقتصاد متعارف به نسخه های حمایتی مانند تعرفه ها و غیره نگاه نقدگرایانه داشته است و در مقابل ادبیات فریدلیک لیست ای معرفی شده است. ولی میتوان گفت نقد اصلی آن است که چرا در ادبیات نگاه نقادانه به اقتصاد متعارف؛ همچنان تعریف و معرفی حمایت در مصادیق حمایت تعرفه ای، منع سرمایه گذاری خارجی، یارانه ای با قید کوتاه مدت و غیره حفظ شده است و حمایت در مصادیق و ماهیت های ثمر بخش تر (حمایت مالی + بلاعوض + پایدار + با اولویت به تولید کنندگان میکرو تحقیق و توسعه تجربی) تعریف و معرفی نشده است؟
حمایت یا عدم حمایت از تولید ملی، گاهی به صورت یک چالش در ادبیات اقتصاددانان مورد بیان قرار گرفته است. معمولاً مصادیق حمایت در حمایت تعرفه ای و کمک به کاهش هزینه از طریق سیاست هایی مانند پرداخت یارانه به صنعت دنبال و معرفی شده است. در حالیکه اقتصاد حمایتی مورد تعریف ما، مصداق دیگری […]
اقتصاد متعارف قوانین فیزیک را ناقص بیان کرد و بر اساس آن تعادل را بر مبنای ضد آنچه تعادل در اقتصاد ایجاد میکند پایه گذاری کرد.
ممکن است پیوند مالکیت های اقتصادی با صاحبان سیاست سبب شکل گیری اهداف اقتصادی گروهی برای آنها شده باشد. اگر این مساله شکل بگیرد آنها میتوانند آنچه که تمایل به آشکار کردن ندارند را آشکار نکنند .
این سه ضلع سازنده یک اقتصاد است که اگر این اتفاق افتاد نیاز به پول کشورهای دیگر نیز کاهش پیدا می کند چون آن کشور بدون این که در تولیدی که لزوماً میتواند به کالای ملموس ختم نشود به اقتصادی رسیده است که افراد آن جامعه آن اقتصاد را منطبق با اهداف اقتصادی می بینند.
اگر یک سیاست گذار هدف گذاری کاهش وابستگی و خلق تکنولوژی جدید را از طریق نظارت درست سیاست گذاری درست حمایتی را دنبال کرد میتوان نسبت به آمار صادرات خوش بین و آنرا نشان دهنده تغییر ساختار اقتصاد ایران دانست. در غیر این صورت آمار صادرات شاید نتواند نماینده تغییر ساختار اقتصاد ایران باشد و احتمالاً آان صادرکننده ها خود به نوعی صاحب ارز و ریال به پشتوانه مالکیت های رانتی و غیره بوده اند.
اگر این انتظار از شرکت های دانش بنیان باشد که خود به خودشان کمک کنند آنها نمیتوانند خلاقیت های خود را آشکار و مجبور هستند طبق خواسته های بازار خلاقیت های خود را حصار کشی کنند آن هم به این امید که در نهایت بتوانند به بازگشت اصل و فرع برسند که معمولا این امر نمیشود و اگر هم انجام شود ارتقاء درآمد سرانه و جایکزین شدن قوانین اقتصاد حمایتی به جای قوانین بازار ایجاد نمیشود.
بزرگترین خودتحریمی این است که آنجه منطبق بر حمایت از تولید خوانده میشود در ماهیت نادرست باشد و آنچه ابزار ارتقاء درآمد سرانه میتوانست باشد با برچسب تورم خود تحریمی و عدم استفاده از آن کلید بخورد. پیامد های این خودتحریمی ضرر جمعی است ولو اینکه گروه های مافیایی در تصور پنهان کردن مصادیق اصلی اهداف اقتصادی و بازی های اقتصادی از طریق قوانین بازار قرار گرفته باشند.
ضریب جینی ایران با یک درصد کاهش نابرابری کمتری را نشان میدهد این در حالی است که در دهک های اولی تقسیم بندی ایرانی، معیار درآمد های ماهانه کمتر از بیست میلیون تومان بوده است یعنی ایران در شرایطی در وضعیت تقریباً یکسان از لحاظ ضریب جینی با ایالات متحده به سر می برد که ممکن است یک درصدی های خود را که سهم بیش از هفتاد درصدی در بازار پول دارند در محاسبات ضریب جینی خود منظور نکرده باشد. سوای این مسائل وضعیت درآمد سرانه ایالات متحده نشان میدهد که هر فرد در این کشور از قدرت خرید بیش از شش برابری برخوردار است تورم اندک ایالات متحده را نیز که کنار بگذاریم این سوال باقی می ماند به راستی ژورنالیست نویس های آمریکایی تا چه حد آنچه از اقتصاد آمریکا می گویند مرتبط با اقتصاد آمریکا است و تا چه حد مرتبط با کتاب هایی که در زمینه اقتصاد مورد مطالعه قرار داده اند؟
مالیات و بودجه سهم اندکی در تولید ناخالص داخلی کشورها داشتند. این از نسبت بودجه به تولید ناخالص داخلی فهم میشود. بنابراین ارتقاء درآمد سرانه کشورهای توسعه یافته نمیتواند از بودجه باشد. بنابراین اصولاً ارتباط برقرار کردن بودجه با دستیابی به اهداف اقتصادی محل بحث است!
به نظر می رسد بین این دو امر که اقتصاد ایران از زاویه عدم برنامه توسعه آسیب دیده است یا تعریف نادرست تولید میتوان گفت: بیش از آنکه فقدان برنامه مطرح باشد(اگر این گزاره درست باشد!) تعریف نادرست از تولید منجر به عدم تعریف درست سیاست گذاری درست حمایتی شده و اقتصاد ایران را به اهداف اقتصادی نرسانیده است.
موافقان نظریه تورم پولی چگونه از کسری بودجه برای تایید گفته های خود استفاده میکنند؟ آنها افزایش مالیات و راه های دیگری که با هدف کاهش کسری بودجه انجام شده است یا عدم هدایت نقدینگی به تولید توسط دولت یا ماهیت نادرست آن هدایت ها را علت کسری بودجه بیان نمیکنند.
فرض کنید شرکت های بزرگ نفتی آمریکایی شرکت های متعلق به بخش خصوصی نبوده و در مالکیت دولت ایالات متحده قرار داشتند.آیا این انتظار می رفت که شرکت های نفتی بزرگ در پروژه های تحقیق توسعه تجربی مانند استخراج نفت و گاز از سنگ های رسی و غیره با شرکت های میکرو همکاری کرده و زمینه توسعه این گونه تکنولوژی ها را پیش راند؟
شاید این آخرین گزارش از گزارشات کامنت نیوز باشد. به این دلیل که پس از بررسی علت عدم همگرایی درآمد سرانه و سپس بررسی نظریه های تورم (هم در قالب نقد اقتصاد متعارف و هم در قالب نقد پژوهش های کشورهای توسعه یافته در پژوهش های خود)، هم در متغیرهای حقیقی و هم در متغیرهای […]
دومینوی آسیب پذیری از حلقه فساد اصلی زمانی شکل می گیرد که حلقه های پیرامون حلقه فساد اصلی شکل گرفته باشد و حلقه اصلی که می توانست محرک اصلی اقتصاد باشد؛ دچار بینش اقتصادی و بدتر از آن، اهداف اقتصادی شده باشد. حلقه ها با مالکیت ها شناخته می شوند. حلقه اصلی، مالکیت بر خلق […]
انسان ها نقش در طبقه بندی انسان ها دارند این مساله از طریق اقتصاد رقم می خورد. مالکیت بر زمین ملاک اصلی طبقه بندی دیروز انسان ها بود. در آن زمان چاپ پول آنچنان به سطح امروز نرسیده بود. پس از رسیدن به بلوغ خلق پول، طبقه بندی انسان ها فرق کرد. یعنی این امر […]
اکونومیست در آخرین مقاله خود ایده کمبود سرمایه مادی را برای اقتصاد ۲۰۲۰ پیش بینی و ارائه داده است. سه محور ضرورت انتقال انرژی، سیاست گذاری پوپولیست اقتصادی و تغییر زنجیره تولید مستندات ادعای اکونومیست بود. به باور اکونومیست رویکرد های بسته های حمایتی دولت ایالات متحده و اروپایی در مواجه با کرونا، سیاست های […]
به نظر می رسد دایره تعریف سیاست پولی با توجه به امکان تعریف ابزارهای متعدد با ماهیت های متعدد، می تواند گسترده تر شود.
در صورت انتخاب بایدن، انتظارات تورمی در اقتصاد ایران روند کاهشی پیدا میکند این مساله میتواند مرتبط با روابط ایران با کشورهای دیگر باشد به طور مثال قرارداد 25 ساله ایران و چین. بهبود عملکرد قوانین بازار کمک به کاهش انتظارات تورمی مبتنی بر قوانین بازار می کند که به تبع خود رشد بورس و کاهش قیمت کالاهایی که مورد خرید و فروش دلالی قرار گرفته است را میتواند برای اقتصاد ایران نوید دهد.
پول زیاد از یک کالا سبب می شود که فکر کنیم راه سریع برای رسیدن به شرایط توسعه یافتگی را بدست آورده ایم. و در شرایطی که ممکن است حتی ندانیم ادبیات توسعه چه سوالی را باید دنبال کند و فقط به افزایش نرخ رشد به پشتوانه همان مسیر درآمد زایی که آن کالا برای […]
در اقتصاد سنجی متغیرهای سری زمانی جامعه را داریم. برای مدل سازی یک متغیر وابسته فرضی در نظر گرفته می شود تا با حداقل اختلاف بین آن متغیر و متغیر وابسته واقعی، مدل سازی انجام شود(البته ادبیات اقتصاد سنجی داده های جامعه را به عنوان نمونه و متغیر فرضی بیان شده را به عنوان متغیر […]
مدل سازی یکی از خواسته های طبیعی است. لیکن مدل سازی زمانی درست است که نظریه آن را تایید کند. نظریه نباید مستخرج شده از مدل باشد. چرا که یک مدل ریاضی با در نظر گرفتن یک متغیر فرضی و حداقل کردن مجذور اختلاف خود با متغیرجامعه بدست آمده است(رجوع به اقتصاد سنجی). در روش […]
با محوریت واژه اقتصاد میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا همچنان در تعریف اقتصاد واژه کمیابی درج شده و یکی از محور های تعریف علم اقتصاد در نظر گرفته شده است؟ با محوریت واژه پویایی میتوان این انتقاد را از علم نظری اقتصاد داشت که چرا تنها به حفظ معنای […]
این تزاحم ها که اقتصاد نظری بیان کرده است ، درست نیست. اقتصاد کلان ماهیت و جایگاه افزایش تقاضا را فراموش کرد. نظریه های اقتصادی هم در عین فهم و بیان شکست تجربی و نظری نظریه کوزنتس، فراموش کردند که در نظریه های جدید آن را در نظر بگیرند.
متن زیر ایرادات مقدماتی به نظریات اقتصاد از زاویه نقد اقتصاد کلان است. در نهایت می توان در کنار ایرادات زیر، ایرادات به نظریه تورم پولی کلاسیک های جدید را نیز اضافه کرد تا پرونده قفل شدن راه توسعه از سوی دولت ها توسط علم اقتصاد بسته شود: بیان تناقضات و ایرادات اقتصاد کلان: ۱-در […]
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
شاید اصلاح شیوه خصوصی سازی و اصلاح و ایجاد مصادیقی که حمایت بر آن منطبق میشود و شود (متمرکز نشدن حمایت تنها بر وام، پایداری و مقدم کردن حمایت بر تولید) در کنار نچسباندن واژه های ناکارامدی به حمایت بلکه به فساد در صاحبان مالکیت و نادرست بودن ماهیت حمایت، بتواند در قدم اول تفاوت اقتصاد ایران با کشورهای توسعه نیافته را کاهش داده و سپس اختلاف ایران با کشورهای توسعه یافته را نیز بر طرف سازد. نیازی نیست بخش های سیاسی مالکیت های خود را برای اجرای خصوصی سازی به فروش برسانند آنها می توانند مالکیت را به کنندگان اصلی کار که همان بخش خصوصی واقعی هستند بدون دریافت وجه واگذار کرده و در جایگاه مجری برای نظارت و اجرای حمایت درست و پایدار و جامع (برای ارتقاء درآمد سرانه، جلوگیری از پیامد متغیرهای نشت اقتصادی و جلوگیری از تورم) بنشینند ..
درآمد سرانه در کشورهای کم درآمد نمیتوان نشان دهنده مالکیت نقدینگی مردم باشد یعنی مالکیت نقدینگی کمتر از درآمد سرانه است چرا که علت پایین بودن درآمد سرانه اکتفا به حمایت به صورت وام است که مالکیت نقدینگی را در نهایت در اختیار صاحبان اصلی بانک ها قرار میدهد. حال یا ماجرا به همین جا ختم میشود یا بانک ها (سیاست) به صورت مستقیم وارد اقتصاد میشوند و مردم آن کشورها با مافیا و پیامدهای آن مواجه میشوند..
Wednesday, 28 January , 2026