اقتصاد چه دارد؟؟ اقتصاد یک مساله درآمد سرانه و یک مساله تورم دارد. مساله تورم وقتی مساله ارتقاء درآمد سرانه حل شده باشد؛ حل شده است ( البته مساله تورم می تواند بدون انجام سیاست گذاری درست کلان اقتصادی نیز حل شود) برای همین فهم صورت مساله درست در مورد درآمد سرانه در قالب صورت مساله ارتقاء درآمد سرانه مهم تر از مساله کاهش سطح تورم است. ولی خوب ! در مورد تورم در این چند پست اخیر زیاد گفتیم اصلاحی یا تکمیلی یا هر دو اینجا است. ضمناً اگر تحلیل بهتر در مورد نرخ ارز می خواهید این گزارش خوب است. #عرضه_حمایت_درست_پایدار_جامع
چرا ماجرای نظریه های تورم مهم است؟ به طور کلی نظریه ها مهم هستند. چون نظریه ها مهم تر از مدل ها هستند. چون نظریه ها مقدم بر مدل ها هستند و اقتصاد بر اساس ایده ها و فکر ها و نظریه ها می تواند ساخته شود. نظریه های تورم حتی اصلاح نشده آن، می تواند راه نمای خوبی برای شناخت علت توسعه نیافتگی کشورها باشد..
ناتوانی نظری علم اقتصاد برای درمان تورم و چرا؟
تا چه حد فضای علم اقتصاد مملو از نظریات بی منطق است؟... تورم، بیماری مرتبط با ماهیت سیاست گذاری های اقتصادی است که از طریق اصلاح ماهیت حمایت، تورم درمان میشود با این حال آنچه در فضای علم اقتصاد می گذرد؛ حول تمرکز در ماهیت سیاست گذاری های اقتصادی نیست. علم اقتصاد، با محوریت نظریه تورم پولی، در مورد چگونگی و میزان امکان یا عدم امکان نقش آفرینی متغیرهای دیگر در تورم، گفتمان خود را ادامه داده است که قاعدتاً در همان هم ایراداتی است تا از طریق همان ایرادات، هم چنان نظریه تورم پدیده پولی مورد تایید قرار بگیرد؛ حداقل در برخی داده های آماری خاص مانند 1970 که فریدمن برای نقد سیاست پولی کینزی آن داده ها را مورد استناد خود قرار داده بود.
کینز هم مبتنی بر قانون بازار صحبت کرد. حمایت فریدلیک لیستی ناقص در جایگزین شدن قانون حمایت با قانون بازار است. اقتصاد می تواند در تعریف جامع و کامل حمایت در مصداق ماهیت موثر تر، قانون حمایت را جایگزین قانون بازار کند.
زمانی یک گزارش یا مقاله میتواند این ادعا کند که در حال نقد نظریه تورم پولی میلتون فریدمن به صورت تجربی است که بر اساس داده ها بگوید نرخ رشد نقدینگی از نرخ رشد تولید بیشتر شده و تورم ایجاد نشده است. چرا که این یافته تجربی دقیقاً خلاف نظر میلتون فریدمن است و باب بررسی درون ماهیتی و برون ماهیتی این نظریه برای نقد درون ماهیتی و برون ماهیتی این نظریه را فراهم می آورد.
وقتی نقدینگی ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و ولو آنکه نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید هم بیشتر باشد، میتواند عامل افزایش تورم نباشد، لازم است؛ قبل از هر گونه صحبت درباره نقش نقدینگی در تورم، به این سوال به درستی پاسخ داده شود که چرا نقدینگی ای که میتوانست عامل تورم نباشد ولو آنکه نرخ رشد آن از تولید بیشتر باشد و ولو انکه به سمت تولید نیز هدایت نشده باشد؛ عامل تورم در نظر گرفته شده است(پاسخ هایی از جنس شکاف نرخ رشد یا عدم هدایت نقدینگی به تولید منظور نیست)؟
اگر ماهیت همین نقدینگی های خلق شده و نرخ رشد نقدینگی اصلاح میشد و به صورت پایدار ادامه داشت، نه تنها عامل تورم نبود بلکه عامل ایجاد اعتماد و هم چون نیروی دافعه قانون بازار، سطح قیمت ها را کاهش و نرخ های تورم را در نرخ های پایین تثبیت میکرد. چه بسا اقتصاد آنچه ما فکر می کنیم نباشد. چه بسا حمایت از تولید خود اقتصاد باشد ولو این که منجر به کالا نشود که در بازار دیده شود. ممکن است در انتقاد کلی بتوان گفت اقتصاد بیش از آنکه تولید ملموس باشد حمایت از تولید است چه منجر به تولید کالا بشود چه نشود. در این صورت اگر اقتصاد را بتوان بر اساس آنچه گفت تعریف کرد هیچ وقت نمیتوان جلوی بیشتر بودن رشد نقدینگی از رشد تولید را گرفت البته که نیاز هم نیست این کار انجام گیرد!
به نظر میرسد بنگاه داری های دولت و حکومت سبب شده است حمایت آنها به تولید به صورتی باشد که بنگاه های آنها سود بیتشر ببرند آنها به صورت وام با بهره ازبخش خصوصی مردمی حمایت به اصطلاح می کنند در حالیکه خود ازحمایت بلاعوض میتوانند بهره مند شوند ولی قیمت را بر اساس قیمت هزینه نهایی که بر بخش خصوصی تمام گردانیده اند میتوانند وضع کنند. این سبب میشود که حمایت به گونه ای نباشد که نقدینگی در دست مردم قرار گیرد و تولیدکنندگان نیز نتوانند به وام تکیه واعتماد کند.
فرض کنید شما اقتصاد نخوانده اید. ولی میتوانید در جواب هر آنچه ترس تورم را برای شما ایجاد میکند بگویند چرا سیاست گذاری درست حمایتی را اجرا نمیکنید هر آنچه میگویید معلول این است که آنچه خودتان میتوانید انجام دهید انجام نداده اید.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026