وقتی نقدینگی ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و ولو آنکه نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید هم بیشتر باشد، میتواند عامل افزایش تورم نباشد، لازم است؛ قبل از هر گونه صحبت درباره نقش نقدینگی در تورم، به این سوال به درستی پاسخ داده شود که چرا نقدینگی ای که میتوانست عامل تورم نباشد ولو آنکه نرخ رشد آن از تولید بیشتر باشد و ولو انکه به سمت تولید نیز هدایت نشده باشد؛ عامل تورم در نظر گرفته شده است(پاسخ هایی از جنس شکاف نرخ رشد یا عدم هدایت نقدینگی به تولید منظور نیست)؟
کشورهای دنیا مصداق اصلی سیاست پولی خود را در ابزار های متعارف کاهش نرخ ذخیره قانونی یا عملیات بازار باز قرار نداده اند. اختلاف میزان حمایت مالی از بخش خصوصی با کسر میزان وام اعطا شده به بخش خصوصی نشان میدهد که دایره عظیم هدایت کننده اقتصاد و تولید، خود حمایت بلاعوض بوده است که در اشکال مختلف خدمات تولید صنعتی تولید کشاورزی و مخارج دولت نمایش داده میشود.
مواظب باشید علم اقتصاد سر شما را کلاه نگذارید. 40 سال در مورد چیزی صحبت کنید که مصداق نظریه فریدمن نبوده است در عین آنکه خود نظریه فریدمن نیز درست نبوده است.
آمار و ارقام مربوط به سیاست گذاری علیه کرونا، ضرورت جدی گرفتن عملی مساله کرونا برای دولت را میتواند نشان دهد.. روال نمایش دادن میزان سیاست پولی برای حمایت از دولت های منطقه یورو سالانه نزدیک صد میلیارد دلار بوده است. تنها تا امروز در سال 2020 این رقم به بیش از یک هزار و ششتصد میلیارد دلار رسیده است یعنی تقریباً بیش از یک هزار و ششتصد میلیارد دلار برای جلوگیری از پیامد منفی سیاست گذاری درست تعطیل کردن اقتصاد تا این لحظه توسط بانک مرکزی اتحادیه اروپا برای منطقه یورو انجام شده است.
اگر در جایی گفته شود مسئول تورم بانک مرکزی است باید دانست که معنای این جمله نباید به این ختم شود که بله مسئول تورم بانک مرکزی است چون خلق پول انجام داده است خیر بلکه باید گفت مسئول تورم بانک مرکزی است چون...
چرا میتوان گفت اگر تورم به نقدینگی مرتبط میشود در حقیقت باید تورم به عدم ایجاد سیاست گذاری های درست حمایتی که اعتماد و اطمینان بین دولت و تولید کنندگان و مردم ایجاد کند؛ مرتبط شود و همین طور اگر تورم به کسری بودجه مرتبط میشود در حقیقت باید تورم به عدم ایجاد درست سیاست گذاری های درست حمایتی که اعتماد و اطمینان بین دولت و تولید کنندگان و مردم ایجاد می کند؛ مرتبط شود؟
سیاست پولی امروزه سیاست پولی نیست بلکه سیاست مالی با پشتوانه سیاست پولی است.. اقتصاد انتظارات است و اگر اقتصاد انتظارات است محروم کردن یک اقتصاد از حمایت با ابزار سیاست مالی با پشتوانه سیاست پولی این خود تورم و پایین ماندن درآمد سرانه را ایجاد میکند.
عدم تورم در عین انجام سیاست پولی (بدهی دولت ها به معنای سیاست پولی است) نشان میدهدکه سیاست پولی میتواند تورم زا نباشد...
وقتی فهم میشود که نیاز به حمایت از اقتصاد است دو سیاست گذاری داخلی و یک سیاست گذاری خارجی (همان وام گیری) مطرح میشود. صندوق بین المللی پول و بانک جهانی سیاست پولی را ناکارامد توصیف کرده اند دلالت آنها استفاده ای که از سیاست پولی برای عبور از بحران 2008 انجام شد می باشد.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026