سیاست پولی امروزه سیاست پولی نیست بلکه سیاست مالی با پشتوانه سیاست پولی است.. اقتصاد انتظارات است و اگر اقتصاد انتظارات است محروم کردن یک اقتصاد از حمایت با ابزار سیاست مالی با پشتوانه سیاست پولی این خود تورم و پایین ماندن درآمد سرانه را ایجاد میکند.
وقتی فهم میشود که نیاز به حمایت از اقتصاد است دو سیاست گذاری داخلی و یک سیاست گذاری خارجی (همان وام گیری) مطرح میشود. صندوق بین المللی پول و بانک جهانی سیاست پولی را ناکارامد توصیف کرده اند دلالت آنها استفاده ای که از سیاست پولی برای عبور از بحران 2008 انجام شد می باشد.
آنچه هم چنان در ایالات متحده مورد سوال است علت اختلافاتی است که هم چنان برای مردم ایالات متحده به نمایش درآورده میشود. در شرایطی که برای اقتصاد و سلامت معلوم است نیاز به یک بسته حمایتی فلان مقدار تریلیون دلار تا فلان زمان لازم است.
این خبر خیلی ناراحت کننده است این نشان میدهد که بسیاری از کشورهای در حال توسعه به علت سیستم فکری خود در حال توسعه باقی مانده اند.دولت های آنها به جای آنکه همان کاری که ایالات متحده، آلمان و کشورهای صنعتی دیگر می کنند که از بانک مرکزی خود سیاست پولی به عنوان سیاست گذاری درست حمایتی ضد کرونا تعریف میکنند، عمل کنند از همان منابع که خود نیز در اختیار دارند از کشور های دیگر طلب پول میکنند یعنی به جای استفاده از سیاست پولی خود، سیاست پولی کشورهای دیگر را درخواست می کنند.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026