سوال اول: آیا درآمد سرانه میتواند شاخص مناسبی برای آنچه بیان میکند باشد؟! سوال دوم: جایگاه صادرات در رفع مشکلات اقتصادی کجا است؟ سوال سوم: خلق پول بانکی چیست و چه فرایندی دنبال میکند؟ سوال چهارم: بر اساس شرایط توالی و اولویت، اولین سیاست گذاری اصلاح فرایندهای اقتصادی چیست؟ جواب کوتاه به سوال اول: تولید […]
شاید اصلاح شیوه خصوصی سازی و اصلاح و ایجاد مصادیقی که حمایت بر آن منطبق میشود و شود (مقدم نشدن رانت بر حمایت، متمرکز نشدن حمایت تنها بر وام، پایداری و مقدم کردن حمایت بر تولید)، بتواند در قدم اول تفاوت اقتصاد ایران با کشورهای توسعه نیافته را کاهش داده و سپس اختلاف ایران با کشورهای توسعه یافته را نیز بر طرف سازد. نیازی نیست بخش های سیاسی مالکیت های خود را برای اجرای خصوصی سازی به فروش برسانند آنها می توانند مالکیت را به کنندگان اصلی کار که همان بخش خصوصی واقعی هستند بدون دریافت وجه واگذار کرده و در جایگاه نظارت بنشینند به طور مثال.
بنابراین وقتی در نظام تصمیم گیری از سیاست پولی که تورم ندارد و موثرتر از سیاست دیگر در حمایت از تولید است استفاده نمیشود مقدمات استراتژی صادرات نیز محقق نمیشود. حال باید صحبت از آن کرد کدام استراتژی توسعه نیاز به حمایت از اقتصاد را ندارد تا در چارچوبی که عملا استفاده از ابزار حمایت مورد تمایل نیست با ریل و فرمان آن نظریه بتوان جلو رفت؟
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026