حمایت یا عدم حمایت از تولید ملی، گاهی به صورت یک چالش در ادبیات اقتصاددانان مورد بیان قرار گرفته است. معمولاً مصادیق حمایت در حمایت تعرفه ای و کمک به کاهش هزینه از طریق سیاست هایی مانند پرداخت یارانه به صنعت دنبال و معرفی شده است. در حالیکه اقتصاد حمایتی مورد تعریف ما، مصداق دیگری […]
این که گفته میشود حمایت پایدار(فرض آن است که ماهیت حمایت درست باشد) انگیزه های کارامدی را میتواند کاهش دهد، به نظر بیش از آنکه مرتبط با حمایت باشد ممکن است مرتبط با سپرده بودن بنگاه به مدیران دولتی فاقد مهارت و خلاقیت و تخصص لازم و انحصاری بودن آن بنگاه باشد. و گرنه حمایت درست و پایدار از بخش خصوصی مرتبط با موضوع، رضایت جامعه را افزایش میدهد چرا که بخش خصوصی نیاز نمیبیند تمام پاداش زحمت خود را از مکانیزم عرضه و تقاضا دریافت کند و این سبب کاهش مقادیر متغیر های اسمی و تثبیت متغیر های اسمی میشود. به علت محدود نشدن حمایت های درست و پایدار از یک بنگاه، فضای سالم رقابت در بستر حمایت از اقتصاد، تلاش ها برای کاربست خلاقیت های بیشتر تخصص های بیشتر بخش خصوصی را کاهش نمیدهد. سوای این که تولید کننده، استمرار دریافت حمایت درست و پایدار را نیز در ادامه روند پویایی خود می ببیند.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026