سیاست پولی امروزه سیاست پولی نیست بلکه سیاست مالی با پشتوانه سیاست پولی است.. اقتصاد انتظارات است و اگر اقتصاد انتظارات است محروم کردن یک اقتصاد از حمایت با ابزار سیاست مالی با پشتوانه سیاست پولی این خود تورم و پایین ماندن درآمد سرانه را ایجاد میکند.
اقتصاد همان انتظارات است. انتظارات مثبت همان سیاست گذاری های درست حمایتی است. انتظارات منفی همان عدم اجرای سیاست گذاری های درست حمایتی است یا اجرای سیاست گذاری حمایتی در ماهیت نادرست یا ناقص است. وقتی انتظارات منفی وجود داشته باشد از قانون بازار برای قیمت گذاری استفاده میشود به این شکل که در عین این که مازاد محصول وجود دارد قیمت افزایش می یابد و به اسم قانون بازار توضیح داده میشود.
به نظر می رسد این مهم است که در شرایط کرونا دانسته های اولیه ای از تجربه موفق کشورهای توسعه یافته در حمایت از اقتصاد توام با کاهش آمار مبتلا و میزان فوتی ها داشته باشیم...
مساله استمرار حمایت های درست مساله ای است که با هدف کاهش انتظارات تولیدکنندگان از کسب درآمد اصلی و سود از بازار انجام میگیرد. بنابراین بر حمایت درست مستمر ایرادی نیست ولی بر حمایت نادرست مستمر ایراد است چون بخش خصوصی مردمی قربانی افزایش رانت قیمت گذاری بخش های بزرگتر میشود.مساله دیگر این است که کشورهای دیگری هستند که کم درآمد هستند ولی تورم سالانه آنها مانند ایران نیست این نشان میدهد که عدم اجرای سیاست گذاری درست حمایتی در ایران مرتبط با ساختار سرمایه داری سیاسی است که این سرمایه داران سیاسی فاعلان اصلی قیمت گذاری های تورمی نیز هستند.
اگر کشورهای در حال توسعه از آنچه برای دفاع از سیاست پولی گفته شد راضی نبودند میتوانند از زاویه انتقاد به اقتصاد کلان، به ادبیات مرتبط با آن در بیان نقص اقتصاد کلان در بیان جایگاه سیاست پولی مرتبط با تولید و ایرادات درون ماهیتی به نظریه تورم پولی میلیتون فریدمن نیز رجوع کنند. کشور های در حال توسعه اگر تعریف خود از تولید و اقتصاد را حمایت از تولید و انتظارات مردمی قرار دهند راحت تر مطلب عدم پیوند تورم با سیاست پولی را درک کنند و با ایجاد انتظارات مثبت در جامعه، علاوه بر کمک در شرایط کرونا درآینده بتوانند با پایداری و هدف گذاری کامل، ارتقاء درآمد سرانه و کاهش تورم سالانه را نیز دنبال کنند.
سیاست پولی مرتبط با تولید به نوعی جایگزین تقاضای کاهش یافته است که میتواند با حفظ جریان نقدینگی مانع کاهش سطح تولید ناخالص داخلی شده و در صورت استمرار، پس از برطرف شدن کرونا ارتقاء جدید در سطح تولید ناخالص داخلی انجام دهد.
همان فاعلانی که نمیخواهند سیاست گذاری درست حمایتی اجرا شود که در مرحله اول عدم شناخت و جایگزین کردن شناخت نادرست برای آن سیاستگذاری ها را در اولویت خود قرار میدهند؛ همان ها میتوانند از طریق قانون عرضه و تقاضا به صورت کلان یا خرد منافعی زیاد ایجاد گنند. در نظر بگیرید که سیاست گذاری درست حمایتی، ساختار اقتصاد مردمی را میتواند از وابستگی به قانون عرضه و تقاضا کاهش دهد.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026