وقتی سیاست حمایت مالی درست و پایدار تعریف نشود؛ نیاز به وام به صورت پایدار برای تولید کنندگان مردمی وجود دارد. وام نقدینگی را به میزان وام از جامعه جمع و در اختیار صاحبان اصلی بانک قرار میدهد و چون پس انداز کنندگان اکثریت مایحتاج خود را به صورت مجازی دنبال میکنند، اعطای وام بانکی به مثابه افزایش مالکیت نقدینگی بانک ها قرار میگیرد. و این گونه سوپر پولدارها مرتبط با صاحبان اصلی بانک ها می شوند. پیامد سیاست مالی بلاعوض و پایدار ارتقاء سطح تولید حفظ آن در عین عدم تورم و وابسته شدن بازار محصول به این حمایت است. بنابراین اگر سیاست حمایت مالی بلاعوض و پایدار تعریف شود هم نیاز به وام برای تولیدکنندگان کاهش می یابد و هم به همه تولیدکنندگان کمک شده است. حمایت مالی بلاعوض و پایدار می تواند با درصدی از هزینه نهایی هر تولید کننده دنبال شود و پاداش اصلی آنها را از وابستگی به قوانین بازار برهاند.
در صورتی که تولید کنندگان نیاز به دریافت وام از بانک نداشته باشند، بانک ها در شرایطی که میتوانند در ازای سپرده گذاری که دریافت می کنند خلق اعتبار کنند؛ متقاضی برای اختصاص وام نمی یابند. سوای این که این مساله سبب میشود بانک ها نتوانند به میزان خلق اعتبار نقدینگی خود را افزایش دهند، […]
سوال اول: آیا درآمد سرانه میتواند شاخص مناسبی برای آنچه بیان میکند باشد؟! سوال دوم: جایگاه صادرات در رفع مشکلات اقتصادی کجا است؟ سوال سوم: خلق پول بانکی چیست و چه فرایندی دنبال میکند؟ سوال چهارم: بر اساس شرایط توالی و اولویت، اولین سیاست گذاری اصلاح فرایندهای اقتصادی چیست؟ جواب کوتاه به سوال اول: تولید […]
در خبر گزاری ها مکرر از نقدینگی نکوهش می شود. دو مثال زیر تنها نمونه هایی در یک روز (۲۴ بهمن ۱۳۹۹) می باشد: کامنت نیوز: اگر اصلاح ماهیت خلق پول در کنار انضباط پول (؟) بتواند راه گشا باشد چرا اصلاح ماهیت خلق پول در کنار انضباط خلق پول قرار نگیرد تا اگر استراتژی […]
اگر بانک و بانک مرکزی ماهیت عرضه خلق اعتبار و خلق پول خود را تغییر ندهند...
نقدینگی می تواند مرتبط با تورم نباشد بنابراین باید از اصلاح ماهیت حمایت و اصلاح اهداف در قدم اول و بینش در قدم دوم صاحبان اصلی بانک ها صحبت کرد.
وقتی این قصه اقتصاد است که مساله اصلی ماهیت نادرست حمایت از اقتصاد توسط هدایت خلق پول در ماهیت نادرست است؛ نمیتوان یک نهاد صاحب بانک ایراد به یک نهاد صاحب بانک دیگر وارد کند. افزایش نرخ بهره به بانک ها این کمک را خواهد کرد که خلق پول چند برابر به پشتوانه افزایش میزان سپرده ها انجام دهند. با توجه به نگاه بنگاه داری بانک ها افزایش نرخ بهره علاوه بر تورم ناشی از افزایش هزینه های جاری و تحکیم بیشتر قانون بازار، افزایش تورم بیشتر از ناحیه بازی با قانون بازار برای افزایش قیمت ها توسط صاحبان سرمایه و پول را نیز میتواند نوید بخشد و ایجاد کند.
مواظب باشید علم اقتصاد سر شما را کلاه نگذارید. 40 سال در مورد چیزی صحبت کنید که مصداق نظریه فریدمن نبوده است در عین آنکه خود نظریه فریدمن نیز درست نبوده است.
تمام تورم مرتبط با خلق پول مرتبط با بانک ها است که خلق پول ای که انجام میدهند را به صورت غیر بلاعوض به جامعه میدهند و در نهایت در مالکیت خود قرار میدهند و سپس با اهداف اقتصادی استفاده می کنند. در حقیقت بانک ها سیاست پولی برای مردم انجام نمی دهند بلکه سیاست پولی برای خود انجام میدهند و مسئول تورم را سیاست پولی و مردم قرار میدهند.
نرخ تورم پا به پای افزایش نرخ بهره افزایش می یابد مخصوصاً در یک اقتصادی که قوانین بازار به سرعت در انتظارات اثر می گذارد. استدلال برای کاهش نرخ بهره با این توجیه که نقدینگی به بازار مسکن و غیره می رود از این جهت اشتباه است که کاهش نرخ بهره میتواند در کنار اعمال سیاست گذاری های درست در حمایت از تولید به نفع رشد بورس بر پایه شکل گیری انتظارات مثبت از حمایت از تولید عمل کند.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026