فرض کنید شما اقتصاد نخوانده اید. ولی میتوانید در جواب هر آنچه ترس تورم را برای شما ایجاد میکند بگویند چرا سیاست گذاری درست حمایتی را اجرا نمیکنید هر آنچه میگویید معلول این است که آنچه خودتان میتوانید انجام دهید انجام نداده اید.
این که در کشورهای دنیا نواوری و استقلال شرکت های تولیدی بیشتر است و بخش خصوصی میتواند پروژه های تکنولوژی و عظیم اقتصادی را دنبال کند آن است که دولت در ازای حمایت مادی ادعای مالکیت بر آن شرکت ها را نکرده و در ازای آن حمایت درخواست بازگشت اصل و فرع پول داده شده را ندارد؟!
وقتی صحبت از کاهش ارزش پول است خوب این مساله توصیف میشود و حتی تولید ناخالص داخلی هم زیر سوال برده میشود که رشد آن رشد کاهش ارزش پول است نه رشد تولید. ولی وقتی در مورد راه کار صحبت میشود از سادگی ضروت اتخاذ سیاست گذاری درست حمایتی با این صحبت ها که تورم مرتبط با نقدینگی ای است که در دست مردم است و باید نرخ بهره افزایش یابد و غیره صحبت نمیشود..
نگاه کوزنتسی نگاهی است که اصلاح فرایند های اقتصادی را متوقف بر تحمل و فشار بر مردم برای رسیدن به شرایط بهتر می کند. سوای اینکه واگذر کردن فرایندها به مردم سطح درآمد سرانه را ارتقاء نمی دهد رجوع به این نگاه، هدایت نقدینگی به تولید در جایگاه کوزنتسی را هم فراهم نمیکند.
به زبان خودمانی مرکز پژوهش ها به این نتیجه رسیده است که افزایش نقدینگی همان افزایش تقاضای کل نیست بلکه افزایش نقدینگی، کاهش تقاضای کل است؟!
با یک بررسی میتوان متوجه شد هشتاد درصد افرادی که در بازار بورس اقدام به خرید و فروش می کنند سرمایه کمتر از ده میلیون تومان در این بازار دارند این مساله نشان میدهد که افزایش نقدینگی این گروه که سهم قالب بازار سرمایه است قدرت خرید مسکن و ارز و غیره را به این گروه نمیدهد.
هدایت نقدینگی به تولید وقتی توام با وام محوری و تصدی گری بانک ها باشد امکان رونق تولید را ایجاد نمی کند. بنابراین ادبیات هدایت نقدینگی میتواند جای خود را به هدایت فکری صاحبان اصلی بانک ها بدهد. وقتی صورت مساله نقدینگی در اقتصاد ایران بررسی شود میتوان گفت افزایش سطح نقدینگی در اقتصاد ایران میتواند نگران کننده نباشد چرا که علاوه بر ظرفیت جذب این نقدینگی، در اختیار صاحبان اصلی بازار پول است.
باید پرسید اگر افرادی به مثابه فکری آقای خاندوزی نگران تورم در حوزه های ذکر شده هستند از چه ادبیات اقتصادی خوب است استفاده کنند تا تایید حرف های آنها در دل همانچه که گفته اند دنبال نشده باشد؟ به نظر میرسد بهترین ادبیات اقتصادی، ادبیاتی است که بر اساس صورت مسائل درست بیان شود.
همواره از عدم هدایت نقدینگی به تولید سخن گفته میشود. به اعتبار این سخن است که افزایش پایه پولی مورد نکوهش قرار میگیرد. حال سخن آن است...
چه انتقادی میتوان به این گزاره وارد ساخت: "افشاری، کارشناس ارشد بانکی گفت: بزرگترین و مهمترین عامل افزایش تقاضا در بازار غیر رسمی ارز وجود حجم نقدینگی بالا در نزد مردم است".
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026