تکنولوژی یا تحقیق و توسعه تجربی یا وجوه کاربردی علوم نظری زمینه مناسبی برای توسعه اشتغال و شرکت های میکرو ایجاد کرده است. کشورهایی که از ابزار های سیاست گذاری (پولی و مالی و البته سیاست مالی هم به پشتوانه سیاست پولی است) به درستی و به صورت پایدار استفاده میکنند؛ بهتر میتوانند اقتصاد خود را بر اساس بعد اول تکنولوژی شکل داده و بسازند.
در صورتی که تولید کنندگان نیاز به دریافت وام از بانک نداشته باشند، بانک ها در شرایطی که میتوانند در ازای سپرده گذاری که دریافت می کنند خلق اعتبار کنند؛ متقاضی برای اختصاص وام نمی یابند. سوای این که این مساله سبب میشود بانک ها نتوانند به میزان خلق اعتبار نقدینگی خود را افزایش دهند، […]
سوال اول: آیا درآمد سرانه میتواند شاخص مناسبی برای آنچه بیان میکند باشد؟! سوال دوم: جایگاه صادرات در رفع مشکلات اقتصادی کجا است؟ سوال سوم: خلق پول بانکی چیست و چه فرایندی دنبال میکند؟ سوال چهارم: بر اساس شرایط توالی و اولویت، اولین سیاست گذاری اصلاح فرایندهای اقتصادی چیست؟ جواب کوتاه به سوال اول: تولید […]
اگر بانک و بانک مرکزی ماهیت عرضه خلق اعتبار و خلق پول خود را تغییر ندهند...
گفته اند بحران 1930 به دو متغیر کاهش دستمزد و تولید انبوده مرتبط بوده است.از 1930 به بعد آیا سیاست افزایش دستمزد در کشورهای توسعه یافته پیش رانده شده است یا مساله ای به نام تولید انبوه سرعت خود را، کاهش داده است؟ مساله چیست که دیگر بحران 1930 تکرار نشده است؟تولید انبوه همچنان است ولی مساله آن است که دیگر بحران 1930 تکرار نشده است ولی این به آن معنا نیست که عدم بحران کمبود تقاضا لزوما مرتبط با افزایش دستمزد ها باشد. در دهه 1950 نقش حمایت در تولید ناخالص داخلی، نقش اصلی در شکل دهی تولید ناخالی داخلی شد...
نقدینگی می تواند مرتبط با تورم نباشد بنابراین باید از اصلاح ماهیت حمایت و اصلاح اهداف در قدم اول و بینش در قدم دوم صاحبان اصلی بانک ها صحبت کرد.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026