اقتصاد باید به جای آنکه پاداش جویندگان کار را منوط به بازار کند باید خود سراغ جویندگان کار رفته و برای هر ابداع و نوآوری بسته های حمایتی تعریف کند. در دنیای که تولید و روش های تولید و اهداف مختلف تولید ایجاد میکند جای برای هر فرد برای دریافت بسته حمایتی مجزا فراهم میکند. این حمایت ها است که یک اقتصاد را ساخته و قیمت ها را تابع خود می کند.
دریافت وام سیاست نادرست نمی باشد ولی کشورهای کم درآمد و متوسط درآمد به این مساله هم فکر کنند که هدف هایی که پرداخت کنندگان وام برای آنها ترسیم کرده است از کوچک شدن دولت و غیره، نباید در عرصه حمایت از تولید نیز تجلی پیدا کند و آنها را ناتوان در عرصه مدیریت اقتصاد جلوه گر سازد. تعریف و پایداری حمایت از تولید از سوی سیاست از طریق سیاست خلق پول رایگان برای تولید، میتواند فعالیت شرکت های میکرو و دانش بنیان را افزایش داده و کسب و کار های خصوصی را نیز رونق دهد به گونه ای که بیشترین تکیه گاه تامین نقدینگی لازم برای جریان بخش خدمات، مرتبط با رونق کسب و کار های خصوصی دریافت کننده وام شود.
نگاهی دیگر به قاعده رفتاری نهادها و تصمیم کیری های اقتصادی. وابستگی بیشتر بخش خدمات به پس انداز ها و سرمایه گذاری ها روند طبیعی چشم انداز کاهش تقاضا و ایجاد رکود را ایجاد میکند. در شرایطی که سیاست درست اقتصادی تعطیل کردن اقتصاد و هدایت به سمت رکود است باید داروی ضد آن که حمایت از مشاغل تعطیل شده است نیز تجویز گردد... در نهایت این مساله میتواند بخش خدمات را دچار مشکل کند چون بخش خدمات در ابتدا از طریق بسته حمایتی رشد کرد و سپس نرخ بهره و سرمایه گذاری وابستگی بیشتری برای رشد بخش خدمات ایجاد کرد.
صحبت از تمرکز بر سرمایه فیزیکی جهت رشد اقتصادی از دو جهت میتواند ایراد داشته باشد: یک آنکه کشورهای توسعه یافته نرخ های رشدشان کمتر از نرخ رشد کشورهای کم و متوسط درآمد است و دو آنکه تمرکز کشورهای توسعه یافته بر سرمایه فیزیکی بر خلاف کشورهای کم و متوسط درآمد نیست. توجه به امور دیگر به تنهایی عامل توسعه کشورهای توسعه یافته نشده است به نظر می رسد تعریف و اجرای درست حمایت مساله اصلی باشد.
داده های تجربی تا زمانی که در بعد نظری پاسخ درست به چرایی عدم همگرایی درامد سرانه بیان نشود؛ نمیتواند تمام واقعیت یک اقتصاد و اقتصاد امروز را بیان کند.
اگر در جایی گفته شود مسئول تورم بانک مرکزی است باید دانست که معنای این جمله نباید به این ختم شود که بله مسئول تورم بانک مرکزی است چون خلق پول انجام داده است خیر بلکه باید گفت مسئول تورم بانک مرکزی است چون...
چرا میتوان گفت اگر تورم به نقدینگی مرتبط میشود در حقیقت باید تورم به عدم ایجاد سیاست گذاری های درست حمایتی که اعتماد و اطمینان بین دولت و تولید کنندگان و مردم ایجاد کند؛ مرتبط شود و همین طور اگر تورم به کسری بودجه مرتبط میشود در حقیقت باید تورم به عدم ایجاد درست سیاست گذاری های درست حمایتی که اعتماد و اطمینان بین دولت و تولید کنندگان و مردم ایجاد می کند؛ مرتبط شود؟
سیاست پولی امروزه سیاست پولی نیست بلکه سیاست مالی با پشتوانه سیاست پولی است.. اقتصاد انتظارات است و اگر اقتصاد انتظارات است محروم کردن یک اقتصاد از حمایت با ابزار سیاست مالی با پشتوانه سیاست پولی این خود تورم و پایین ماندن درآمد سرانه را ایجاد میکند.
اقتصاد همان انتظارات است. انتظارات مثبت همان سیاست گذاری های درست حمایتی است. انتظارات منفی همان عدم اجرای سیاست گذاری های درست حمایتی است یا اجرای سیاست گذاری حمایتی در ماهیت نادرست یا ناقص است. وقتی انتظارات منفی وجود داشته باشد از قانون بازار برای قیمت گذاری استفاده میشود به این شکل که در عین این که مازاد محصول وجود دارد قیمت افزایش می یابد و به اسم قانون بازار توضیح داده میشود.
اگر کشورهای در حال توسعه از آنچه برای دفاع از سیاست پولی گفته شد راضی نبودند میتوانند از زاویه انتقاد به اقتصاد کلان، به ادبیات مرتبط با آن در بیان نقص اقتصاد کلان در بیان جایگاه سیاست پولی مرتبط با تولید و ایرادات درون ماهیتی به نظریه تورم پولی میلیتون فریدمن نیز رجوع کنند. کشور های در حال توسعه اگر تعریف خود از تولید و اقتصاد را حمایت از تولید و انتظارات مردمی قرار دهند راحت تر مطلب عدم پیوند تورم با سیاست پولی را درک کنند و با ایجاد انتظارات مثبت در جامعه، علاوه بر کمک در شرایط کرونا درآینده بتوانند با پایداری و هدف گذاری کامل، ارتقاء درآمد سرانه و کاهش تورم سالانه را نیز دنبال کنند.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026