همواره این تصور می رفت که دهه 60 دهه سوخته است چون فراوانی متولدین این دهه مانع خدمت رسانی رضایت بخش به این طبقه شده است. ولی به نظر میرسد عدم حمایت درست از اقتصاد این عامل اصلی بوده است نه به هم خوردن به اصطلاح تعادل عرضه و تقاضا!
در رویکرد سیاست گذاری درست حمایتی، نه تنها اهداف اقصادی برای دولت ها وجود ندارد بلکه بینش اقتصادی نیز وجود ندارد. این مساله مورد فهم مردم میشود اینکه دولت های آنها هدف گذاری حمایتی خود را از مردم نه با قید و شرط (بینش اقتصادی) و نه در عدم اولویت (تامین مالی از محل درآمدهای بنگاه داری خود) دنبال میکنند. این یک اعتماد از سوی مردم به دولت ایجاد می کند و تعریف تولید بیش از آنکه در نتیجه حمایت به صورت عملی دنبال شود در خود حمایت از اقتصاد (در هدف گذاری های صحیح) دنبال میشود.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026