به نظر می رسد این مهم است که در شرایط کرونا دانسته های اولیه ای از تجربه موفق کشورهای توسعه یافته در حمایت از اقتصاد توام با کاهش آمار مبتلا و میزان فوتی ها داشته باشیم...
چرا باید نگاه به کسری بودجه بد جلوه داده شود؟ اقتصاد چگونه تعریف شده است که برای کسری بودجه جایگاه منفی در نظر گرفته شده است؟
قابل تشکر است که دولت ها در شرایط امروز برنامه حمایت از بیکاری داوطلبانه نسبت به حمایت از بیکاری اجباری پیش گرفته و استمرار این حمایت و تضمین شغل پس از کرونا را دنبال کنند. همچنین حمایت های خود را به صورت بلاعوض تعریف کنند.
در رویکرد سیاست گذاری درست حمایتی، نه تنها اهداف اقصادی برای دولت ها وجود ندارد بلکه بینش اقتصادی نیز وجود ندارد. این مساله مورد فهم مردم میشود اینکه دولت های آنها هدف گذاری حمایتی خود را از مردم نه با قید و شرط (بینش اقتصادی) و نه در عدم اولویت (تامین مالی از محل درآمدهای بنگاه داری خود) دنبال میکنند. این یک اعتماد از سوی مردم به دولت ایجاد می کند و تعریف تولید بیش از آنکه در نتیجه حمایت به صورت عملی دنبال شود در خود حمایت از اقتصاد (در هدف گذاری های صحیح) دنبال میشود.
ادلات و پیامد ها از چند منظر همخوانی ندارد. اولا ادلات کوتاه مدت است دوماً ادلات برای همه کشورها مشترک است و لذا نباید پیامد های مختلف برای نرخ رشد برای هر کشوری بیان شود و سوما امکان ارتقاء درامد سرانه (به جای کاهش نرخ رشد) و برای همه گشورها وجود دارد؟!
این چندمین بسته حمایتی ضد کرونا است که توسط ایالات متحده تصویب و اجرا شده است.در طی یک هفته پیش اکونومیست و فایننشال تایمز از طرح های حمایتی دیگری که هر یک به میزان پنج ترلیون دلاری و یک تریلیون دلار بود خبر داده بودند.
اگر کشورهای در حال توسعه از آنچه برای دفاع از سیاست پولی گفته شد راضی نبودند میتوانند از زاویه انتقاد به اقتصاد کلان، به ادبیات مرتبط با آن در بیان نقص اقتصاد کلان در بیان جایگاه سیاست پولی مرتبط با تولید و ایرادات درون ماهیتی به نظریه تورم پولی میلیتون فریدمن نیز رجوع کنند. کشور های در حال توسعه اگر تعریف خود از تولید و اقتصاد را حمایت از تولید و انتظارات مردمی قرار دهند راحت تر مطلب عدم پیوند تورم با سیاست پولی را درک کنند و با ایجاد انتظارات مثبت در جامعه، علاوه بر کمک در شرایط کرونا درآینده بتوانند با پایداری و هدف گذاری کامل، ارتقاء درآمد سرانه و کاهش تورم سالانه را نیز دنبال کنند.
توان مالی دولت ها در حمایت مساوی است چرا که هیچ دولتی مانند یک بنگاه عمل نمی کند که به ذخیره سازی درآمد های خود اقدام کند چرا که درامدها بر اساس کارهایی است که دولت ها کرده اند. استفاده از ظرفیت سیاست پولی به صورت درست مساله ای است که اگر از لحاظ فکر ی مورد غفلت دولت ها قرار نگرفته است عدم اجرای آنرا به مسائل دیگر میتوان مرتبط کرد ولی به هر حال حمایت از اقتصاد چیزی جدای از اقتصاد نیست که کرونا در تزاحم با اقتصاد معرفی شود یا دیده شود.
مساله اصلی جلوگیری از کاهش آمار مرگ و میر است.هر چه افراد نیاز کمتر به حضور در اقتصاد برای تامین نیاز های خود و ضرورت های شغلی و حفظ شغلی پیدا کنند آمار مرگ و میر کاهش خواهد یافت.
سیاست پولی مرتبط با تولید به نوعی جایگزین تقاضای کاهش یافته است که میتواند با حفظ جریان نقدینگی مانع کاهش سطح تولید ناخالص داخلی شده و در صورت استمرار، پس از برطرف شدن کرونا ارتقاء جدید در سطح تولید ناخالص داخلی انجام دهد.
به نظر می رسد در کشورهایی که صحبت از تاثیر نقدینگی بر تورم با درصد های مختلف میکنند؛ این پژوهش مقدم و موضوعیت دارد که چرا نقدینگی تاثیر بر تورم داشته است در حالیکه میتوانست تاثیر بر تورم نداشته باشد ولو آنکه به سمت تولید هدایت نشده باشد و نرخ رشد آن از نرخ رشد تولید بیشتر بوده باشد؟
Wednesday, 28 January , 2026