ضعف کشورهای در حال توسعه در شناخت سیاست گذاری درست داخلی اقتصاد کلان (هر چند که علم اقتصاد در معرفی سیاست گذاری درست اقتصاد کلان کوتاهی کرده است) سبب بروز پیامدهای منفی دیگر نیز می شود.. وقتی سیاست گذاری درست اجرا نشود تمام تعهدات مالی یک کشور سمت و سوی فروش دارایی های محیط زیستی نمونه های کمیاب و نادر محیط زیستی پیدا می کند. برای جلوگیری از این مساله هیچ چیزی بهتر از اصلاح سیاست گذاری داخلی نیست. برای اصلاح سیاست گذاری داخلی هیچ چیز بهتر از تعریف جدید از حمایت در جایگاه فراتر از حمایت فریدلیک لیستی نیست. حمایت فریدلیک لیستی حمایت غیر مالی در موضع تجارت برابر و به صورت موقت بود. جایگاه حمایت درست را می توان از طریق فهم نقش حمایت درست در تولید، متوجه شد(چگونه؟: مرتبط ها: ۱- گزارش دوم و سوم فهم درست جایگاه نظری حمایت ۲- گزارش فهم درست از ایرادات نظری علم اقتصاد ۳- برخی گزارش ها از شواهد تجربی جایگاه حمایت: ۱- نکته اول از گزارش اگر این کار ها انجام شود دیگر توسعه نیافته یا در حال توسعه نیستید ۲- پیوست دوم از گزارش فقدان یا عدم بیان نظریه های جدید برای بیان روابط جدید متغیر های اقتصادی). به نظر می رسد چون حمایت های درست به صورت سریع در کالا و خدمات منتج نمی شود، یک بخش جداگانه برای بیان نقش حمایت در تولید ناخالص داخلی در نظر گرفته نشده است هر چند که عامل ارتقاء درآمد سرانه و ارتقاء و حفظ بخش خدمات و تولید بوده است.
وام فرصت بهره برداری از ضعف اجرای سیاست گذاری درست اقتصاد کلان در یک کشور را ایجاد می کند:
در بین متونی که در مورد تفاهم نامه های همکاری، در قالب تامین مالی سرمایه گذاری توسط کشور (بانک) مهمان در سرمایه گذاری های زیرساختی سدسازی تولید برق و غیره در کشور میزبان انجام شده است، متون مورد نگارش توسط سوزان جورج قابل توجه است. وی در سال ۱۹۸۸ کتابی با عنوان وام، دام توسعه نیافتگی منتشر کرد. وی نسبت به سیاست های بلند پروازانه تامین مالی پروژه های به اصطلاح زیرساختی در کشورهای در حال توسعه توسط بانک جهانی ایرادات تجربی گرفت و ابعاد این مساله را در تخریب محیط زیست و بدهی برای کشورهای در حال توسعه دید. انتقاد به عملکرد بانک جهانی در گفته های استیگلیتز به قوت وجود دارد. سوزان جرج نه از زاویه استیگلیتز و تجارت نابرابر بلکه از این زاویه که باید به ظاهر قضیه سرمایه گذاری های زیرساختی بدبین بود، به این مساله نگاه کرده است. به نظر می رسد اگر کشورهایی در صدد جذب یا پذیرش سرمایه گذاری های برای امورات زیرساختی از کشور یا بانک های خارجی هستند بهتر است تاملاتی در حوزه های: تجربه های موجود، بررسی های دقیق پروژه ها و مفهوم اقتصاد در مقام تجربه، از قبل انجام داده باشند.
پیشینه ادبیات تجربی در مورد تفاهم نامه های سرمایه گذاری:
سوزان جورج، بدهی و محیط زیست: سوزان جورج در فصل بدهی و محیط زیست از کتاب خود به نام وام دام توسعه نیافتگی، مثال های متعدد از ناکامی های محیط زیست در پی اجرای پروژه های عمرانی مانند سد سازی برای تولید برق اشاراتی می کند.
سوزان جورج ارتباط بدهی و نابودی محیط زیست را از دو زاویه تعریف کرده است: ” دو نوع رابطه بین بدهی و محیط زیست وجود دارد. نخست استقراض جهت تامین مالی پروژه هایی که از لحاظ زیست بومی ویرانگرند. دوم پرداخت برای پروژه ها -که از محل وام تامین مالی شده است- از طریق نقد کردن منابع طبیعی.
وی در ادامه مورد اول را این گونه توضیح می دهد:
” کسی با آبیاری یا نیروی برق مخالفتی ندارد. ولی متاسفانه سدهای بزرگ، هیچ یک از این دو منظور را به سودمندی مجموعه ای از سدهای کم هزینه تر و کوچکتر برآورده نمی سازند.”
سوزان جورج با تیتر “طبیعت با بهره باز می پردازد” مورد دوم را این گونه توضیح می دهد:
” در نهایت محیط زیست نقش اقتصادی ویژه ای بازی می کنند زیرا پشتوانه همان پروژه هایی به شمار می روند که سرمایه گذاری های عظیم از جمله احداث سدها را به خود جذب می کنند.”
Wednesday, 28 January , 2026