به تنهایی افزایش نرخ ارز تورم ندارد اگر وابستگی باشد تورم وارداتی است یعنی بخاطر افزایش قیمت کالاهای وارداتی. بنابراین وابستگی مولفه ساختاری است. افزایش نرخ ارز ارادی، این هم به تنهایی تورم ایجاد نمی کند و چون این هم در عالب وابستگی به واردات، تورم ایجاد می کند؛ بنابراین هر دو مصداق پربیش، مولفه های ساختاری هستند چون افزایش نرخ ارز به تنهایی به معنای تورم نیست. وابستگی است که تورم می شود اگر وابستگی ارادی باشد یعنی تورم خواهی نیز ارادی بوده است اگر جلوی وابستگی گرفته شود یعنی تورم خواهی نیست بنابراین مولفه ی ساختاری وابستگی یا ماهیت ارادی دارد یا غیر ارادی. اگر ماهیت ارادی داشته باشد بعید نیست افزایش ارادی نرخ ارز نیز صورت گیرد.
آیا مولفه ساختاری دیگری است که از ذکر آن خودداری کرده باشیم؟
تنگنای تولید در عرضه محصولات کشاورزی به علت غفلت از استفاده از تکنولوژی در کشاورزی
مصادیق برای معرفی نظریه تورم فشار هزینه درون زا چیست؟
به طور مثال افزایش درونزای انرژی یک مصداق برای معرفی این نظریه می تواند باشد چرا که در نهایت قالبی که علت تورم پس از آن رخ می دهد افزایش درون زای هزینه های تولید است. هر چند که افزایش قیمت انرژی به تنهایی نمی تواند هزینه نهای تولید را افزایش دهد و چاره ای جزء وجود وابستگی به انرژی برای افزایش هزینه های درون زای تولید نیست(اگر عدم وابستگی به انرژی امکان پذیر بود می توان وابستگی به انرژی را به عنوان یک مولفه ساختاری در نظر گرفت. در آن صورت افزایش هزینه انرژی به عنوان افزایش هزینه درون زا است و برای بیان علت تورم به مولفه ساختاری وابستگی انرژی اشاره می شود).
قدرت قیمت گذاری چه جایگاهی دارد؟
قیمت گذاری در همه جوامع است و یک مولفه ساختاری است ولی علت تورم، بسته به بهانه تراشی که قالب بر علت تورم می شود؛ است مثلاً تولید کنندگان یک صنف تولید را کاهش می دهند این سبب می شود که تورم ایجاد کنند. اینجا تورم در قالب نظریه تورم فشار تقاضا ایجاد شده است.
بهره برداری قدرت قیمت گذاری از نظریه تورم فشار تقاضا:
می گویند افزایش نقدینگی سپس افزایش قیمت سپس افزایش تولید و غیره. در حالی که وقتی سیاست پولی درست باشد از افزایش نقدینگی افزایش تولید و عدم تغییر در قیمت (اگر سطح قیمت ها را کاهش ندهد) حاصل می شود. ولی قدرت قیمت گذاری از بودن این نظریه برای تورم خواهی می توانست استفاده کند که استفاده کرد. و جلوگیری از ان مولفه های ساختاری استفاده از همان حمایت درست است.
هنر یک اقتصاد چیست یا بهتر بگوییم هنر سیاست گذاری های اقتصادی چیست؟
۱- تنوع تولید ایجاد کند تا وابستگی نباشد (استراتژی جایگزینی واردات حداقل هنر یک دولت برای از بین بردن وابستگی به عنوان مولفه ساختاری است).
۲- حمایت درست اجرا شود تا جایگزین انگیزه استفاده از قدرت قیمت گذاری باشد
حمایت درست مولفه ساختاری قیمت گذاری را بلا استفاده نگه می دارد.
حمایت درست از تکنولوژی کشاورزی به صورت پایدار شرایط دائمی برای استمرار نفی اشتغال کامل را دارد.
حمایت درست (مالی، رایگان، جامع یا با رعایت اولویت های تحقیق و توسعه تجربی، پایدار، مستقیم) وابستگی به عنوان مولفه ساختاری را بلا استفاده نگه می دارد
حمایت مالی درست پایدار نجات دهنده همیشگی حفظ ارتقاء درآمد سرانه، بالفعل نشدن مولفه تورم ساختاری و عمل نکردن تورم فشار هزینه در ماهیت برون زا می باشد.
وقتی مولفه ساختاری با نظریه تورم فشار تقاضا اشتباه می شود:
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Wednesday, 28 January , 2026