دو مطلب که تولید کنندگان معمولاً به عنوان گلایه در جایگاه راه کار بیان می کنند معمولاً این سه است: ۱- کاهش نرخ بهره (در صورت معمول بودن روال وام دهی) ۲- کاهش بروکراسی اداری ۳- تقاضای نقدینگی (در صورت معمول نبودن روال نقدینگی) کاهش نرخ بهره بانکی یا تقاضا نقدینگی (تقاضای نقدینگی بیشتر) معمولاً […]

دو مطلب که تولید کنندگان معمولاً به عنوان گلایه در جایگاه راه کار بیان می کنند معمولاً این سه است:

۱- کاهش نرخ بهره (در صورت معمول بودن روال وام دهی)

۲- کاهش بروکراسی اداری

۳- تقاضای نقدینگی (در صورت معمول نبودن روال نقدینگی)

کاهش نرخ بهره بانکی یا تقاضا نقدینگی (تقاضای نقدینگی بیشتر) معمولاً با هدف جبران افزایش هزینه ها است.

معمولا دولت های این برخی از کشورها در یک فرایند موجی (سینوسی) نقدینگی به صورت وام، را عرضه می کنند. در این جریان سینوسی عده ای خارج و عده ای جدید وارد می شوند(وام به افزایش غیر واقعی آماری GDP کمک می کند. البته حمایت درست اگر خودش GDP تعریف نشود سبب کم گویی آمار GDP می شود).

یک مشکلی همه تولید کنندگان بخش خصوصی واقعی دارند: کاهش قدرت خرید مردم.

آنهایی که به مرحله تولید نرسیده اند مشکل را در عدم نقدینگی می بینند آنها که سرمایه در گردش شان کاهش یافته است مشکل را در عدم نقدینگی بیشتر می بینند ولی همین ها وقتی به مرحله عرضه کالا می رسند مشکل کاهش قدرت خرید مردم را می بینند. چرا این تولید کنندگان درخواست درستی که مربوط به افزایش قدرت خرید مردم بشود را نمی دانند؟

بنابراین اگر سه خواسته تولید کنندگان یا خواهان های تولید کنندگان رفع شود هم چنان این کاهش قدرت خرید پابرجا می ماند (و این چیزی است که نمی دانند).

پایان قسمت اول و ادامه در قسمت دوم