اگر فقط الکترون داشتیم یا اگر فقط پروتون داشتیم چیزی به عنوان ماده و خواص فیزیکی و شیمیایی و واکنش شیمیایی نداشتیم. اقتصاد هم مانند فیزیک و شیمی است یعنی اقتصاد هم مثل فیزیک و شیمی باید مقابل با قانون بازار، نیرویی تعریف کند که به همان اندازه قدرت مند و مخالف آن باشد. نیروی مخالف قانون بازار را میتوانیم حمایت مالی درست معرفی کنیم چون حمایت مالی درست میتواند باعث شود از قوانین بازار برای قیمت گذاری استفاده نشود. ممکن است پس از اجرای درست حمایت مالی درست و پایدار، در تعریف اقتصاد هم، به این گزاره رسیده شود که اقتصاد همان حمایت مالی درست و پایدار است و وجود قانون بازار تنها علتی از عدم اجرای درست این حمایت بوده که سیاست مداران را گوشزد به تعریف و اجرای مصادیق جدید یا همان مصادیق حمایتی در موضوعات جدید کند…..
استیون هاوکینگ نیروی دافعه انرژی گرانشی بین سیارات را انرژی دافعه انرژی کرانشی بیان میکند و آن را عاملی برای حفظ جهان و انبساط کهکشان ها معرفی میکند. در علم شیمی نیروی دافعه با انرژی جاذبه بین ذرات با بارهای مخالف،عامل ایجاد مولکول و سپس ابر مولکول شده است. با این حال بنیان گذاران علم اقتصاد برای قانون بازار(این که مثلا گفته میشود قیمت توسط عرضه و تقاضا تعیین شده است) ، آنچنان اعتبار قائل شده اند که سیاست گذاری دولت به عنوان نیروی دافعه قانون بازار، تعریف و معرفی نشده است. بر اساس گفته های بنیان گذاران علم اقتصاد، برنده اقتصاد در حوزه مصرف کسی است که امکان خرید در بازار پیدا کند و آنهایی که توانایی برای خرید در قیمت های تعدیل شده را هم ندارند باید چشم به سیاست های توزیعی بدوزند تا مشکل آنها حل شود و قسم علی هذا. اگر با الهام از طبیعت درباره علم اقتصاد بخواهیم سخن بگوییم باید گفت: قانون بازار، حداقل نیازش برای این که بتواند اقتصاد را در جهت تکامل یک جامعه انسانی پیش ببرد آن است که یک نیروی دافعه و غالب علیه خود، آن را همراهی کند. حمایت به شیوه درست و در مصادیق مختلف که عامل ایجاد اعتماد فعالان اقتصادی به دولت و حکومت باشد میتواند همان نیروی دافعه علیه قانون بازار باشد. حمایت؛ جایگاه قانون بازار را به این شکل مشخص میکند که به محض آنکه علامتی برای یک افزایش قیمت توسط قانون بازار داده شد، عناصر حمایتی بیدار شده و بایسته های حمایتی انجام بگیرد.
نیروی دافعه علیه قانون فیزیک (نیروی دافعه جاذبه گرانشی) به زبان استیون هاوکینگ:
جهان نمیتواند آن طور که پیش از آن همه انتظارتش را داشتند پایا باشد و اندازه آن تغییر نکند. جهان واقعاً در حال گسترش است و فاصله بین کهکشان ها ی مختلف همواره در حال افزایش است و دقیقاً این عامل پایداری جهان شده است.کشف اینکه جهان در حال انبساط است یکی از انقلابهای فکری بزرگ قرن بیستم بود. با نگاه به گذشته، تعجب آور است که هیچ کس آن را پیش از آن کشف نکرده بود. نیوتون و دیگران بایستی متوجه میشدند که یک جهان ایستا نمیتوانست پایدار بماند زیرا در این حالت، نیروهای دافعه ی قابل قیاسی وجود نداشت که جاذبه گرانشی کلیه ستاره ها و کهکشانها را که بر یکدیگر اعمال میشوند، متعادل کند. بنابراین حتی اگر جهان در زمانی در حال ایستا می بود،؛ نمیتوانست در این حالت پایدار بماند زیرا کشش گرانی همه ستاره ها و کهکشانها موجب میشد که جهان به زودی فشرده شود. در واقع حتی اگر جهان به سرعت نسبتاً آهسته ای گسترش می یافت، نیروی گرانی موجب میشد که سرانجام این گسترش متوقف شده و جهان شروع به انقباض کند. اما از سوی دیگر اگر جهان سریعتر از یک آهنگ بحرانی توسعه می یافت، گرانی هیچگاه آن قدر قوی نبود که جهان را از گسترش باز دارد و جهان برای همیشه به گسترش خود ادامه میداد. این تقریباً شبیه آن است که شما یک موشک را در سطح زمین آتش کرده به فضا پرتاب کنید. اگر سرعت موشک نسبتاً کم باشد، گرانی سرانجام آن را متوقف خواهد کرد و موشک دوباره روی زمین خواهد افتاد. اما از سوی دیگر اگر سرعت موشک از یک اندازه بحرانی زیادتر باشد گرانی برای کشیدن آن به پایین کافی نخواهد بود و موشک برای همیشه از کره زمین دور خواهد شد. جهان نمیتواند آن طور که پیش از آن همه انتظارتش را داشتند پایا باشد و اندازه آن تغییر نکند. جهان واقعاً در حال گسترش است و فاصله بین کهکشان ها ی مختلف همواره در حال افزایش است و دقیقاً این عامل پایداری جهان شده است.
نیروی دافعه علیه قانون شیمی (نیروی دافعه جاذبه بارهای مخالف):
در طبیعت اتم اکسیژن وجود دارد، این اتم انگیزه درونی به پایداری (دست نامرئی در دنیای شیمی) دارد؛ پایداری هم در برابر بودن، بار مثبت و بار منفی اتم تعریف می شود. درباره اتم ها این گونه بیان می شود که تمایل به برطرف کردن نیاز درمورد تکمیل تعداد الکترون های موجود در هر مدار، مقدم بر پایداری از جنبه خنثی بودن عمل می کند(نیروی دافعه دست نامرئی قدرت مند تر از دست نامرئی و خلاف جهت خواسته دست نامرئی عمل می کند)؛ بنابراین اتم اکسیژن که شش الکترون در لایه آخر خود دارد، هرچند در شرایط خنثی قرار دارد، وارد یک واکنش شیمیایی به صورت یک پیوند دوگانه کووالانسی با اتم اکسیژن دیگر شده و تعداد الکترون های مدار آخر خود را تکمیل میکند. اتم اکسیژن می تواند دو پیوند یگانه با دو اتم هیدروژن به صورت مجزا نیز برقرار کند. مولکول آب ایجاد می شود، سپس چون این مولکول قطبی است بی نهایت مولکول آب می توانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
دنیای ماده یک دافعه را معرفی و عامل حفظ حیات و زنده ماندن حیات معرفی کرده است. بنیانگذاران نظری اقتصاد برای قانون بازار، نیروی دافعه علیه قانون بازار به این شکل که نیروی دافعه علیه قانون بازار قدرت مند تر از قانون بازار و در خلاف جهت عمل کند تعریف نکرده اند. آیا در علم اقتصاد نیز میتوان نیروی دافعه علیه قانون بازار (قیمت توسط عرضه و تقاضا تعیین شده است!) تعریف شود که مفید برای اهداف اقتصادی باشد و کارکرد قانون بازار را نیز افزایش دهد؟
نیروی دافعه علیه قانون شیمی به زبان هاوکینگ:
اتم ها از ذرات ریزی به نام الکترونها، پروتونها و نوترونها تشکیل شده اند. برای هر یک از ذرات اتم یک پادذره وجود دارد. پادذره ها همان جرم ذرات مربوط به خود را دارند ولی بار و سایر مشخصات آنها متضاد است. به عنوان مثال، پادذره یک الکترون که پوزیترون نام دارد دارای یک بار مثبت، یعنی ضد بار الکترون است. زمانی که پادذرها و ذره ها با یکدیگر برخورد می کنند، یکدیگر را از بین می برند. بنابراین اگر شما با ضد خود دیداری داشته باشید، دست او را نفشارید، شما هر دو همزمان به صورت برق بزرگی از نور از بین خواهید رفت. انرژی نور از یک نوع ذره بدون جرم به نام فوتون حاصل میشود. خورشید بزرگترین چشمه فوتون برای زمین است. فوتون چیزی جزء واکنش شیمیایی الکترون با پادذره خود یعنی همان پوزیترونها نیست. در این واکنش الکترونها و پوزیترونها یکدیگر را از بین برده اند تا فوتونهای بیشتری را به وجود بیاورند..
الکترون به تنهایی کارکرد خود را در دنیای فیزیک پیدا نمی کند. نیروی متضاد الکترون جایگاه این ذره را در امر ایجاد حیات مشخص میکند. ما میتوانیم نیروی دافعه یا متضادی برای قانون بازار( که مروبط به فرد نیست و قدرت دافعه دارد) تعریف کنیم و ببینیم آیا میتوانیم اقتصاد را بر اساس آن نیز تعریف کنیم یا خیر.
اقتصاد تابع انتظارات است و کسانی که تورم را ایجاد می کنند، از طریق انتظارات تورمی با لباس قانون بازار (عرضه و تقاضا) که مطابق با آن (قانون بازار) هم کار نمی کنند، قیمت ها را افزایش می دهند. انتظارات هم؛ تابع اجراشدن یا اجرانشدن سیاست گذاری های مالی حمایتی و ماهیت حمایت مالی انجام شده است. حمایت مالی درست و پایدار را میتوان همان نیروی دافعه علیه قانون بازار معرفی کرد. حمایت مالی؛ جایگاه قانون بازار را به این شکل مشخص میکند که به محض آنکه علامتی برای یک افزایش قیمت توسط قانون بازار داده شد، عناصر حمایتی بیدار شده و بایسته های حمایت مالی جدید نیز تعریف گردد و انجام بگیرد. نیروی دفع کننده قدرت بازار، حمایت مالی است. با حمایت مالی درست و پایدار از تولید کننده و مصرف کننده میتوان قیمت را کاهش و نیازهای مصرف کنندگان را نیز تامین کرد.
گزارش مرتبط:
شناخت جایگاه بازار بر اساس قواعد زیست سلولی
ادبیاتی درباره انتقاد به مفهوم بازار در جایگاه خرد و کلان
خطای انسانی هنگام کاربست قوانین فیزیک در اقتصاد چه بود؟
ضمیمه:
برخی توضیحات تعریف علم اقتصاد در قسمت بایگانی های فیلم کامنت نیوز: (ماجرای عدم همگرایی درآمد سرانه در علم اقتصاد قسمت اول و ماجرای علم اقتصاد قسمت دوم) و گزارش های متنی:
گفته ها و نگفته های علم اقتصاد/مروری بر برخی گزارش های کامنت نیوز
گزارش ششم با موضوع اقتصاد چیست با محوریت چگونگی تعریف مکانیزم حمایت (بخش دوم).
لطفا نظر بدهید: کسب و کار را بر مبنای کدام هدف ایجاد کنیم؟ کاهش وابستگی خانواده یا افزایش درآمد خانواده؟
Wednesday, 28 January , 2026