وجود پول سمت تقاضا، اگر از پرداختی های رایگان پایدار برای ظرفیت خلق تکنولوژی بالقوه و بالفعل و حمایت از تولید در جایگاه جامع نباشد؛  با جمع شدن با پدید شهرنشینی در مشغول شدن فعالیت های خدماتی در صنعت غذا یا تفریح، می تواند ضد منابع نسل آینده عمل کند. خطر واردات شهر نشینی در […]

 وجود پول سمت تقاضا، اگر از پرداختی های رایگان پایدار برای ظرفیت خلق تکنولوژی بالقوه و بالفعل و حمایت از تولید در جایگاه جامع نباشد؛  با جمع شدن با پدید شهرنشینی در مشغول شدن فعالیت های خدماتی در صنعت غذا یا تفریح، می تواند ضد منابع نسل آینده عمل کند.

خطر واردات شهر نشینی در برخی کشورهای در حال توسعه

تقاضا از پیامد فقط تورم و اقتصاد سازی و تورم در بلند مدت گذر کرد و امروز یا نشانه توسعه یافتگی است و یا می تواند تهدید عرضه شود.

ماجرای شهر نشینی در قرن ۱۸ جدی شد وقتی کارخانجات ریسندگی زمینه اشتغال کارگران زمین های کشاورزی فئودال ها را فراهم کرد و حکومت در روستا از بین رفت. واردات این کارخانجات به کشورهای دیگر شهرنشینی را تقویت می کرد. می خواهیم ماجرای شهرنشینی را از زاویه توسعه و تقاضا و عرضه ببینیم. در  1930 کمبود تقاضا حیاتی ترین عنصر برای کشورهای توسعه یافته بود. شهر نشینی درآمد زیاد برای ساکنین اش فراهم نکرد و سوال بی پاسخ، چگونه فروش بی نهایت کالاهای تولید شده بود. ۱۹۵۰ اقتصاد به صورت نانوشته تغییر کرد. درآمد های رایگان در قسمت خلق تکنولوژی درامد سرانه را ارتقاء داد. اگر یادتان باشد قبل از ۱۹۳۰ از افزایش تقاضا به خوبی یاد نمی شد. خیلی پررنگ در زمان کلاسیک ها بود که تعبیر شدید پیامد فقط تورمی بر آن بود. تعبیری که کلاسیک های جدید آن را به بلند مدت موکول کردند( به احترام نفی اشتغال کامل که زمینه تقاضا عرضه خود را ایجاد میکند را کینز ایجاد کرد). در واقع نفی اشتغال کامل مدیون نتایج تحقیق و توسعه تجربی است. تحقیق و توسعه تجربی دو دین به گردن ما گذاشته است: ۱- آنکه باعث اقتصاد سازی شده است  2- نفی اشتغال کامل متکی بر آن بوده است و آن را جلو برده است. می توان گفت مشکل کاهش تقاضا از جایی درست شد که همان، نفی اشتغال کامل را هم ایجاد کرد. آیا افزایش تقاضا در کشور های توسعه یافته ایجاد مشکل نمی کند؟

در کشورهای در حال توسعه واردات کارخانجات وابستگی به واردات را کاهش داد و احتمال تاثیر افزایش نرخ ارز در تورم را گرفت. کارخانجات نمی توانند درآمد سرانه را افزایش چندان دهند چون درآمدشان وابسته به درآمد سرانه هست. این مساله در واقع بد است ولی در واقع خوب است. خوب است از این جهت که تقاضا نمی تواند ابعاد ویرانگر خود را نشان دهد. وقتی کسی به فکر اجرای پروژه های نفی اشتغال کامل مانند سد زیر زمینی برای هدایت آب جاری به سفره های زیرزمینی یا غیر، نباشد در واقع ممکن است تقاضا عرضه را از بین ببرد. زمین های کشاورزی را از بین ببرد و آب سفره های زیرزمینی را کاهش دهد که در نهایت مردمی باقی می مانند که به دریافتی های مستمری هر ماه چشم می دوزند. برای کشورهای در حال توسعه که آشنا به حمایت درست نیستند و تنها واردات کارخانجات را دنبال کردند؛ درآمد سرانه پایین کمک می کند که منابع آینده شان حفظ شود. ایران به عنوان کشوری توسعه نیافته نیز از این مساله ایمن نیست. ایران آشنا به حمایت درست است ولی اجرا کننده حمایت نادرست است. نقدینگی داده شده بدون بازگشت یعنی حمایت مالی رایگان به افرادی محدود، داده شده است که می تواند زمینه سازی تقاضا سازی های بعدی در جامعه برای تضمین دریافت سود و درآمد باشد. برای بقیه کشورهای توسعه نیافته تنها در صورت آشنایی با حمایت درست است که اقتصاد ایمن از افزایش تقاضا می شود در غیر آشنایی با حمایت درست، اکتفا به واردات کارخانجات ها در ابعاد کاهش وابستگی و از بین رفتن وابستگی ارزی برای کشورهای در حال توسعه مفید است و  بیشتر کردن تقاضای نهایی زمینه عرضه مفید نیست و ممکن اول از همه از منابع زیرزمینی عرضه شود تا زمانی که معنای اقتصاد برای آنها تعلیم داده شود.