همواره این تصور می رفت که دهه 60 دهه سوخته است چون فراوانی متولدین این دهه مانع خدمت رسانی رضایت بخش به این طبقه شده است. ولی به نظر میرسد عدم حمایت درست از اقتصاد این عامل اصلی بوده است نه به هم خوردن به اصطلاح تعادل عرضه و تقاضا!

کامنت نیوز: وقتی درصد جمعیت جوان در ایران مورد بررسی قرار میگیرد به سهم بالای جمعیت ایران که در سالهای قبل از ۶۶ و بعد از ۶۲ متولد شده اند می رسیم:

بیشتر فراوانی در طبقه بندی جمعیت ایران متولدین ۶۲تا ۶۶هستند. این طبقه با تغییر سال قله سنی جمعیت را تغییر میدهند. یک زمان ۱۲ درصد جمعیت در سال ۲۰۰۷ بین سن بیست و بیست و چهار سال تعیین می کنند و یک زمان پس از چند سال ۱۲ درصد جمعیت را در سال ۲۰۱۲ در اختیار گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ قرار میدهند. فرزندان متولد شده در ۶۲ تا ۶۶ فرزندان ای هستند که اعتماد والدین شان به حکومت عامل اصلی تولدشان بوده است.

برای همین امروز انتظار می رود بیشتر فراوانی جمعیت جوان بین سنین ۳۳ تا ۳۷ سال باشد.

اگر شاخص های سلامت در ایران مورد بررسی قرار بگیرد ایران رتبه بسیار نگران کننده ای را نشان میدهد:

آیا این نشان میدهد که خواسته های طبقه اصلی ایران یعنی جوانان براورده نشده است؟

وقتی دقیق تر در آمار مربوط به سوء مصرف مواد و افسردگی نگاه میشود معلوم میشوم طبق آمارهای جهانی این پارامتر از ۱۹۹۰ در ایران درسطوح بالا وجود داشته و یا حفظ شده و یا با درصدی آرام رو به افزایش گذاشته است. بنابراین ۱۹۹۰ بچه های متولد ۱۳۶۰ نه ساله بوده اند و قاعدتاً مساله پارامتر های سلامتی روانی جوانی مرتبط با هجوم یک نسل جوان و عدم عرضه کافی نیست بلکه پارامتر های سلامتی متاثر از یک ساختار اقتصادی است که این را میتوان گفت آن ساختار امروز آسیب زننده ترین هجمه هایش به متولدین ۳۳ تا ۳۷ اصابت میکند:

قرص جسم و روح ایران حمایت از اقتصاد است. حمایتی که بتواند ساختار اقصاد ایران تغییر دهد…ادامه دارد..

ضمیمه:

اعتماد سازی که بر پایه اجرای درست سیاست گذاری درست حمایتی است؛ هم تضمین کننده سلامت اقتصادی است و هم تضمین کننده سلامت جسمانی.