افزایش دستمزد معادل افزایش تورم به خودی خود موجب بازگشت سطح تولید به سطح اولیه نمیشود. این که افزایش سطح دستمزد معادل افزایش تورم، هزینه نهایی را از درآمد نهایی بیشتر کند؛ موجب بازگشت تولید به سطح اولیه می شود. چرا که تولید کننده در راستای افزایش تولید، با افزایش هزینه نهایی ناشی از افزایش قیمت مواد اولیه واسطه ای نیز مواجه شده بود.
آنچه گفته شد پاراگرافی در دفاع از میلتون فریدمن بود! وقتی این ایراد به نظریه میلتون فریدمن شود که به فرض دستمزد ها معادل افزایش قیمت افزایش پیدا کند ولی این عامل بازگشت سطح تولید به سطح اولیه نمیشود.
آیا میلتون فریدمن در امان ماند؟
خیر. باید در مورد سیاست پولی مرتبط با تولید صحبت کرد. وقتی نقدینگی به تولید کنندگان داده می شود تقاضای نهاده های تولید افزایش می یابد. افزایش سطح تولید توام است با قیمت گذاری متناسب با افزایش هزینه نهایی تولید. حال اگر قرار باشد که دستمزد نیروی کاری که برای تولید کنندگان محصولات نهائی کار می کنند متناسب با تورم ناشی از افزایش قیمت هزینه های تولید افزایش پیدا کند، تولید کننده تصمیم به بازگشت سطح تولید به سطح اولیه می کند. حال اگر سیاست پولی مرتبط با تولید به صورت بلاعوض به تولید کنندگان داده شده بود چه رخ می داد؟ هزینه نهایی جاری افزایش پیدا نمی کرد (قیمت مواد اولیه افزایش یافته است ولی منجر به افزایش هزینه نهایی تولید کننده کالاهای نهائی نمی شود و قرار نمی گیرد) که قیمت گذاری کالاهای نهائی افزایش پیدا کند که بعد باز صحبت از افزایش دستمزد کارگران تولید کننده محصولات نهائی و غیره شود.
در ایران از نفی لیبرالیسم اقتصادی خیلی سخن می گویند. ولی این کافی نیست. کافی این است که نفی لیبرالیسم در اجرای درست حمایت ماادی درست و بلاعوض و پایدار از تولید کنندگان تعریف شود. متاسفانه نفی و نقد لیبرالیسم اقتصادی توام با اجرای سیاست های اقتصادی لیبرالیسم مبتنی بر قانون بازار و تعمیق و تعمیم آن بوده است.
ضمیمه:
نمی دانم متوجه شدیم یا نه؟ نظریه تورم پولی علم اقتصاد با در نظر گرفتن موارد زیر درست خواهد بود:
۱- سیاست پولی، سیاست پولی مرتبط با بازار محصول باشد.
۲- این سیاست پولی، پایدار و فزاینده باشد چرا که اگر فقط پایدار باشد موضوعیتی برای ایجاد تورم سالانه ایجاد نمی شود و به میزان فزاینده بودن، بار موضوعیت تورم سالانه برای سالهای بعد، امکان پذیر می شود.
با این وجود علم اقتصاد، برای نظریه تورم پولی خود، از واژه پایداری استفاده نکرده است و آن جا هم که از واژه پایداری استفاده کرده است، واژه فزاینده بودن را استفاده نکرده است(آنجا هم که واژه پایداری استفاده نشده است خطای نظری دیگری جایگزین آن شده است). این ها هم جدای از آن است که به طور کلی نباید برای تفسیر سیاست پولی، سیاست پولی مرتبط با بازار محصول تفسیر شود.
Wednesday, 28 January , 2026